X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 شهریور 1396
توسط: Madar Baran

یشمی و باقی قضایا...

......

......

 رفته بودیم قدم بزنیم...اوشون رو دیدیم. دلمون خواست ثبت تصویر نماییم برای شما....

......

        

...... یشمی توی مکانیک خونه بستری شد...یعنی جهت چکاب رفته بود... طفلی رو بستری کردن ..که گفتن باید جهت چکاب کامل قلب بمونه....ان شاء اله که قطعاتش پیدا بشه و وجود نازنینش قبول کنه و پس نزنه...یعنی پیوند قطعه جواب گو باشه....

.....

سوپ رو برای مریض درست میکنن.(یشمی برگرده چی واسش درست کنم!؟)..ایضا برای طفل های شش ماهه به بعد...مریض سوپ خودشو حالا مجبورا...اجبارا.. ..تناول می کنه...دسته دومی ها نه...هی تفو میکنن...مجبوری دوباره بچپونی تو دهن شون..دوباه تفو.....که قیافه شون بامزه گون میشه...که وقتی هن هن کنان...مشغول تجزیه و تحلیل محتویات ریز و میز شده توی دهن شون...که ای وای... خدای من...دوباره تفو ..() چه کاریه!؟ باانگشت شصت و اشاره لپهای طفل معصوم رو بگیرین و سوپ بچپونین!؟ها!؟..خوش تون میاد ؛اهن اهن سلفه ناک بشن...چشاشون سرخ بشه و هویج ریز شده از دهنش بپره بیرون و هرکجا دلش خواست فرود بیاد؟

کاسه رو بزارید روبروش..(می بینید چه متعجب گون شده :-*).درسته گند میزنه به سرو وضعش و...امکانشم هست...با لب لوچه سوپی خیلی یهویی ایوارکی...دلش بوس و بغل و...که از صدای اوق..  اوووق تون قهقهه اش بگیره...که شما بدو طفل معصوم بدو...که یه جایی پاش گیرمیکنه و کله ملق و...اشک ریزونه خنده کنان...

که فکر میکنه دارین باهاش بازی میکنیدB-)

اشن وابدین..او آدم مریض امره چی با کودن!


نظرات (11)
دنیا
چهارشنبه 29 شهریور 1396 ساعت 19:04
درود دعوتید
پاسخ:
درود و سپاس
یه پسر
سه‌شنبه 28 شهریور 1396 ساعت 11:35
رباط پاره کردم تا تونستم متنتو تحلیل کنم
پاسخ:
وقت تحلیل نماز ای بانمک
زان سلام آورد باید بر ملک .
بگذریم؛
ان شاء الله در تجزیه نمودن چونان اتفاقی براتون نیفته
طیبه
دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 13:12
یشمی جون الان چطورن؟تا سه شنبه باید صبرکنید یعنی تا فردا؟؟؟
عب نداره کمی پیاده گز بفرائید.ایشالا هزینه اش زیاد نباشه.جونت سلامت
پاسخ:
الحمدالله بهتره.یعنی دیروز آقای فری مکانیک تماس گرفتن و گفتن بیایین ببرینش...که یک سری کارهای جزء ش مونده...که دوباره امشب بستری شده...
طفلی خود فری مکانیک مریضه...
سلامت باشید ..زنده سلامت همراه عزیزان تون باشید عزیزم:-*:-*:-*
والا فعلا چارتومن شد...
مامان
دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 01:38
سلام
من هم اسم ماشینم را قرقی گذاشتم، مثل ماشین برنامه چاغ و لاغر که کوچیک بودیم نشون میداد. ایشالله دوباره حالش خوب بشه و به کانون خانوادتون برگرده.
پاسخ:
علیکم سلام
ها بله..قرقی.اون ژیان چاق و لاغر...
من چاقه رو دوست دارم...قیافه اش بامزه اس
خیلی مچکرم...مامان جان
صبیره
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 19:54
وای باران جانم... شما ببخشید... من احتمالا اگر داخل متنم خوندم دقت نکردم یا فراموش کردم عزیزدلم .... :-*:-*:-*
جونتون بی بلا ایشاالله همیشه سلامت باشید...
خدا نکنه عزیز دلم...
صورت ماهتونو میبوسم... قربونتون...
پاسخ:
جون تون بی بلا عزیز دلم:-*
بله.ذهن مبارک تون معطوف طفل شش ماهه شد.درصورتی که من نوشتم غذای طفل شش ماهه به بعد سوپ هست.نوشتم مریض سوپ خود شو میخوره...دسته دومی ها...نه. و دسته دومی ها یعنی طفل شش ماهه به بعد.که بازی دوشی رو بیشتر می پسندن تا تناول غذا...پس نتیجه می گیریم؛طفل ها چه سالم چه (خدای نکرده)مریض سوپ خور نیستن...همش می خوان ببینن چیه...که هی دست تو دهن میکنن مهتویات درش رو بیرون میارن...یه نیگای متعجب گون به کفت دست شون می اندازن و گاهی مفرستن سر جاش (سرجاش یعنی تو دهن شون) یا می مالن به خودشون و زانو شون (آیکن لگن بیارین)که من نوشتم جریان بوسیدن و...
بهرجهت من بازم از محضر مبارک تون عذرمیخوام..هم بابت شوک +گذافه گویی+بی سرته نوشت ها+اینجور صوبتا...خیلی ببخشید
اجازه خانم؟ ما دوستتون داریم.خیلی هم دوستتون داریم
ببخشید که شیطنت نمودیم اون شیطون درون مون گول مون میزنه..
خیلی بوس ماچ تشکر و معذرت
فرزانه جوووووونی
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 17:26
سلام عزیزم. میگم چرا تو وب من کامنتات رو خصوصی میذاری؟؟؟
پاسخ:
علیکم سلام عزیز جوووونی:-*

من فکر می کردم نظرم تایید نمی شه
چشام کم سو شدن..عروس جووونی...مردخاخورت کهولت سن عجیبی پیدا کرده...یک جور زوال علقی...که زبونش عین مثلثل فقط کارمیکنه
صبیره
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 15:39
قربونت بشم عزیزم...
شوکه م کردی... گفتم یه بچه ۶ ماهه مشکل قلب داره!!!
خدا رو شکر یشمی ماشینه

نه عزیزم همه نوشته هات خیلیم خوبه اما من نمی دونستم یشمی اسم اتومبیلتون هست... اگه میدونستم این اتفاق نمیوفتاد...
:) بیا میخندم حالا خوبه؟! جون شمام بی بلا...
فداتون... بخندید...
پاسخ:
زنده سلامت بمانی صبیره بانو
بخشید شوکه تون کردم خیلی نادمم...خیلی.
بله خانم.یشمی اتوموبیل پفیوزی هست.که سرعت و اصوات موتور شو بسی دوست میداریم. فلضا شما به گیرنده ها تون دست نزنید..ما بی سرو ته حرف می زنیم....
ببینم تون
واوووو..چه لبخند ملیحی... ماشاء الله...به شما و لب لوچه مبارک تون
خوبه!؟عاااالیه. ماهه قند و عسله
اجازه خانم ؟اصن شما مارو اخراج نمی کنیدا...ما خودمون عضاب وجدانیه داریم
خدا نکنه..زنده سلامت بمانیدددددد
صبیره
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 13:44
یشمی کیه باران جان؟

چی شده؟!

پیوند قلب؟!

انشاالله زودتر یه قلب براش پیدا بشه...:(
پاسخ:
جووون تون بی بلا عزیز دلم...یشمی اسم اتومبیل هست.
یکم بد کار می کرد. یعنی موقع استارت زدن...پت پت می کرد.
پیوند سر سیلندر موتور.بله.یه جورایی قلب ماشین...
ان شاء الله.فری مکانیک گفتن تا سه شنبه باید بستری باشه..از سه شنبه به بعد بیایین دنبال مریض تون...
قربون لب لوچه مبارک تون بشم....صبیره بانوی گلمممم میشه لوچه مبارک تونو :( چون ننمایی...
خیلی ببخشید و عذرمی خوام که ناراحت تون کردم...
ببخشید که مثل آدم حرف نمی زنم
اجازه خانم!؟؟بریم دفتر:
نیلگون
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 12:50
سلام علیکم به روی ماه مادرباران عزیزمممم
اینجاست که باید بگم ای جاااااااااان من قربوم این متعجب گون زیبای کوچک برم منننننننننننن جان مادر عزیزم قیافه شوووو
پاسخ:
و علیکم سلام به روی بهتر از ماهتون...نیلگون جانه جانانم
جووووووون مبارکت بی بلااااااااااااااااا
قیافه ی متعجب گرخیده ای داره...
فرانک
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 11:19
سلام عزیزم....
من خوب متوجه نشدم باران جون...
کی حالش بده؟
پاسخ:
سلام به روی ماهتون :-*
حال همه ی ما خوب است...ای فرانکی بانوی زرشکی پوشه عجیج مجیدی ام
اونی که مرض داره..مامان جان میگن مریض. مریض خود آزار که منم.مریض دیگر آزار یک جور استعارس
مریض هم که مریضه...
تکلیف بیمار با مریض هم مشخصه...
حال خودم یکم خوب نیس
بهمن
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 09:05
دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست
هر لحظه هزار مغز سرگشتهٔ اوست
میدان که خدای دشمنش میدارد
گر دشمن حق نه‌ای چرا داری دوست
پاسخ:
درود و سپاس :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد