X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 6 مهر 1396
توسط: Madar Baran

زندگانی...

 ......

.......

 ......یکی ازآن جیگاخوردن های فوضول خانم!

قبل از اینکه خرسه و  بارون کلک ولش ها ی پاییزه رو بکنن..(خرس مشت مشت تمشک می خوره..بارون تمشک ها ی رسیده رو پلاسیده ی آبچ می کنه...).پدر جان رفتن ولایت و لطف کردن تمشک چیدن:-*

سوغات تازه رسیده طیران .که عروس خانمِ ...خان عموی... مامان جان لطف کردن؛که ما بهش می گیم؛خشک شوید=شوید خشک.کاربردش برای باقلا قاتق و باقلی پلو شوید پلو....

......

هم اکنون آسمان ولایت بارانی طور ....که  همراه وزش باد نسبتا شدید...

که اگر ؛ قصد سفر در ایام تعطیل  پیش روی تان را بداشته اید...لباس مناسب پاییزه بهمراه داشته باشید...

هواشناسی هشدار آبگرفتی و طغیان رودخانه ها رو گفته . 

ولی ولی ولی ؛اون جاده های نقره پوش و غیژژژژ های تایر ....نوووش جونB-)

دفتر وقلم روی میز .بنویسید؛

جیگا خوردن =قایم شدن.

جیگا بوخورد=قایم شد.

جیگا بوخور=قایم شو.

جیگاره بمیرم

 یا 

تی جا جیگاره بمیرم،

معمولا مادر و مادر بزرگها به بچه ها و نوه هاشون میگن.یک جور قربون صدقه رفته.مثلا مادر میره اطاق پسرش که پسرش یا پشت سیستمه یا سربازی_یا خدمت-یا مسافرت_یا دور شهر یا وطن.... یا میره محل کارش ؛یا دفترش....ی ا دسترسی به رفتن محل کار پسر رو نداره...تصویر دفتر دستک پسرش روببینه میگه؛ایلاهی مار جان تی جا جیگاه ره بمیره=الاهی مادر واسه جاو مکانت بمیره.

البته علاوه بر میزو صندلی که بهش میگن جا جیگا؛موقع مرتب کردن رخت خواب یا چپوندن ملحفه های شسته... یا هنگام سشتشوی ملحفه ...پسریا پسرهاشون هم می گن؛الهی مادر برای جا جیگاهت (همون بالش و تشک...حالا تخت...یا رو زمین فرق نمی کنه)بمیره ...

فلضا بیشتر پسر ها  چونان قربون صدقه هایی رو تجربه می کنن..(چه در غیاب چه در حظورشون)...گمون نکنم....دختر ها هم  احساس تبعیض داشته باشن...

که بیشتر از مادرومادربزرگها یادمیگیرن ...و معتقدن که اث لا و ابدا برادر و پسرو همسر و حتی دومادشون..لاممکن پر روئى ببوده باشند.

حالا قبل این که دفتر ها رو ببندید بنویسید ؛

زندگانی 

خواه تیره 

خواه روشن 

هست زیبا 

هست زیبا....

نظرات (6)
فرانک
چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت 01:14
به به
منم عاشق تمشکم خدا وکیلی
پاسخ:
منم عاشقتم و دوجت دالم
طیبه
دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت 12:33
وای دهنم آب افتاد
اینجا تمشک نیست اصلا نمی فرشند هم
نیکانم بدجور هوس تمشک کرده
مربای تمشک هم نمی فروشند لامصب ها
پاسخ:

جسارتا پنج شنبه گاز شو بگیرین تشریف بیارین گیلان.
امام زاده هاشم رو رد کردین ...نرسیده به پلیس راه ...کنار اتوبان بوته تمشک و تمشک فروشها هستن الی ماشاء الله...که اگه با خوانش تابلو ها به طرف شرق گیلان مایل بشین ...لب جاده ..کنار بوته تمشک ها.... جای پارکهای مناسب پیدا می کنید و همراه نیکان عزیزم مشغول تمشک چینی می شین...
البته خودتون مسافران سطل به دست رو هم مشاهده می کنید....
که تمشک های چیده شده مربا درست می کنند و می برن.
+شرمنده عزیز دل م ...نیکان جان شدم
نیلگون
جمعه 7 مهر 1396 ساعت 08:30
ای جااااااااان من بشه این فضول خانمممم
ای وای سلام یادم رفت سلام علیکم به روی ماه کامل مادر باران عزیزممم
بسیاااار دوست میدارم در کنار مادر باران عزیزم تمشک بخورم اومدم ... از تمشکها نگه دارین مادر
پاسخ:
جووووون تون بی بلااااااا نیلگون بانوی عزیز دل مادر
سلام به روی ماهتون دخمل نازم
علیکم سلام به روی بهتز از ماه تابان نیلگون دخملی ام
قربونت برم هفته به هفته...این شکل قشنگت به کی رفته!؟
عزیزم... ان شاءالله تشریف بیاورید نرسیده به همان جایی که قرار است جهت قدم زدن و آوازه خوانی ...باقی قضایا....بوته تمشک هایی هست....که بسی مشتاقانه بدور از چشم خرس و بارون...گل و تمشگهای نایسی بداشته اند....تا شما ز گرد راه برسید و با دو سرانگشت شصت و اشاره....چیدن شان نمایید...
ولاکن از تمشکها...جز آن دو تصویر چیزی باقی نماند.
:
هاتف غیب
پنج‌شنبه 6 مهر 1396 ساعت 17:15
من عاشق تمشکم
پاسخ:
سلام بر شما آقای هاتف غیب.
مامان
پنج‌شنبه 6 مهر 1396 ساعت 16:42
سلام خواهر گلم
ممنونم، اولین پست آموزش زبانتون را گذاشتم.
تا چند ماه دیگه فکر کنم فرهنگ لغتی شود.
خواهر به گیلکی چی میشه؟
پاسخ:
سلام به روی ماهتون:-*
فدا تون بشم مامان مهشید جان
خواهر =خاخور.khakhor
مادر جان=مارجان.
من=می
تو=تی
شما=شیمی
پدر=پئر
برادر=برار
بچه (کودک)=زاک .
بچه ها=زاکان.
دختر=لاکو
دخترشیطان=کُرکى.
پسر شیطان=ری.
مرد=مردای.
زن=زنای
مادرشوهر=مردمار
خواهر شوهر=مردخاخور
جاری=مردبرارزن
خاله =خالا
اطاق=اوتاق
بوس=ماچی
لب لوچه=توک مچه
چشم=چوم
چشم ها=چومان
صورت =دیم
لپ=جول
بازو =بال
قلب=دیل
دل من=می دیل
دل تنگ=تاسیان
می دیل تاسیان بوسته=دل من دلتنگ شده
.
.
مثل اینکه زنک تفریحه...خیلی آروم برین هوا بخورین
صبیره
پنج‌شنبه 6 مهر 1396 ساعت 09:46
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا
هست زیبا...

اون فسقلی توی یخچال چطور رفته... ای جانم
پاسخ:
....خواه تیره
خواه روشن....
ای صبیره بانوبازی گوشی و کنج کاوی بر طفلان حایل شود....چطورمطوری مفهومیت ندارد که...
جان عزیز و ارجمند تان بی بلا ....گل زیبای من
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد