یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 @ 20:47

خونه ی خودم!

 +++

+++

 خوب،.. ساعت ده ونیم خوابیدیم.نمیدونم چه ساعتی بود ،بیدارشدم.،چشمم افتاد به ساعت؛هفت وبیست دقیقه ،چشاموبا پشت دستم مالوندم،خوب ترنگاه کردم،ساعت ،هفت وبیست دقیقه،بالاسرساعت،مایل به چپ ،خوندم؛جعفرصادق،تودلم تکرارکردم،جعفرصادق!یادم اومد کجایم ...که یهو گفتم؛یا امام صادق!!!؟ ،من اینجا چکارمیکنم؟؟؟بابام الان نگرانمه ...که با حول ولاازخواب پریدم .ضربان قلبم زیر گلوم بود،نفس عمیق کشیدم،چشامو مچاله کردم ،که شنیدم؛اشهدان محمد رسول الله....اذون صبح بود...

 بعد فکرکردم،فکرکردم،فکرکردم؛رفتم پست" متولی"نوشتم؛بااجازه شما من تصویر مسجد بالا رو برمیدارم که داشته باشم.

نوشتن؛"خونه خدا خونه خودتونه"

+++

----

+++

++++

پشت کاجستان،سبز

سبز،یک باغ بزرگ

زندگی یعنی آگاهی

آری آری

زندگی زیباست،..

(دقت کنید؛ پشت کاجستان رستورانی که قبلا راجبش نوشیم  واقع شده.حیاط هردومحوطه روی تپه است:)

+++چوپان،مشغول خواندن پیام تبریک،سال نویِ داکتر ...:)

+++

اینجا وسط پل هست.به اون تابلوی پارک ممنوع دقت کنید،...همون جا توقف کنیدو قدم بزنید و به اون خونه هابه اون منازل و رستوران و مسجد،..(مسجد مایل به چپ تصویرواقع شده )نگاه کنید.ازهوای مطبوع روی پل لذت ببرید،تنفس عمیق و شوق رهایی ،ازهربندی،...کهبایه حال خوب،مسیر رو ادامه و،...

یادتون باشه،ازهردوسمت پل گذشتین،آداب ورسوم وزبان وگویش مردمان آن سوی پل ، فرق میکنه،..

* همه متعجبن،که چرااا؟؟مسجدآبااجدادی و..گذاشتی !!!بند کردی به اونجا.خوب،برای آنهایی که هیچ فرقی میان هوای پسین و هوای اکنون نیست ،مختصرلبخندی برای پاسخ به چراااا؟ی شان،کفایت میکند.چون چیزی واسه گفتن ندارم.:)

تصویر دوم؛خونه خودمه،اول روز،روز اول ؛نوروز 97رفتیم .یعنی دوازده سالی میشه،تصمیمم جدیِ،که خونه ی خودم همینجایِ:)


نظرات (17)
اسماعیل بابایی ||
چهارشنبه 6 تیر 1397 ساعت 21:46
خیره ایشالله...
زنده باشید و پایدار!
تا شقایق هست، زندگی باید کرد...
پاسخ:
ان شاءالله ...
ممنون از لطف تون؛
زنده سلامت بمانیدو شاد
مترسنج ||
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 ساعت 23:46
خونه های این مدلی ... اصلا ولش کن ادامه ندم تکراری میشه و بعضیا گیر میدن ( )
قالب جدید مبارک
تصویر پروفایل گویا تر شده(مشخصه خیلی حساب میبره از بام سر...)
پاسخ:
چه عرض کنم ؟والا.وضوح رویای صادقِ ؟خواب؟خیال؟،...هرچه که بود،ال ای دی پلاسما بود.دوستی میگفت،قوه تخیلت قویِ،ولی من خیلی بی هوا ،خیلی سوپرایز ناک مسجد بالا !

مچکرم.ممنون تون

که گویا ترشد!(جان من تارف نکنید؛ یعنی بلاخره مشخص شد؟شدت گودزیلاییش؟...یعنی ریاست مون توجامعه اونا حله؟..)باز که ازاون لبخندا زدین
لاالا الله...
میم! ||
جمعه 14 اردیبهشت 1397 ساعت 22:41
احوال دلتون بهاری...
از این عکس ها بسیااار لذت بردیم ...
پاسخ:
مچکرم.ایضا احوالات حضرت عالی...،خوش وخرم بمانیدو شاد

الهی شکر
وکیل ||
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 ساعت 18:54
راستی قالب نو مبارک
امیدوارم دلتون هم همیشه مثل قالب جدید سبز و خرم باشه
پاسخ:
مچکرم.
سلامت باشید وخوش.سبزباشی وبرقرار.آمین
donya ||
سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1397 ساعت 19:48
سلام اپم[گل]
www. bloodorange94.blogfa. com
پاسخ:
سلام به روی ماهتون
چشم
سپیده مامان درسا ||
سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1397 ساعت 19:19
الهی جانم
پاسخ:
جان تان سلامت بانو
کیهان ||
سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1397 ساعت 12:33
مرسی برای همه چی و واقعن سپاس گزارم برای وقتی که گذاشتی و حوصله ای که بخرج دادی و توضیحات بسیار خوب..... اما..
راسیاتش من همین هستم و آن من دیگر ندارم هر چه میگم همین کودک که می گه و البته کودکی که ظاهرن قرار نیست بزرگ بشه ....
مرسی خاخور عزیز
شرمنده ام واقعن ببخش
پاسخ:
دشمن تون شرمنده،شماببخشید که من درست درمون حرف نمی زنم.

اویتامن گفت خدمت تان عرض کنم؛هم خونم وهم شیرم هم طفلم وهم پیرم هم چاکر وهم میرم هم اینم وهم آنم،....من همدم مرغانم

کاری هم بکاراون طفل نداشته باشید
سلامت بمانیدوشاد
کیهان ||
سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1397 ساعت 10:08
خوب.... راستش باز هم تا حدود زیادی متوجه نشدمشرمنده
از میان همینجوری های آن من دیگر!!!!؟ خوب چی بگم البته یه ریزه هم به خودم حق می دم که متوجه نشم چونکه تا کنون با چنین جمله ای مواجه نشدم .
حالا دلم میخ واد بدونم کجا می تونم این جمله را بکار ببرم .می تونی یه مثال بزنی؟
مثلن من بگم: از میان همینجوری های آن من دیگر....
ببخش تورا خدا ... واقعن متوجه نمی شم.. از خودم نا امید شدم
به هر حال مرسی برای وقتی که می زاری و مرسی برای همه چی
پاسخ:
خوب،..هرآن کس برای خود،آن منِ دیگری دارد.که با آن گفتگومیکند.یا از آن منه دیگرش برای دیگران سخن می گوید.(با توجه به این که کودک درون من،دوقلوهستن،بچه های درون من دوقلوینوآنها آن منِ دیگران منند)ازمیان آن منِ دیگر ،ازاین دست همینجوری های قابل تعریف وجود دارد.آن منه دیگر مثال رنگین کمان است،یک جورایی واگویه ها و روز مرگی ها،...
ازمیان همینجوری های آن من دیگر و رایانا(خوبِ؟همین و میخواستین؟دلتون خنک شد؟)البته امیدوارم من درست فهمیده باشم،)
بله درست می فرمایید،قبل شما هم دوستی آمدو پرسید،اویتامن رو نمی شناسم ،مختصری منو با ایشان آشنا کن ،ایشان هم ایشان را با ایشان آشنا نمود.
خواهش میکنم،جناب استاد کیهان،ولی من به شما خیلی امیدوارم.
کیهان ||
سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1397 ساعت 08:51
ازمیان هاتویی های اویتامن...
درود بر شما
این جمله بالا را در چندین عنوان از پستهای وبلاگتان دیدم لطف می فرمایید توضیحی در باره این جمله بدید.من که چیزی از آن نمی فهمم. و البته این عادت دیرینه من است که به راحتی هرچی را که نمی دانم می گم نمی دانم و سعی می کنم بپرسم
مرسی
پاسخ:
سلام و عرض ارادت خدمت شما
خوب،این عادت دیرینه شما،گوشزد مامان جان بودوهست،که میگفتن ومی گویند،هرچی رو نمی دونی راحت بگو.نمی دونم.ندانستن عیب نیست.نادان بمونی عیبِ(بلانصبت شما استاد)،منم یادگرفتم .وهمیشه به بچه ها میگم،پرسش ها انسان ها رو به دانستنیها میرسونه.همیشه که نباید خرما بیادهن ما باشه که،..
کبر وغرور و منم خوب نیست،..انسان باید، متواضع ودانا باشه.ومن از آشنایی دانایی چون شما،خرسندم ،که به سوالات من ،باصبرو حوصله و متواضعانه پاسخ نوشتین،...(درمورد سومرو اسلحه وفندک،..)وهمین طور دوستان عزیزی همچون شما
(از میان هاتویی های اویتامن...
از درون همین طوری های آن منِ دیگر)
اویتامن،واژه گیلکی ست،به معنای آن منه دیگر،اویتا =آن یکی.مثال میریم مغازه،بین چهارتا هندونه میگیم،اویتایه فاده=اون یکی رو بده.

هاتویی= همین جوری.هاتویی بیشیم اجی سربزنیم= همین جوری بریم به مادربزرگ سر بزنیم.
هاتویی ها،همین طوری ها...

خواهش میکنم.وظیفه اس آقای کیهان برار عزیز
صبیره ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 15:35
به به ..

خونه ی خودم...


توی مسجد خوابیده بودین؟ یه شب تا صبح رو؟
پاسخ:
عزیز دلى
...خونه ی خودمِ


توی حال خوابیده بودم.والا؛ماقبل حول ولا،خیلی سرحال بودم،..لابد تایم خوابم تکمیل بود ،که عین بچه های پنج شیش ساله ،پرازآرامش وشنگول و..از<-بیدارشدم
... ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 14:01
هیچی از پست نفهمیدم
پاسخ:
خیلی هم خوووب فهمیدین
mostafa ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 13:27
واسه پست قبل چرا قسمت نظرات رو غیر فعال کردید؟؟؟؟
کلی حرف واسه گفتن داره
ا...
چه مسجد باصفاییه
چقدرم منظره زیبایی داره
ادم دلش میخواد بره فقط نماز بخونه
این مسجد کجای گیلانه؟؟ احتمال فراوان تو یکی از همین روزا عازم اون سمت هستیم و تصاویر ارسالی شما رو بصورت زنده میبینیم
پاسخ:
ازطرف من بهشون سلام برسونیدو بفرماییدکه؛قراره دوسه تا عکس دیگه ،به اون پست اضافه بشه،...سپس ها،نظرات فعل و،..تشریف فرما شوندو ما گوش میگیریم،کلی حرف واسه گفتن داره هاشو.

"چه مسجد باصفاییه"
مچکرم،...خیلی مچکرمکه شما هم به صفای مسجدو آرامستان اشاره کردین

بله ،وی یویِ مسجد حرف نداره،روبروش کوهِ،..پشت سرش رود،..یه طرف جنگل زیبا،یه طرف رودجاری تاخزر،..آسمون وخوشیدو درختای کاج،..باصفایِ باصفا

بیزحمت بعدنماز یه فاتحه هم برای من بخونید

مایل به شرق گیلان،جاده ای که میخوره به سیاهکل.یادتون باشه،پنج شنبه ودوشنبه،سیاهکل بازارروز داره،که من کوت کوتی رو ازهمون بازارازخانم دست فروش خریدم،..گفتم که شاید دلتون بخوادازنزدیک ببیند وبچرخید توی بازاررو...
سفرتون بیخطر،خیلی خیلی بهتون خوش بگذره،...این روزها شرق گیلان پراز عطربوی مرطوبِ بهارنارنج وچای بهاره اس،..
پگاه پرواز ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 09:33
سلام باران عزیز خوبی دلم برات تنگ شده بود... ببخش دیر سر زدم یه مدت گرفتار بود نتونستم بیام بهت سر بزنم.... خوبی خوشی.... پستت مثل همیشه عالیییییههههه ممنونم بابت پست های خوبت... موفق و شاداب باشی دوست عزیزم
پاسخ:
سلااام
سلام برشما پگاه جانِ پروازم
ممنونکاز لطفت عزیزم،دل منم برای شما تنگ شده بود،..
اختیار دارین،..شما عزیزین و تاج سرمایی ،..،
سلامت باشی و شاد
لیلا ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 08:58
سلام باران جان چه جای با صفایی . هرجایی که دلت اونجا باشه خونه خودته
پاسخ:
سلام برشما لیلا بانوی عزیز
جان تان سلامت بانو
مرسی،مرسی که شما هم به صفایِ آرامستان اشاره داشتید
بله واقعا،...هرجایی که دلت اونجا باشه خونه خودته
دوستتون دارم بانو
مامان ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 04:01
سلام می گل خاخور جان
خوبید بحمدالله؟
شیمی زاکان خوبند؟
به‌به چقدر متولی زیبا جواب دادند، خانه خودتانه
پاسخ:
سلام بلامیسرررر
تی جان سلامت ؛می گول مهشیدی
آهان.می زاکان خوبن،تی دس بوسن،زاکان پئرم خوبئه.شمره سلام برسانه
تی جان ره بمیرم،تی احوال پرسی قوربان بشم
شومن خوبید؟شیمی زاک خوبئه؟خودا شمره بداره

59 سطح هندسى یعنی ،تراش مارکیز،یعنی جناب متولی مارکیزتراش هستند ،تقارن دررفتاروگفتار دارن....
صحرا ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 03:23
چه خونه با صفایی. خونه تون همیشه خدایی
پاسخ:
" چه خونه با صفایی.خونه تون همیشه خدایی"

بینهایت از کامنت شما خوشحال شدم.بابت 8واژه اش،بابت تک تک واژهاش..ازتون ممنون وسپاس گزارم؛صحرابانوى بلامیسررررررر
طیبه ||
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 ساعت 00:04
رای کامنتهات ممنونم
نگران نباش
خوب میشیم
عروسی هم میریم
من قبلا هم اینجوری شدم
بادمجون بم افت نداره عزیزم
خیالتون راحت
پاسخ:
قربانت

ان شاءالله ،..ان شاءالله ..مامان طیبه ی عزیز دلمممم

براتون آیة الکرسی میخونم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد