X
تبلیغات
زولا
یکشنبه 26 فروردین 1397 @ 18:36

15 آوریل !

 *****

 ***

****عمو  دا وینچی سلام ، تولدت مبارک. براتون  200 درز برنجزار تازه نشاء شده کشیدیم ،که برابر با دو هزارمتر شالیزاره.اگه به موقع آبگیری برنجزار صورت بگیره ،یعنی برنجزار بی آب نمونه !اینجا بهش میگن آبجاری،آبجاری یعنی آب از سر برنجزاروارد زمین کشت شده بشه و ازانتهای برنجزار خارج..خصوصا موقع تابش خورشید،اگه شالی ها غرق آب بمونن پلاسیده میشن.آخه بوته های برنج ظریفن،به آب گوارا نیاز دارن،...آب گورا یعنی آب خنک ،که اگه آبجاریش مناسب باشه،..دور ور دویست کیلو برنج درجه یک هاشمی خوش عطربو حاصل دوهزارمتر زمینِ زیرکشت شالی تون میشه،..نوش جون تون عمو.فقط به زن عمو بگین دورور برنجزار پراز پونه اس،اونا روبچینه و باهاش ماهی شکم پر درست کنه،با کته پلو بزنین بربدن و روشن شین.عمو؟درختای افرا سایه سار خنکی دارن،...میتونید بهش تکیه بدین ومش رمضون  و با خونه محوطه اش بکشین،اگه دوست نداشتین بگ گرندشو بکشین،آخه بگ گرند همین شالیزار میخوره به همون صدی که قراره کلی برنجزارو سیراب کنه،..آخه کشاورزا منتظرن،منتظر که آب جاری بیادو زمین های خشک رو سیراب کنه،... زنان با نشاء شالی ،بیکران سبزی بوجود بیارن،...بیکران یعنی تا چشم یارای تماشاو نگریستنه،...همش ؛سبز و سبز و سبز،...ببینه،بادبیادو برگای برنج رو به رقص واداره،..عطرشون بلند شه،...عمو؟همینایی که الان دارن به نقاشیِ میخندن ...هیمنآ شاهد،اگه همینجور پیش بره،نقاشیِ از مونالیزو شام آخر تونم مشهورتر میشه هااا...

عمو؟،.. میلادت مبارک.

****

سکوتت را ندانستم 

نگاهم را نفهمیدی

نگفتم گفتنی ها رو 

توهم هرگز نپرسیدی

شبی که شامِ آخربود

به دست دوست خنجر بود

میان عشق و آینه

چه جنگ نابرابر بود

چه جنگ نابرابری

چه دستیو چه خنجری ..،،چه قصه ی...

*بقیه اش رو بیزحمت خودتون با صدای جناب داریوش گوش کنیدو به قصه ی پر غصه ی " گلویِ خشک "فکرکنید.چه فرقی میکنه؟گلوی نوزاد؟گلوی درخت؟گلوی برنجزار؟وووو....به گلویِ خشک فکرکنید.

****

****اجى با دستای مهربونو هنرمندِ خودش درست کرده. جارویِ تزئینی ای که از ساقه های ظریف برنج درست شده.ما دوست نداریم چشای اجی مون کم سو بشن ،هی اشک ریزون باشن ،این روزآ اجی دارن مراحل پایانی چکاب شونو انجام میدن.که چشاشونو جراحی کنن...

اینم یک نوع رنج عاطفیِ بیشماره که ، بین مامان جان و اجی جان و خاله جان فرقی نمیبینم...❤


___

___

*خانم عباسی مدیر مهد ،پرسیده بود؛ایشون توی خونه اسم مستعار دارن؟بله.دادا .دادا؟بله.دادا یا ،دادای من:)دادای من:)

** خاله فرشته،گفته بود ،برای پیام قرآنیِ " واشکروانعة الله" تصویر بکشید.

***دادا یعنی؛پدر،پیر،مراد،برادر بزرگ،پند دهنده،عارف بزرگ،...،دادای شما یکجا همه رو داره،ومن دلم براش تنگ میشه :)<-- زمان گرفتن پرنده مهد،خانم عباسی گفت.

****پس از آنچه خدا شما را روزی کرده است حلال [و ]پاکیزه بخورید و نعمت خدارا اگر تنها او را می پرستید شکر گزارباشید.(آیه ۱۱۴ سوره نحل)

☆دادای من ؛موهبت عظمی ست ز جانب اویِ ارحم الراحمین .ومن اویِ سبحان الله را شاکرم.خدایا شکرت.❤



نظرات (6)
mostafa ||
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 12:16
خیلی هم عالی
پاسخ:

ممنون تون
کیهان ||
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 11:24
من هم عاشق ابزار آلات هستم و اسلحه هم یک ابزار است
سه تا دارم یک قبضه اسپرینگ فیلد 30-60 یک قبضه کالیبر 22 که برای امیر خریدم و جواز به اسم خودم که ایشان هیچ وقت رغبت نکرد تیری شلیک کنه حتا به پیت حلبی و یک قبضه رمینگتون SR کالیبر 12 و بچه ای هستم علاقمند به اسباب بازی و البته با تفنگ سر پر هم شلیک کرده ام با باروت سیاه و...آن هم عالمی دارد برای خودش
سپاس خاخور
پاسخ:
باورکنین من +<-یک بند انگشت بالاتراز بین دوابرو..احساسش میکنم...
با یه مشت ته سیگارزیر پاتون
+مرسى از اطلاعات تون ،ان شاءالله یک قبضه میخرم میزارم کنار داس
mostafa ||
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 10:11
راستی علی آقا همون مربیتون مگه بازی داشت؟؟؟؟؟؟؟
اخرین بازیش جمعه با تراکتور بود که الحق عالی نتیجه گرفت
تراکتور جزء تیمهای منفور لیگ ایرانه
ان شاءالله هفته دیگه هم فولاد رو خم میکنه وجایگاهش رو تو جدول تثبیت میکنه
پاسخ:
مادر علی آقا دخترخاله پدرجان مونِ.
والا مافوتبال نگاه نمی کنیم.فقط میدونیم سپیدرودی هستیم و پرسپولیسی.منتهی برنامه های دوچرخه سواری و توردو فرانس و برنامه های استارت جرمی رو دنبال میکنیم و به صحبتهای آقای جاودانی به انضمام مسابقات کُشتی رو گوش
با تراکتور زمین رو شخم میزنن که بعد گندم و جو بپاچن.یا نشاءشالی کنن
ان شاءالله ،انشاءالله
mostafa ||
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 09:58
ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه‌ها هستیم ..
تبریک و تشکر ویژه بخاطر انتخاب ترانه های فوق العاده استاد داریوش اقبالی
بهتون تبریک میگم روزتون رو..
و اینکه هنر نزد ایرانیان است و بس دقیقا مصداق بارز شما و امثالهم هست
پاسخ:
ممنون تون.آقای مصطفی

مرسی از شما.خجل ناک شدیم بخدا
آیکن توی چادرمامان جان قایم شدن
داستان کوتاه منصور ||
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 08:52
سلام ودرود والبته این نشان از وبلاگ وزین شما ست که می طلبد باشند وباشم وبخوانیم وبیاموزیم ، همواره موفق وموید باشید...
پاسخ:
سلام و درود برشما عزیز همتباری
از کرامات شما ممنون و سپاسگزارم
سلامت باشیدو موفق باشید.
کیهان ||
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 08:34
براش دعا می کنم که عملش موفقیت آمیز باشه
راستش من هم دیگه کتاب که می خوانم چشمهام اذیت می شن و زود خسته می شن این چشمهایی که یک نفس دویست صفحه کتاب را می بلعیدن اکنون ده صفحه نخوانده باید نفس تازه کنند.
فرصتمان کم است خاخور جان و کار های ناکرده زیاد بر زمین مانده...
پاسخ:
ان شاءالله ...ممنون از لطف تون کیهان برار عزیزم
بیشتر مراقب چشم هاتون باشین لطفا.هر شش ماه ببریدش پیش چشم پزشک ،بهش استراحت بدین ،همون یک نفس بلعیدن طفلی رو به اکنون گشونده
درضمن،جان تان سلامت برارجان
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.