X
تبلیغات
رایتل

کالجی!


_ازپله ها داشتم میرفتم بالا که ؛چشم هام....


چرا شبیه قایق موتوری شده؟!مامان...


گذاشتمش بالای پله ها...مثله "سهراب(فوتبالیسه بود) دروازه زیر درخت نارون!....شوتینگ وسط تشت!


مش خروس لمیده یکم آن طرف تر نارون!پس از تکان پروبال شاکی گون بگفت؛ قور قور (آب تشت روش ریخته بود)


ببخشید مش خروس جان....اگه یکی بالغ بر صدوبیست واندی وزن پاشو تو کفش قد قدی بکنه اونوقت چی!؟


دوباره؛قورقور


 چی ؟!چاقو رو بیارین ،!……


و بدین سان مشتی فرار نمودو ما هم هیچ وقت فراموش ننمودیم گند عمه جان بزرگه مان را( کفشهای گشاد توی پا )

القصه 

پس ازآن روز موقع خروج ز منزل....لوازم شخصی مان شش قلفه ..


+در مصاحبه ای از اوشان پرسش بشد که؛شما چه تصمیماتی برای آینده دارید ؟


بعد کمی مکث بگفت؛راه بابا مو ادامه بدم...(ولبخند زد)

چه راهی؟


.

مکث و فیگورش...و پاسخشT_TT