یکشنبه 29 بهمن 1396 @ 21:50

عقیق داغ!

،،،،،،

 

 

همیشه،

.

.

.

 همیشه،

بهانه هایی برای زندگی هست.....

##محمود دولت آبادی

#آسمون ولایت ،کیپ تا کیپ ابرگرفته.ابرهای نوک مدادی ونقره ای سیر،که مشغول بارش های نقره ای هستن.نقره ای وسرد.که وقتی چهره چرخوندیم سمت آسمون،انگار از آسمون سوزن میباره .انگار داری دارت بازی میکنی وهدف رو نشونه گرفتی و محکم پرتاب ...اصن معلومه اون بالا چه خبره؟؟

#دیشب خواب دیدم.خواب دیدم این خونه وصل شده به خونه ای که سه اطاق خواب وحال وپذیرایی و متبخ و دوتا سرویس بهداشتی وحموم وحیاط داشت.بعد انگاری یکی گفت،بجنب،بجنب ،باید اونجا رو هم خونه تکونی کنی ،منم کلی دپرس شده بودم :))).ان شاءالله که خیره .

☆مامان رقی داره آش شعله قلمکار میپزه،آخه پسرکوچیکه اش رو بردن مرزن آباد.*-*

☆ اگه روزی روزگاری توی تیترها خوندین"مستند مرزن آباد کلیدخورد"تعجب نکنید!!(البته شایدم  "جهنم سبز کلیدخورد " باشه )بلاخره هر اسمی انتخاب بشه،طبق نظرارشاد باید باشه!!

آیکن ،اون آیکنی که اختراع نشده!!

خلاصه اینکه،

توی جهنمم، بهانه هایی برای زندگی هست،....

حالا بازبیایین بگین،تو که جهنم و ندیدی! ندیدم که ندیدم!!تو که بارون دیدی !! گل ابرا رو هم چیدی!..، گله گذاری هم قبول نىست!!

.

.

.

پ.ن؛بعدا نوشت؛ جریان ، خدایا شُرتت اینه که؛سوسن جون همراه دخترای گلش آمدن گیلان.یعنی وقتی رسیدن سفره پهن بودو بعد سلام و،..مشغول صرف ناهار شدن ،که دختروسطیش بعد تناول ناهارش ،بلند بلند گفت؛خاله somi خیلی خوشمزه بود!دست شما اینادرد نکنه.بعد دوتادستای کوچولوش رو گرفت بالا و گفت ،خدایا؟شُرتت.

حالا تصورکنید ،جماعتی را که دور سفره بوده،...فلضا سرجریانی، توی وب لیلی بانوی عزیز گفته بودم و مامان تی تی یادشون بود.البته اول اول برای مهناز دخترم نوشتم، ایشونم چیکار کرد؟زمان تناول سحری برای پدرمحترم شون  تعریف کرن و ،ایشان نیزهم :)))

خدایا شکرت.الهی شکرت.خدایا؟ممنوببخش وبیامرز.

نظرات (8)
Sabireh ||
چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 13:32
خدایا شکرت...

پاسخ:
الهی شکر،خدایا شکرت

کیهان ||
چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 07:49
بر بی سوادی ام ببخشای متاسفانه ایشان را نمی شناسم
پاسخ:
اختیار دارید جناب استاد کیهان
زمان پخش آن برنامه،هیچ شاغل آقا وخانمی منزل نبود،...الا این که مرخصی داشته ...
قبلا عرض کرده بودم خدمت شما،.،،عمو ویکی پدیا دوست خوبیه،...
دوشت داشتید با؛محمدضا شهیدی فر..ایرج میلانی، رضا جاودانی،...علی درستکار،
و مرحوم اینالو، صادق طباطبایی آشنا بشید،،،..،،
مردم ایران سلام
برنامه صبحگاهی جناب شهیدی فربود ومن نیز طرفدار
آقای میلانی کوه زیاد میرن،...کلی اطلاعات خوب دارن،...ودر گفتن تجربیات شون خساست نمی ورزند،....
سلامت باشند همه عزیزان وایضا شمای عزیز.آمین
مامان ||
چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 04:38
سلام میگل خاخور جان
چقدر چایی و لیموعمانی مزه میدهد. عکس پستتان انگار آدم را دعوت به ورود میکند
خوب و خوش باشید ایشالله
پاسخ:
سلاااااام میگول مهشیدی
تی جان ساق ،بلامسیر
بفرمایید،..قدوم مبارک تان بر دو دیدگانم
سلامت باشیدو شاد ،....ممنون از لطف همیشگی تان
مترسنج ||
سه‌شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 22:32
الهی شکرت!!!همه روببخش وبیامرز

همیشه،

بهانه هایی برای زندگی هست...
یه آسمون/دوتا درخت/یه آفتاب/یه بند رخت....
پاسخ:
خدا عمرباعزت توام سلامتی به همه عنایت کنه...
وان شاءالله همه رو ببخش وبیامرز
.
.
درسته،
دوتا درخت برای بند رخت لازمه!
درسته،
مامانش گفت؛خونه میگه،الهی شُرت.مهمونی ها هم
.
همیشه بهانه هایی برای زندگی هست،...
آسمون وماه وستاره هاش/دوتا درخت باآشیانه هاش/یه آفتاب وتکه ابر/ یه بند و رخت پهن شده گیره زده....
ای بابا ؟هیچ معلوم هس اون بالا چه خبره؟مش کلاغه؟آخه جاقحط بود ؟ادل روی رخت ؟
شما یادتون نیست،یک صابون هایی بودن به اسم صابون نیک رخت شویی
اینقدر خوشبو بودن،...اجی اینا باهاش رختا وملحفه ها روومیشستن،...بعد قایمش میکردن،بچه ها حیف ومیل نکن،...آخه بعضی وقتا بچه ها لباس ها رو ازبند رخت برمیداشتن و دوباره!!....
beny20 ||
دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت 17:13
خدایا شرتت
با این حرفش خوده ،
خدا هم خندیده ،
من مطمینم ...
پاسخ:
وقتی شیخ می فرماید،
شکی درش نیست،...
خدایا شکرت
وکیل ||
دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت 16:11
همیشه،

بهانه هایی برای زندگی هست...
عالی بود
پاسخ:
همیشه،...
مچکرم ،جناب وکیل
کیهان ||
دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت 11:21
درود
با توجه به عکسهایی که شما گرفتید بنظرم آشنایی خوبی با نور و وزاویه ولند اسکیپ دارید
پاسخ:
سلام ودرود
والا ،قبلا راجب عکاسی برای آقای مترسنج توضیح نوشته بودم،
که هفته ای بیست دقیقه تایم برنامه های آقای ایرج میلانی رو از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران گوش بسپردم.
همین.
آقای میلانی ،مستند سازهستن و
برنامه های خوب وجالبی از شبکه چهار روی آنتن داشتن،
من هم علاقه مند ،..
فلذا برنامه هاشونواون شبکه هم دنبال کردم و،...تصویر برداری رو هم ازایشون یاد گرفتم. خیلی هم علاقمند به مستند سازی شدم.
واینکه ،ایده همین مستند لحاظ شده پست هم آقای مترسنج توذهن به شلنگ تخته وا داشتن،...یعنی سیمرغ در۱۰۰ ثانیه برای ایشونه
میدونید که ؟جناب میلانی دهه چهلی هستن
طیبه ||
دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت 11:14
عزیزم به سلامتی بره بیاد ابشالا
با عنایت به کامنتت در یکی از پست ها ی لیلی:خدا شرتت
پاسخ:
ایشالا،...مامان تی تی نازنینم
باعنایت اجماعا ؛ خدایا شُرتت


برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد