X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 22 تیر 1396
توسط: Madar Baran

(...)

.....

.....

فاضل نظری؛

ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید

وگرنه پاسخ دشنام مهربانی نیست 

درختها به من آموختند فاصله ای 

میان عشق زمینی و آسمانی نیست 

به روی آینه ی پر غبار من بنویس

بدون عشق جهان جای زندگانی نیست  

.....

......

1-وسایل و اشیا برای استفاده هستند؛ نه انسان ها...

2-انسانها برای دوست داشتن هستند؛نه اشیا...

3-اعتقاداتت تو را انسان بهتری نمیکند؛رفتارت اما چرا...

5-باور داشته باش ماندگار ترین اثر هنری انسان؛محبت است...

6- قدر دانستن را یاد بگیر ؛تا حسرت گذشته خوردن را بلد نباشی.

.....

.....عکس از مرد شریف.(انزلی)

چند روزی میشه که مردشریف به رشت منتقل شده؛خیلی هم ناراحت و دمقه.مامان جان و خانومش گفتن؛باهاش حرف بزن!که ارتقا پیداکردی.که جاو مکانت خیلی بهتره....

.....

          

منم اون عکس رو فرستادم براش؛میدونم ناراحته!چون عاشق رانندگی !عاشق پیچ وخم جاده !عاشق ازبر کردن مسیر به مقصد رسیدن هاست!کهاتفاقا عاشق ماشین های قدیم مدیمیه...که با وجود خستگی کاری و طی مسافت رشت و انزلی چقدر با شوق و ذوق از رفت و برگشتش هاش تعریف میکرد...زیر عکس نوشتم؛مردشریف دوخانید؛که دوخانید در گویش ما ؛یعنی صداش کنید. (ان شاء الله با قضیه کنارمیاد)

.....

.....اول راجب پیازها توضیح بنویسم که؛خیلی باحالن.باهاشون قیمه،مسما،سالاد،واویشکا درست کردم؛پیاز داغش شاهکار شده بود؛که وقت کاشتن سیر(اواسط مهر) یه گوشه ای ز باغ پیاز هم کاشتیم...البته ضرب المثلی هست که میگه؛خیلی سیر پیاز خوش داره؛اینو کنایه آمیز وقتی میگن که ؛یکی که باهاش تو مورد هایی تفاهم ندارن()..اومده باشه بقل دستش نشسته پهلو ببوده...که عنی  خیلی سیر پیازو دوست داره ؛خیلی من ازش(یا ازت) خوش میاد؛اومده کنارمم نشسته(البته امکان داره یه قند دون قند ؛در حال آب شدن تو دل  طرف باشه؛منتهی زبونش چونان بگه؛ خیلی سیر پبازه خوش داره!!ایش)اونوقته که میتونید از لحن ها برداشت درست داشته باشید؛یعنی درستش همونی که گفتمه(؛)البته اکثر بازارهای محلی کنار سیفی جات  ارگانیک...پیاز یافت میشه...که اگه جنس پیاز مرغوب  مد نظر تون هست:از شرق گیلان بخرید.یعنی از پیازهای پیربازار زمین تا آسمون فرق میکنه...

دوم راجب اون خونهه؛که خونه ی یکی از نوه های مش رمضون ه...که نوه دختری هستن؛ که یه قطعه زمین از پدربزرگش میخره و سپس شوهر اختیارمینمایه و سپس هاتر؛شوهرشون چونان منزلی بساختن که؛وقتی از پایتخت اومدن تو خونه خودشون باشن و بچه ها شونم راحت تو خونه باغ شون پی سنجاقک ها و مارمولک ها و بورباقه ها....

......

......لوبیا چشم بلبلی ؛که ترو تازه اس؛باهاش لوبیا خورشت درست میکنیم(طرز تهیه اش عین باقلا قاتق هست) پاک کردن لوبیا یکم کلافه کننده اس (اماکان داره وسط پاک کردن بگین؛آخرد باقلا قاتق ببه؛آخرد باقلا چاکونی و لوبیا چاکونی ببه)منتهی مراتب ؛همش الکیه...چون خیلی طعم ومزه اش می ارزه..خیلی هم عالی شده بود

....

.....که با اون چشم بلبلی های نیمه خشک ترو تازه؛قرمه سبزی گذاشتم ؛که انصافا عالی شده بود؛البته زمان ثبت تصویر ؛یک ربع بود؛که ببایستی تا سه ربع ریز جوش خورد و یه قرمه سبزی کاردرست شده بود...

نظرات (7)
فرانک
جمعه 23 تیر 1396 ساعت 00:47
پیاز به این گرونی شما گذاشتی تو ملا عام.....
من عاشق سیر ترشیای شمالم....
هر موقع میام شمال چندتا چیزو حتما میخرم...
دلال
سیر
یه سبزی هست تو کوکو میریزین فکرکنم خالواش...یعنی بوش معرکه میشه تو کوکو
پاسخ:
ببخشید؛الان میبریم تو پستو
الهی؛سیرترشی دوس دارین شما...
دلار.
طرفای ما تو کوکو نمیریزن. توی دلار میریزن...توی ترشی ها...که خشکش میکنن توی آش رشته هم میریزن...توی کوکو خرش میریزن.
خرش=پونه وحشی....یعنی بوش معرکه اس
حالا من تصویر خالو واش +خرش رو میزارم؛شماببینین...بگین کدوم شو میریزین
ژوانا
پنج‌شنبه 22 تیر 1396 ساعت 16:09
منم عاشق ماشین های قدیمیم و چقدر که این عکسه رو دوس داشتم
چطوریه که طرفای شما سیر میخوری دهنت بو نمیده ولی جاهای دیگه بوی بد دهنت تا فرسخ ها بقیه رو اذیت میکنه؟ :))
پاسخ:
نگاه ما؛یکسره با نگاه تان یکی ببوده ؛ژوانا بانو
شاید بخاطر مرطوب بودن ؛همون رطوبت هوای گیلان هست...که کسی گلگی ز بوی سیر پر خاصیت نداره
راستی ژوانا بانو
امروز توی خبرها خوندم ؛ بلاخره اجازه برای کشتی آزاد بانوان صادر شده...
البته بدون دوبنده
صبیره
پنج‌شنبه 22 تیر 1396 ساعت 15:44
اره قورمه سبزی دوست دارم:))
مرسی عزیزم...
انشاالله هر چی خواست خود مهربونش باشه... و بارونم پراکنده... تا کشاورزا ضرر نکنن...
توی این مدل حلوا نه عزیز... چون خرما رو فقط بی هسته میکنی بعد اردو با روغن تفت میدی رنگش عوض بشه... بعضی ها اردو روشن برمیدارن بعضی هام مث من قهوه ای... البته نه در اون حد که آرد بسوزه خراب شه... بعد روی خرما ها میریزنو فقط هم میزنن تا خرما به خورد آرد بره... قشنگ جذبش میشه...
من اینو دستورشو از اینترنت نگرفتم ... همینجوری درست میکنیم یه جورایی سمت بلوچستان استان س و ب این مدلی حلوا درست میکنن... منم دوست دارمش یاد گرفتم...
چون فک کنم هیچ نوع مایه ای مثل بقیه حلواها نداره زعفرونو گلاب نشه بهش اضافه کرد... اینو تا حالا امتحان نکردم
قربان شما... لطف داری مهربون
ما هم شما رو دوست میداریم :))
پاسخ:
نمی دونم چرا!؟فکر میکنم قرمه سبزی آقای قرمه سبزی هست و قیمه ؛خانم قیمه اس
خیلی مچکر و تشکرات و بسی سپاسها... صبیره بانو
بله. ان شاء الله...الهی آمین عزیز نازنینم
هوم ممنون بابت توضیح مفصل
که این طور؛خرما به خورد آرد میره ؛که جذبش میشه....
از سرانگشت گویای شما سپاسگذارم بانو
وخیلی ممنون :))مابیشتر دوستتان میداریم عزیز دل مارجان
باران
پنج‌شنبه 22 تیر 1396 ساعت 14:26
به به باز هم عکس های زیبا و دلنشین...
مش رمضونِ نوه چندی دارامنده! از خو پیلومیر زمین خریده!!! خدا بیشتر بده بهشون...
عجب خونه ی قسنگی هم بساخته
لوبیا خورش قربون...تی دست و پنجه ن درد نکنه مارجان
پاسخ:
ممنونم
والا مش زمین شو متری هزارو خورده ای به نوه اش فروخت.حالا حساب کنید هزارمتر زمین متری هزار خورده ای چند میشود!
خو پیلو میر؛یعنی از پدر مامانش؟که آره.زهرا خانم از پدر مامانش خرید. القصه مش رمضون وقتی میاد میبینه نومزدش ازدوج نموده؛دختر عموی مادربزرگ مارو میگیره..برمیگرده پایتخت.چندین سال اونجا میمونه...سپس ها برمیگرده؛که بچه هایی که همون جا بدنیا اومده بودن...سپس ها تر برمیگردن پایتخت...که اکنون نوه های مش رمضون اکثر با همساده هاشون ازدواج کردن...چه لواسونی...چه نارمکی...چه لویزانی...
بحمدالله مش رمضون و برو بچش؛دارامندن.
شما تو ذهن مبارکت؛هویدا رو در نظر بگیر؛کپی برابر اصل؛بابای زهرا خانم.که مش رمضون میخواست با تفنگ سر پرش بهش شلیک کنه...چرا!؟ چون تو گاچه قایم شده بود!که به وقتش بره با معصومه خانم کل گب بزنه
پرسیدم ؛ آخه نادر خان!؟کل ورزا جیگا!؟؟گاچه میان!؟؟اگه شمره شاخ بزه بی چی!؟
گفتن؛کویه جیگا بوخوردیبیم؟مش رمضان لحاب میان: پدرصلواتی
همه ی ما

تی بلا مسیر ؛شور کولی و ماست بورانی هم چاگودبوم تی زبون میرما
صبیره
پنج‌شنبه 22 تیر 1396 ساعت 12:20
به به قورمه سبزی
نوش جانتون...
پاسخ:
اوه!!شما هم از دوستان آقای قرمه سبزی ببودین
قربانت بوس بوس
انتخاب هایم مرا به اینجا رساند
پنج‌شنبه 22 تیر 1396 ساعت 09:55
چه جالب پس سیر رو مهر ماه باید کاشت
سیر های شما با همه جا فرق داره طمع و مزش
نوش جانتون بانو باران
پاسخ:
بله.سیر رو اواسط مهر می کاریم ؛که از برگهاش توی زمستون استفاده کنیم؛بوته اش رو اواخر اردی بهشت از زمین در میاریم..که بوته سیرهای قشنگ و نقلی شده باشن ؛پوسته های اولش رو که جدا میکنیم و بهش می نگریم...چونان <---در نظرمان هویداببوده هستن
.
مچکرم سین بانو جان معطر احوالم
صبیره
پنج‌شنبه 22 تیر 1396 ساعت 08:42
بسیار عالی گفتی...
پاسخ:
ممنون و مچکر و مرسی...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد