X
تبلیغات
رایتل

ترانه ی متواری!



ماه! ماه ناگزیر!


ماه! ترانه ی متواری!


از انعکاس اندوه آسمان مگر 


مژه ی مرطوب ترا ببوسم،


ورنه دیگر از آن ستاره ی سفر کرده نامی نیست.





ماه! ماه ناگزیر!


ماه! ترانه ی متواری!


من می دانم ، می دانم اگر شب نبود 


بعد از آن نم نم ملکوت 


رنگین کمانی شگفت در بستر گونه های تو می رویید.





پس دیده در پسِ آستین خویش ، به سایه خواهم رفت،


بی صدا گریستن ، دشمنِ مغموم را دلشاد نمی کنم.



(سید علی صالحی )