X
تبلیغات
زولا
یکشنبه 29 بهمن 1396 @ 09:49

ازمیان هاتویی های اویتامن

 ____

______

 .....یادمه اجی اینا ،روزهای آفتابی زمستونی ، میگفتن، خوراکی هاتونو وردارین ،برین آفتاب دیمه.یعنی برین تو آفتاب بشینین وخوراکی تونو بخورین،....ماها دقت کردیم ،دیدیم همان ساعت،سگ مش رضا وسط برنجزارغلط میزنه،گاو مش حسن گوشه برنجزار آفتاب گرفته و با دمش هی مگس پرانی میکنه،...مرغ وخروس وجوجه ها،..وسط حیاط میتینگ چرت زنی دارن،...گنجشکه روی درخت حتی ،...این شد که دانستیم ،وقتی آدم از کلاغ دفن کردن رو بیآموزه ،لابد الی ماشاءالله،...دور ازجون تون دورازجون تون خداشاهده قصد توهین ندارم.ولی از زمان طفولیت یادمه ،مهمون اومده بود ،نمی دونم خانم چیکارکرده بود ،که آقا بدو بدو آمدسمت خانومش وگفت،اون گاوه رو میبینی؟ یکم ازش چیز یادبگیر.بدردت میخوره ،....پنج شش سالم بود و حکم راوی راهیان دور رو داشتم،مثلا خانم رو برده بودم دوراطراف بگردونم،...ولی نمی دونم چی شد که آقا بعد گفتن حرفش ،..چند رفت ،که بره خونه ی آقاجان،دوباره برگشت گفت؛حالا اونو ولش کن!! ازاین یاد بگیر!!این یعنی من ،اون یعنی گاو .جالبه !خانم غش غش خندیدن ،یکی هم به کتفم زدن ،...البته بعد رفتن آقا ،بعد گفت،تورو با اون مقایسه کرد،اون یعنی گاو،تویعنی من...

......نرگس بانو از دم غروبی مهمون مون هستن:)

........لوبیا پلویی که دادا عاشق شه.

.......

شما در هین کاهو شستن به چی فکر میکنید؟ ولا من به همه چی فکرمیکنم،...الا به خود کاهو ، الا به عادتی که قراره ترک کنم و گل گاهو رو درهین شستن تناول نکنم/:

باورکنید ،این دفعه یادم بود، منتهی بعد اینکه عکس شووگرفتم ،تلفن زنگ زدو چیزی حدودیک ساعت سرموضوعی باوخاله جان حرف زدیم،منم اتوماتیک واررفتم سمت سبدکاهو ،...درهین مکالمه،...والا گلوم خشک شده بود./:

البته به خاله جان هم گفتم،به حمیدی بگو برات چیزی بیاره ،اینقدم حرص نخورعزیزدلم ،...

خلاصه اینکه؛

و توکل علی الحی الذی لا یموت

برآن زنده ای که نمی میرد توکل کن.

(فرقان ،(۲۵):۵۸)فرقان عزیزم


نظرات (5)
میم! ||
چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 19:41
عجب عکس های لطیفی...
دقیقا موقع کاهو شستن به تنها چیزی که نمیشه فکر کرد ، همین مراحل شستنشه!!
از خوبیای زمستون ، همین نشستن زیر آفتابشه و چای و تنقلاتش!
پاسخ:
ممنون از لطف شما
همین مرحله لامذهب
آی گفتین،...آفتابی که کم جونه ،..ولی باز پوست آدم به گز گز وا میداره،...
مترسنج ||
سه‌شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 22:26
در مورد گاو حیوانات نظر و احساس منو که میدونین!!؟
ارادت ویژه دارم بهشون و عارم میشه امثال اون افراد رو که همچون حرفایی زدن رو با این موجودات نجیب قیاس کنم...
من از مصاحبت با اون افراد معذب میشم نه اینکه منو با گاو قیاس کنه.
یه تلفن ساده میتونه تعهداتو از یاد ادم ببره
پاسخ:
بله. بله. درمورد گاو ها وکلا دام وطیور،...احساس تونو میدونم.وهمین طور مولانا وسعدی
ولی مابقی پیام تون برام نامفهومه
اون افراد ؟کیا هستن ؟
.
با این اوصاف، گوش های مبارک آن آدم ببایستی آب بندی بشن

البته آدما مختارن ،...من کاری به کاری کسی ندارم.امثال اون ،..
ولی تعهد به خویشتن خویش رو بسی دوست دارم.
فلضا؛
اعوذ بالله من نفسی ولسانی وبصری وقلبی و شیطان الرجیم
.
+ما توی خانواده ؛دوتا عروس ها وآقای برادرزاده...متولدین سال گاو داریم البته از ۲۰ بهمن٦٤ تا ٨ بهمن ٦٥ سال ببرهست،یعنی چوپان سال ببره ،...
ببرِ بسیار قابل اعتماد و صدیق وزیرک
++ایشالا هیچ آدمی معذب نشه و کاربار اباب رجوع ها رو ،
به نحو احسن راه بندازه
Sabireh ||
دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت 02:13
توی روزای افتابی بیرون رفتن و خوراکی بردنو خوردن چقد عالیه...
اون گرمای خورشیدو با تمام وجود میشه حس کرد

توت فرنگی و کاهو و لوبیا پلویی نوش جووونتووون بجای ما هم بخورین
پاسخ:
دقیقااا،...اون گرمای خورشید وسنگین شدن پلک ها ،...
حالا شش ماهه دوم سال ،میگفتن ،خوراکی ها تونو وردارین برین
سایه دیمه،درکنار تمام حیوانان ها،توی سایه دیمه
اصن زندگی روستایی قانونی و دوست داشتنی هست
.
عزیزم،...
چشم ،جای شما هم میخورم،...
خدایا مراقب توت فرنگی ما باش
لیلی ||
یکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت 16:44
خوب دلم خواست اون لوبیا پلو رو دیگه
با من این کار نکنید
من الان تو رژیمم خخخ
پاسخ:
خیلی خیلی عذرمیخام
چرا رژیم آخه؟؟؟؟
beny20 ||
یکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت 11:02
ماجرای گاو اشاره بسیار ظریفی داشته -_-

گل نرگس عالی ، عالی ، عالیه ..

کاهو ما اینجا به کمک این سبزی ،
سرعت عمل خودمون رو می سنجیم ،
بینم کی سریع تر موفق میشه گل وسطشو در بیاره و بخوره :)
.
.
آخی که گفتی سربازی و مو کوتاه کردن
اینم مو های من که همیشه بلند هست واقعا سختمه
کلن هرچی دارم از سربازی فرار می کنم فایده نداره آخرش باید برم :/
پاسخ:
ماجرای گاوه
اشاره بسیار ظریفی داشته

.
آفرین شیخ ،
هرکجا گل نرگس دیدی
نفس عمیق بکش
.
هرکسی که بشوره
البته چوپان یه مدت میآمد بالاسرم ،
گل وسط شو چنگ میزد،
آن هم پس از کشف اینکه،
چرا کاهوهای خونه ما گل وسط نداره

.
.
من الان هرچی بگم ،
میگن ؛تو که سربازی نرفتی !!تا بدونی و،....
لذا اصلا بهش فکرنکن ،...
آخی،....من یاد خوندن نامه های دایی جان کوچیکه افتادم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد