سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 @ 00:05

همین.

***

***

 لئو  بوسکاگلیا می گوید؛

اغب ،قدرت یک لمس ،یک لبخند،یک کلمه محبت آمیز،یک گوشِ شنوا؛یک تعریف صادقانه ،یا کوچکترین توجه را 

دستِ کم می گیریم!

درحالی که همه ی این ها به راحتی قادرند 

یک زندگی را از این رو به آن کنند،...

*همین.

نظرات (12)
مترسنج ||
جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 23:04
پاسخ:
مچکرم
صبیره ||
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 ساعت 15:09
دقیقا همینطوره
پاسخ:
مچکریم.
mostafa ||
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 ساعت 08:43
نیمی از نگرانیها و اضطرابهای ما مربوط به نظرات دیگران است.

نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه می تواند تغییر کند.

نظر دیگران به نخی بند است و ما را بردۀ آنان می کند.

بردۀ نظراتشان و بدتر از آن، بردۀ آنچه وانمود می کنند می دانند.

ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
پاسخ:
درود برشما برادرمصطفی
ممنون از حضورتون
mostafa ||
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 ساعت 08:42
الان من موندم چرا اون باباهه بچشو نمیخوره
5ثانیه به صورت مثل فرشتش نگاه کنید
مطمئنم شماهم به همین نتیجه من میرسید
پاسخ:
من به این نتیجه رسیدم که،فرشتهه داره براتون زبون درمیاره
mostafa ||
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 ساعت 08:39
قشنگ معلومه این داداشمون ( لئوبوسکاگلیا) قدرت یک لمس ،یک لبخند،یک کلمه محبت آمیز،یک گوشِ شنوا؛یک تعریف صادقانه ،یا کوچکترین توجه طرف مقابلش رو جدی نگرفته و به احتمال زیاد الان به خاک سیاه نشسته..
ولی باز دمش گرم
خواسته تجربه تلخش رو به اشتراک بزاره تا بقیه حواسشون جنع باشه
پاسخ:
بنظرمن ،عمولئو حواس پنج گانه ی پرقدرتی داشتن،...ولی باشما موافقم ،که کنترل چونان حواس پرقدرتی ،ایشونوبخاک سیا..
انتخاب هایم مرا به اینجا رساند ||
سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 23:10
در مقابل این سخن و عکس فقط باید سکوت کرد و لبخند زد

باران عزیزم چطوره؟؟؟

دلم شاد شد با این عکس خدا دلت رو شاد کنه
پاسخ:
فدای لبخند معطرودلگشای شما
دیروز اصلا خوب نبود، سردرد وسنگینی سر..
الحمدالله الان خوبِ و دعاگویِ شما
ممنون از احوال پرسی تون،سین بانوی معطراحوالم

الهی دایم شادوخوش وخرم بمانی عزیزم
این عکس
باران ||
سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 19:50
الحق که به شدت درست گفته والا
پاسخ:
به شدت ارسطو،
الان من به ذهنم نمی رسه،معادل گیلکیِ "به شدت" چی میشه
خانم پزشک ||
سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 15:58
نی نیِ اینده ی باران این شکلیه
پاسخ:
ایشالا نوه هامون ..
سپیده مامان درسا ||
سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 11:23
الهی عکسو ببین
پاسخ:
عجیج مجیدیِ
مامان سپیده نازنین
طیبه ||
سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 10:44
تقدیم با عشق،تقدیم با مهر

تو بخند باران
تو که بخندی ابرها لبخند می زنند و باران می بارد
شهر باران های نقره ای با خنده های باران دختر من زیباتر می شود
پاسخ:
عشق ومهرت گنجینه ای ست عزیز دلم
ممنون ؛که من هم ازاین گنج بهرمندم


دلِ دلتنگِ شرابخواره من
منِ دلتنگ ،سمتِ غروب
دل و دیدگانم ،
هردو
به لبِ پرخنده یِ باران ،...مینگریم
نقره داغ است ،
شهر زیباترشده است ،
دخترت میخندد،..

طیبه ||
سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 10:40
به من بگوباران

به من بگو وقتی باد در موهایت می پیچد چگونه دوست داشتن از تو آغاز می یابد
پاسخ:
دربرابرباد می ایستم
به خواب می رود،
باد!
درچشمانِ بازِ باران

به من بگو مادر؟
به من بگو وقتی باد در آغوش تو می پیچد چگونه موهایش را نفس می کشی؟
چگونه باد درآغوش تو توآرام گرفته؟
چگونه اورا می نگری؟
چگونه دوست داشتنت به جهانی بدل می شود؟

به من بگو مادر،،،،
به من بگو وقتی باددر گریبانت می پیچد چگونه دوست داشتن از پیشانی ات آغاز می یابد



*باتوجه به اینکه؛ نیکان شما عنصروجودی اش باد است ،ودرآغوش شما بخواب میرود،وشما لذت تماشا راچشیدی و میدانی،تماشای عزیزی که با آرامش خوابیده،..(البته دختر پسر ،پدرمادر،برادر،..ددی بچه ،..بلاخره ددی ها هم عزیزمادراشونن دیگه)
.لذت تماشای رج به رج مژگانش...مژگان بلندو تاب دارِ روی هم چیده اش ،..نوش جون تون
ودوست داشتن از تو آغاز می بایدو به جهانی بدل می شود؛ مادر
سانسورچی ||
سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 09:15
احسنت به لئو بوسکاگلیا
پاسخ:
احسنتم به سانسورچی عجیج مجیدی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد