X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 30 آذر 1395
توسط: Madar Baran

ازادب پر نور گشته ست این فلک؛وز ادب معصوم و پاک آمد ملک*

...

آیه (99)+آیه(141) سوره انعام+آیه (68)الرحمن؛

همان طور که خودتان واقفید؛ انار سه بار در قرآن مطرح شده است(99-نشانه خداوند) -(141-ازانسان خواسته شده است ازاناراستفاده کند) ودیگرباربه عنوان میوه بهشتی معرفی شده است(68)

+ آیه (31-سوره اعراف) درخاطرمان باشد. 

امام علی (ع) ؛

به کودکانتان انار بخورانید ،زیرا قدرت تکلم آنها را سرعت می بخشد.

و در حدیث دیگری فرمودند؛

اناررا با پیه آن و پوست زرد و زخیمی که روی دانه های انار قرار دارد،بخورید.

√*مولانا.

....

....(آرشیو 93) (خانم معلم ؛مهنازی یادشونه)

.....

یکی از آن درختهایی که در گوشه کنار ولایت مان ؛آن هم در خزان  رنگ رنگ...چشم نوازاست؛درخت ازگیل (کونوس دار) هست ولاغیر. (ثبت تصویر: 27آذر95-)

....

هوشنگ ابتهاج؛

چند این شب وخاموشی!؟وقت است که برخیزم

وین آتش خندان را با صبح برانگیزم 

گرسوختنم باید افروختنم باید 

ای عشق بزن درمن کز شعله نپرهیزم 

صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارم 

تا خود به کجا آخر با خاک درآمیزم 

چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان 

صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم 

برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش

وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم 

چون گریه گلو گیر است از ابر فرو بارم 

چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم 

ای سایه!

سحر خیزان دلواپس خورشیدند 

زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم 


+چهارفصل تان ارغوانی...؛یلدایِ تان مبارک...


یکشنبه 28 آذر 1395
توسط: Madar Baran

چند اپیزود؛تا یلدا...


دویچه وله ؛

آب وهوای مساعد وخاک مرغوب گیلان مناسب پرورش انواع صیفی ها ،میوه ها،حبوبات و غیره است.فراوانی سبزی ها تنوع آب هوا از جمله دلایل فراوانی غذا های محلی در استان گیلان است.

به عنوان نمونه گیلانی ها تنها در فصل زمستان حدود شصت نوع غذای محلی دارند؛میزا قاسمی ،نازخاتون ،ترش تره ،باقلا قاتق،ماهی فویج،فسنجان،اناربیج،غوره آویج،سیر قلیه،کال کباب....تنها برخی از غذاهای محلی معروف استان گیلان است.و همچنین انواع ماهی ها بخصوص ماهی سفید سهم عمده ای در سفره گیلانی ها دارد...

در گیلان بیش از 170 نوع غذای محلی پخته می شود؛که از این نظر در ایران در  رتبه نخست قرار دارد.ولیکن با پیشنهاد دبیر کل کمیسیون ملی یونسکو، شهر "رشت " را به عنوان "شهر خلاق غذا" در یونسکو ثبت شد.

         

   (خانم استرکوئیش لاروش)

ریاست منطقه ای "یونسکو" در تهران؛

همه بر سر دو موضوع توافق داریم ؛اولا غذا بهترین قسمت شهر رشت است و ثانیا اینکه مردم رشت بسیار مهربان و خونگرم هستند.

......


رستورانی که تمامی غذاهای گیلانی در منوی غذایی اش لحاظ شده باشد ؛رستوران "شور کولی " در رشت است.

+ما به شب یلدا میگیم؛چله شب ؛ 

اَجى و آقاجان مان   دوست دارن ؛شب یلدا همه ی دختر ها وپسر ها داماد ها و عروسها به انضمام نوه هاو نتیجه ها...همه همه؛در منزل شان جمع شوند(ایضا چهارشنبه سوری ها)ولیکن همه ی آنانی که نام بردیم ؛خصوصا نتیجه ها ؛از اول مهر پرسان پرسانند که؛کی چله شب میشه!؟ میگیم هشتادو نه روز دیگه :|فردا روز دوباره همان پرسش و همان پاسخ!؟نع.درسته پرسشش همونه ؛ یقینا پاسخ متغیره :|

حالا ازاون هشتادو هشت روز بگذشته و نزدیک به "شب چله " ایم ؛یادتان باشد که؛پرسش نتیجه ها چون است؛چقد دیگه مونده تا چهارشنبه سوری!؟ 

 میگیم ؛دور ور نودو یکی دو روز:-P

بگذریم ؛|

+ویکی پدیا ؛راجب(شب یلدا) ومرسومات دیگر شهرها؛چه جالب ناک نوشته بود:-P

....


+عکس؛ از پسردایی کوچیکه (نمى دونم از کجا ؟)؛دوست داشتم بدونم چه کسی ؟اینهارو درست کرده ؛یعنی دونفر بودن!؟خانم یا آقا؟...؟

هوم...

ازنظرمان یک خانواده دوست داشتنی ای به تصویر کشیدن ؛آقا وخانم برفی؛  با آن اکسی توسین! ساطع نموده شان...تا آن بچه برفی های متعجبانه نگریستنِ ؛عکاس باشى...(هرکه بود؛طیب الله انفسکم)

پنج‌شنبه 25 آذر 1395
توسط: Madar Baran

ناصر وحدتی ،سیاهکل،آبشارلونک ،توت فرنگی وحشی؛باقی ماجرا

.....

آقای ناصر وحدتی؛

خواننده ،نویسنده ،پژوهشگر موسیقی است که به زبان گیلکی ترانه می خواند.تمام ترانه های او ،ترانه های فولکلور گیلان هستند.

آقای وحدتی ترانه های خود را با تحقیق در روستاهای گیلان وبیشتر از زنان می یابد.ایشان چند اثر داستانی هم در کارنامه خود دارند.اوکه سابقا در گروه "شمشال" فعالیت داشته گروه موسیقی "گیل وآمارد" را تاسیس کرد.

مشهورترین ترانه های فولکور که شهرت ملی را نیز دارا میباشد ؛"رعنا" و"آها بگو" توسط ایشان اجرا شده است.

....

                                                

آقای ناصر وحدتی 12تیر1326در روستای "لیش" به دنیا آمد.او از کودکی به خوانندگی و موسیقی علاقه داشتو نشانه این علاقه مندی را می توان در چهل سال برای جمع آوری اشعارترانه ها و ملودی ها ی محلی مشاهد کرد.او.فعالیت خود را از سال 65آغاز نمود و کنسرت هایی  زیادی در زمینه موسیقی گیلکی  در شهر های ؛تهران ،رشت،لاهیجان،رودسر،لنگرود،آستانه،انزلی ،صومعه سرا،خرم آباد،ساری ،آمل و...اجرا نمود.وی همچنین بیش از 20کنسرت در کشور هایی چون؛آلمان،ایتالیا،سوییس،کرواسی،ارمنستان،روسیه،کردستان وعراق اجرا نمود است.

کتابها،مقالات و رمانها؛

√دریافت دیپلم افتخار ازچهل و پنجمین جشنواره مویسقی فولکلور جهان در کرواسی 

.....

                                  

آلبوم های منتشر شده؛زرنگیس-شورم نقش-دامون-آها بگو.رمان ها؛تا فردا دیر نیست-من ریحان هستم-داستان یک زندگی

......

        

نمایی از منطقه آبرفتی اطراف سیاهکل.

سیاهکل یکی از شهرهای استان گیلان است.

نام محلی سیاهکل بدانگونه که مردمانش تلفظ می کنند؛سی کل است. "سی "به معنی صخره بزرگ و کوه با شیب تند و "کل "به معنی آبادی ؛در واقع نام.سیاهکل به معنی آبادی کنار کوه با شیب تند است.

سیاهکل؛یکی از شهرستانهای خوش آب و هوای استان گیلان است وهمچنین طبیعت بکری دارد.

زبان؛زبان بخش مرکزی سیاهکل گیلکی و زبان مردم کوهستان،دیلمی است که به دلیل مراودات چندین ساله شبیه هم شده اند.

√معروفترین روستاهای سیاهکل؛لیش ،موشا اسپیلی،میکال می باشد.

.....

آبشارلونک؛

آبشارلونک در منطقه جنگلی کنار جاده کوهستانی سیاهکل به دیلمان پس از شهر سیاهکل قرار دارد.و فاصله ی آن تا شهر سیاهکل 25کیلومتر است.مسیر رسیدن به آبشار درختان سر به فلک کشیده راش،ممرز،توسکا ،خردمندی،انجیری،رستنی ها گونا گون وگلهای رنگارنگ پیرامون آبشار لونک  و همچنین آب و هوای مساعد زیبایی و جذابیت ویژه ای به این آبشار بخشیده است.وجودگونه های مختلف  پرندگان یکی از جاذبه های توریستی مهم استان وحتی ایران تبدیل کرده است.

القصه؛

سال 87ما بهمراه جمعی مسیر متذکر شده آبشار راطی نموده؛تصویر(توت فرنگی وحشی) هم در همین مسیر رسیدن به آبشار ثبت شده است. جای شما خالی (دلتون نخواد) خیلی خوشمزه ی خوش عطربوی عجیج مجیدی ببوده بود.

+مسیر آبشار دره هایی بالغ بر 100 متر وجود داره ؛اگر روزی روزگاری گذرتان به آن طرف ها افتاد؛مراقب باشید.

(ازاون سال تا به اکنون؛جرات نکردم که برم:|)

چهارشنبه 24 آذر 1395
توسط: Madar Baran

آن پیراهن!

....

 مبحث پیراهن مردانه ؛

هرگیله  زنی در  فصل کاشت و داشت و برداشت؛از پیراهنه همسر خود ؛جهت کار در مزرعه استفاده میکند؛مزایای این کارمیتوان ؛ چند لارج بودن و راحتی درحین کار-بخاطر دکمه ی آستین ؛که ببسته شود بسان مچ بند کاربرد دارد-وآن جیب پیراهن که؛آدامس-قرص هایی که به دلیل پا درد- فشارخون -عارضه های قلبی....برگ های ریاحین وگل محمدی ،سنبل..انواع شکلاتهاوجدید تر ها هم تلفن همراه  گذاشته می شود؛ولیکن اگر دگمه داشته باشد که چه بهتر ؛وگرنه باکی نیست؛سنجاق قفلی میبندند؛ما خودمان چندین بار به درخواست خود صاحب جیب:دکمه باز نموده :قرص ازجلد جدا نموده ؛در دهان خانم  کارگر روزمزد گذارده؛ایضا آدامس و شکلات و....(دست خودشون گلی بود از من خواستن )

بهرجهت؛هیچ کسی عیب و عار نمی داند که؛بلوز همسرپوشیده ؛حتی درزمان غیرکار.کاملا طبیعی ومرسومه اهالی روستایمان هست...

√چقدر ما ازدست "نوشا"حرص خوردیم.

.....

استاد ایمان ملکی در 20 اسفند 1354- در تهران متولد شد واز دوران کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشت.ایشان از 15سالگی فراگیری نقاشی را تحت نظر اولین وتنها معلم خود "استاد کاتوزیان" -که بزرگترین نقاش واقعگرای ایران است آغاز نمود.در سال 1380 اقدام به تاسیس آتلیه نقاشی آرا و آموزش نقاشی با رعایت ارزشهاهای سنتی و کلاسیک این هنر نمود.

+  دلم می خواست راجب پیراهن نقاشی شده بنویسم.بگذریم.بماند برای بعد:|

 مولانا؛

دل چو سنگ در آن است 

که گوهر گردد

عشق فارق کندش 

از گهر بی گهری...


+شیرکوبیکس؛ انسانی که با سکوت دم خور نشود-چگونه خواهد توانست با عشق من دم خور شود-کسی که با چشمان اش <باد> را نبیند-چگونه می تواند کوچ ام را درک کند-آن کس که به صدای سنک گوش نسپارد-چگونه می تواند صدایم را بشنود-وآن کس که در ظلمت نزیسته-چگونه به تنهایی ام ایمان آورد!؟...


چهارشنبه 24 آذر 1395
توسط: Madar Baran

مژدگانی بده ؛یک دوست رسید...*

...

.....

.....

 تصایر فوق ، " یلدا بانو  " جان ؛جمعه -19آذر ماه سال جاری ؛ثبت نمودن.

ایشان از دوستان عزیزمان هستند؛وآشنایی ما با ایشان (مدیون دایی جان کوچیکه مان هستیم )

یلدا بانو علاوه بر تدریس ؛مشغول تحصیل در مقطع دکترا هستند.

+جزء اون دسته از انسانها هستند که؛ نشته پهلوی شان شدین یقینا گذر زمان حس نخواهید کرد.

√موزه میرث روستایی گیلان.(لینگ شم تو لینگ دونی هست)

√*سانس آخر؛کجاست؛من میگم رسید.

برای نخستین بار؛پ.ن ؛نمی دونم چرا از کلمه "پخته" و "پختگی"..یه همچین چیزهایی؛ارتباط خوبی برقرارنمیکنم.شاید منو یاد مرغ پخته؛گوشت پخته؛یه چیزی درمرحله ی فاسد شدن و...نمی دونم.واقعا نمی دونم.

ودیگر این که؛ وقتی می شنوین."دختر ترشیده" ذهن تون میره سمت لغت نامه دهخدا!؟یا معین؟یا فرهنگ عمید؟

پس کجا میره!؟دخترهمساده؟

بهرجهت  برش گردونید ؟تا مابهش بگیم که;در ولایت ما به دختربچه های نابالغ "بینیشته لاکو"یا همان

    "دختر ترشیده" می گویند.چرا؟فرض بفرمایید دختربچه ای  (ازهمان دسته ی ذکر شده)مشغول نقاشی که چه عرض کنم؛خرچنگ غورباقه کشیدن باشد و عاقله زنی که آبستن است ؛همراه شوی خود ؛مهمان شان ببوده....

حال این عاقل زن را دس به کمر تصور بفرمایید ؛ که راه می رود و نالان که چه؛شکم مبارک شان قلنج نموده ؛که آن بچه هه همان طوری که  در توهم پیکاسو گری بود ؛گفت؛اگه با یک لا پیراهن بیرون نمی رفتی اینطوری نمی شدی..برو شیکم تو با روسری کلفت ببند؛بزار گرم شه و عرق کنه؛اینقدم راه نرو ؛حالم بهم میخوره؛زن آبستن چون بشنید؛آن هم  درحضور شوی خود؛برآشفت و گفت؛بینیشته لاکو(آیکن چهره آن خانم با عصبانیتی که مقصود بدجنسی طرف مقابل)

شوی محترم شان که تصدیق می نمودن؛آن زن عجیج ؛حرص می خوردن؛وتکرار و تکرا رو...(آیکن نمی دونم.چی)

+بینیشته=نشسته.لاکو=دختر. نشسته دختر همان ؛دختری که بسیارسال شده درخانه پدرنشسته است و به خانه ی شوهر نرفته است.نه طفل زیرهفت سال.

√چندی پیش دوست عزیز و بزرگواری ؛باعث یادآوری این خاطره شد واین که؛این بینیشته لاکوکی موروثی ببوده؛مادرو مادربزرگ و..الی ماشاالله.

++مهمش این بود که؛چند ساعت بعدمشکل آن بانوی باردار رفع شد.(:

شمس؛

آدمی مخفی ست در زیر زبان 

این زبان پرده است بر درگاه جان

مولانا؛

کیستی تو؟

شمس؛

تیرپران بین و ناپیدا کمان 

جان ها پیدا و پنهان جانِ جان