X
تبلیغات
رایتل
شنبه 25 دی 1395
توسط: Madar Baran

بنفشه گول...

....

....ازدهِ دى و گردش باحمیدی و ثبت آن تصویرپیش رو ؛خونه ی آقاجان نرفته بودیم.القصه ؛دیروزشال وکلاه زماهو.....جهت دیداری تازه نمودن و دیدن سوسن جون ز پایتخت آمده و گپ وگفت خوش خوشانی مان...؛سوسن جون دخترعمو بزرگه ؛مامان جان مان هستند؛یعنی ازمامان مونم چند سال بزرگترن؛ یعنی متولد چهلو دو هستند....

القصه: منو سوسن جون رفیق های پابریک(همون فابریک )همیم؛ساده بگم!؟تا شب هنگام باهم حرف زدیم (البته اون وسط مسط پخش رومیگرفتن؛)ویعنی این که ؛بجز خانم بنفشه وحشیه عجیج مجیدیه حمیده شده :چندتصویربیش ثبت ننمودیم:اول این که شب شده بود؛شب هم نشده بود هوا یخ آلودبود ؛یعنیذخیلی سرد بود؛ولی باین وجود مامان اینا رفتن ؛مراسم عقدی که دعوت شده بودن؛البته بعد بدرقه ی سوسن جون :-*

 اجی اینا بوته های نرگس شونو نمی کنند؛یعنی همیشه خدا بوته ی نرگس (پیازنرگس) چهارفصل ؛همش تو خاکه؛نمی دونم چه نوع نرگسی هست؛عطروبوش ملایم تر از اونی هست که ؛ازخانم مش قاسم گرفتیم...

طبق معمول هفته ها؛آتش افروخته بود...

....

....

دختر بابا معرف حضورمبارک تان که هست!؟پستانک مصرفی ببوده اند؛مامانشون همراه زن دایی بزرگه؛مشغول تدارک شام ببوده اند؛ولیکن زما خواستن که؛ازدختردایی پستانک مصرفی مان نگهداری نموده.،،.

...هوم؛

خیلی عجیج مجیدیه حمیده شده است که ؛چونان فشرده شدن انگشت اشاره...

√نتیجه؛ایشون خیلی خانومانه پستانک مصرف میکنند

یعنی ؛درخلوت خویشتن ؛هن هن کنانند ؛ و وقتی میبینن میون ؛; اجی وآقاجان وخان دایی -دایی جان کوچیکه....باقی عزیزان؛ نشسته درآغوش هستند؛بی هیچ جلب توجه ای پستانک تناول می نمایند...

√وهیچ لاکوکی نمی تونه مثل کوتاکان عجیج مجیدی؛هن هن کنان ؛ازنوعه عجیج مجیدیه حمیده شده... مصرف نمایه.ولاغیر.

√ازتکرارمکرر؛چونان واژه ا ی("پستانک" )عذرمی خواهم.

....

....

+سلام میکنم؛

سلام میکنم به بنفشه :به رنگ روشن هیزش؛به سوکت سکرانش به سخاوت عطرش....

سلام میکنم به همین حوالی ،به همان سربه هوایی مسیرمدرسه  ،به گنجشککان بالای بید بن....

سلام میکنم به مشت پدر بزرگ؛به مشت مقابل دو  دیدگانم،به مشت پر بنفشه ی دودیدگانم....


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد