X
تبلیغات
رایتل
جمعه 23 تیر 1396
توسط: Madar Baran

(__)

.....

..... 

 اولین ماجرای عقشی ای که در این جهان باید آن را به کمال برسانیم،رابطه با خودمان است.

تنها پس از موفقیت در این رابطه است که می توانیم به دیگران عشق بورزیم.

خواندیم که ؛

.....

.....()

1-حرمت نفس ؛باور و ارزش اعتقادی ست. که فرد درباره ارزش و اهمیت خود دارد.

(احساس رضایت  داشتن از آنچه که هستم  و هر چه که هستم  و همین طور شرم و خجالت نداشتن از وجود خود... )

2-فردی که حرمت نفس دارد معتقد است که انسان مقدس است.

(و به دلیل مقدس بودن  نمی توان او را قربانی اعتقادات و ارزش های دیگران کرد...)

3-عزت نفس نشان دهنده احترامی می باشد که دیگران برای ما قائل هستند.

(توجه مثبت غیر شرطی پدر و مادر به فرزندان نشان می دهد که به عنوان انسانهایی که از,شایستگی های  درونی برخوردارندو میپذیرند....یعنی در اصل به رشد عزت نفس آنها کمک می کنند... )

4-اگر پدر و مادر و دیگران تفاوت هایمان را دوست بدارند و آنها را تحمل نمایند؛چونان است که ما نیز تفاوت ها را دوست بداشته...حتی اگر ترجیحات ،توانایی ها و ارزش هایمان با هم متفاوت باشد.

(بله.در بعضی از خانواده ها  کودکان  می آموزند که داشتن برخی باورها به ویژه در مورد موضوعات ج*نسی،س*یاسی،م*ذهبی  زشت نیست. ازاین رو هنگامی که می فهمند مورد تایید والدین و بزرگترها هستند...خود را شخصی  خودشکوفا در مسیر رو راست بودن با احساس های واقعی,و پذیرفتن و عمل نمودن... )

با تشکر از دکتر ناتانیل براندن.

.....

.....

همه دور هم جمع بودیم ؛جهت عید دیدنی؛...بچه ی یک ساله شون پس از بازی گوشی ها میلش کشید ؛شیرتناول کنه. که مامانش گفت ؛یکم باهاش بازی کنید؛من لباسهای خودمو و باباشو بیارم بذارم دم دست...(که با هم بریم ی جای دیگه عید دیدنی...)که باهاش بازی کردن و...مامان بچه اومد و بچه هه رو بغل کردو ؛نشست رو پله ها(اون پله ها میره واسه تک اطاقه زیر شیروانی..) بچهه محکم  مامانش رو بغل می کنه ونفس عمیقی...؛ تا مامانش حاظر بشه واسه شیر خوراندنش...بهش گفت؛دراز بکش بهش شیر بده!اینجوری- شیر میپره تو گلوش؛() مامانه ؛بانارحتی منو نگاه کرد(آیکن منه خنثی) و برگشت بهش گفت؛ من خودم بلدم!چطوری بهش شیر...(آیکن چشم غره ؛ایضا جواب لوچان )منم چیزی نگفتم؛چون باهاش همنظر بودم. چرا؟چون بچهه دسپاچه شیر بود.یعنی گرسنه ی کلافه ،……!یه قلپ دو قلپ سه قلپ ؛(هن هن کنان)سر قلپ چهارم...بچه طفل معصوم اهن اهن ناک شدو...که هی  مامانش به پشتش زد و...که مامان جان  مان بچه هه رو گرفت و شکمشو گذاشت کف دستش؛چند ضربه به پشت بچه....اهن اهن هاو..شکر خدا؛ بلاخره ؛نفس بچه بالا اومد ،که با تحکم (از نوعه خیلی باحالش)  بهش گفت؛دیدی!؟نگفتم میپره تو گلوش!؟اگه مثل بچه ی آدم حرف گوش میکردی اینجوری نمی شد. می بردیش اطاق..راحت بهش شیرمیدادی (آیکن نگاه غضب آلود مامان بچه )!!(آیکن من باچهره  ولی چندین  قندون قند تو دل در حال آب شدن...)که مامان بچه هه با ناراحتی بلند شد و درحال  رفتن... گفت؛بچه پیش دبستانی داره برام بزرگتری میکنه(بینیشته آبجی=خواهر ترشیده)...فلضا عاشقتم که:-*

(آیکن ؛بهلول پند می شنود و پند می گوید؛که روزی سعدون به ملاقات بهلول برفت و.گفت؛مراسفارش کن،اگر نهی توانی من تورا سفارش نمایم.که بهلول گفت؛ای برادر شما موعظه نما

که سعدون گفت؛تورا وصیت مینمایم به حفظ نفس خود از خطر ها ،دلت را به دنیای محبت  ببر...که این دنیا جای ماندن نیست.

بهلول گفت؛حال وصیت مرا بشنو؛پیکرخود را مرکب توشه آخرت قرار بده ،و او را به سمت مقصد تشویق کن. و هر وقت اظهار خستگی کرد او را به دست یافتن و خوشی ها و پایان خستگی ها و جبران آن وعده ده.)


.....

....

طبع دلجو خوشتراز گنج و زر کان گهر /خوی نیکو بهتر از شاهی و ملک بیکران (فرخی)

5-ما همه از روز ولادت مساوی خلق شده ایم، تقوا و فضیلت مایه ی امتیاز اشخاص است.(ولتر)

6-فضائل را نه از راه بیم و امید بلکه براى خاطر خود آنها باید کسب کرد ؛زیرا صحت و جمال روح بسته به آنهاست.فضیلت سرچشمه ی آسایش و رفاه روح است. تمام طلاهای روی زمین و زیر زمین به قدر یک فضیلت ارزش ندارد.(افلاطون)

7-بهترین میراثی  که پدران برای فرزندان خود میگذارند فضائل آثار خوب است.(سمیسرون)

√حاصل من از فضل فقط این شد که بر جهل خود دانا شدم.

√+ اعراف /آیه 140.

نظرات (2)
نیلگون
شنبه 24 تیر 1396 ساعت 22:44
سلام و صد سلام باران بانوی عزیزم
اولا که عاشقتونم و همچنین عاشق قلمتون
دوما که طفلی بچه وای تصورش میکردم از گشنگی دستپاچه شیر باشه.....ای جونم
سوما که این عکس نینی کچله ای که گذاشتین با اون پستونکش و شاخه گلش بسی دل ما رو از آن خود کرده و به شدت دلمان همین الان یک عدد نینی تپلوی کچل بور چشم آبی خواست
پاسخ:
سلام و صد علیکم سلام به روی بهتراز ماه شما ؛نیلگون بانوی دل انگیزم
قربان لطف مرحمت شما ؛بانو
بله. طفلی بچه و مامان بچه. بچه که دسپاچه شیر باشه؛یعنی از تایم شیرخوریش گذشته؛ازاون ور طفلی مامان بچه؛چون لباسش خیس شیره و داره درد میکشه....(جون تون بی بلا عزیزم)
قربون دلتون با چونان چیز عژیژ مژیدی که خواست...
اون نینی کچله پستانک مصرفی با شاخه گلش و اون سنجاق قفلیه...بسی دل ما رو واسه لپ کشیدنش برده...
خواه ناخواه هر مادری اون دسپاچگی لحاظ شده رو تجربه کرده..و مادران آینده نیز هم....خواهند نمود....منتهی مراتب؛
توصیه ی اون بچه پیش دبستانی فراموش نشه؛لطفا
دامن تون سبز؛نیلگون بانوی عزیزو دل انگیزم (ان شاءالله...)
صبیره
شنبه 24 تیر 1396 ساعت 19:23
پاسخ:
سلام و سپاس ؛صبیره بانوی عزیز
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد