چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 @ 22:23

دختر سهراب و باقی قضایا

 

 

الهی 

اگر تن مجرم است 

  دل مطیع است 

واگر بنده بد کار است 

 کرم تو شفیع است.

بادا کرم تو بر همه پاینده 

احسان تو سوی بندگان آینده 

بر بنده ء خود گناه را سخت مگیر

ای داور بخشندهء بخشاینده.


#خواجه عبدالله انصاری


****

****

پدرجان اینا به دلیل کار کشاورزی  ولایت هستن.اونجا یه سوئیتی درست کردن،که هم خودشون ،هم کارگرها درکنار هم باشن.خوب ما زیاد کارگر نمی گیریم،اون چند نفری هم که میان بدور از ادب و احترامِ که،درکنار صاحب برنجزار،برسر یک سفره ننشینه.لذا ،صاحب و کارگر و..نداریم.درکنار هم هستندو زمین آباد میکنن:)

القصه؛پدرجان تماس گرفتن و حال احوال کردیم و ،...گفتم خوبم،خاطرتون جمع.خوبم.نیم ساعت دیگه میخام برم تا سرکوچه،گفتن؛ اگه مغازه باز بود،یه لباس واسه دختر سهراب بخر،سهراب یادته؟بله،بله،یادمِ.گفتن؛هفت هشت ماهه اس.ببین.جانم؟لباس بخریا لباس!ومن قهقهه زدم .چون فهمیدم منظورشون اینکه که،آستین و شلور داشته باشه،که اگه غیر این صورت،...معادل لباس خوابِ.که میخان  یادم بیارن توی عروسی،دوستان دختر عمه اومدون وجلو و سلام واحوال پرسی،..که گفتن؛ سلااام ممدآق دایی.که پدرجان گفتن؛سلام،سلام، شما چرا با لباس خواب اومدین عروسی؟که اونا گفتن؛وااااى ...ازدست شما،دایی:))که بچه ازکودکیِ بایستیِ فرق لباس و ...بدانسته بودیه:)))

الهی اگر تن مجرم است

دل مطیع است...

داشتم میگفتم؛

که نیم ساعت بعد ،زمان برگشتن،رفتم مغازه ی دهنه ی کوچه ،که پرسیدم؛لباس حدود هفت هشت ماهه دارین؟که پرسیدن ،بچه ریزه میزه اس؟یا درشته؟گفتم،من ندیدم بچه رو.لبخند شون گرفت.پرسیدن،شما تازه این محل اومدین؟نخیر.کجا میشینین؟با انگشت ،اشاره به کوچه روبروی مغازه اش کردم.وخوشحال ناک گفت؛جدی؟شما مامانِ اون دختری که ازاون کوچه میاد،میشناسین؟چون من خیلی دوست دارم،مامان شو ببینم؟درهین سرجنباندن ،به چشمای خانم خیره شدم،انگار خدا دوتا زیتون شیرین شده رو همراه شاخه برگای زیباش،که خورشید صبح صادق،به شبنم و ژاله اش می تابه و خیسی لذیذ شاخه ها و اون چکه سرشاخه ها،..تلئلو گونِ،...که هردوتامون لبخند :):)

دوست داشتم بهشون بگم،ولی مطمئنم از نگاهم فهمید.یه خانم پنجاه ساله ی چشم سبز،که انگاری مژهاش سرشاخه درختاس ،که صبح ها ازش شبنم میچکه :)

که چند تا مدل لباس آوردن، که خوشم نیومد،گفتم پنبه ای باشه لطفا.حالا حدود یک سال هم باشه بد نیست.که رفتن روی صندلی ،که من یهویی چشم به رگال  یا همون چوب لباسیِ سمت چپ خوردو ،...

خوب،..مبارکش باشه و به سلامتی تن کنه،خداهمراه والدینش نگهش داره.

دیگه دیگه؛

*کفشاى ایشونو دوج دالیم،مامان مون واسمون خریده بودن،مامان طیبه درجریانن،که من با کفشای پاپیون دارکجا رفتم:))

دروغ چرا؟سر صبح که پست حسادت یکی از دوستان رو خوندم،یادم اومد منم چند روزحسودیم شده بود،که پدرجان واسه یه دختر دیگه لباس خریده،که چرااااا ؟؟من بزرگ شدم و اون لباسِ سایزمن نیس؟که من قطعا ازبازارچه ساحلی واسه خودم همین مدلشومیخرم)

الهی 

 اگر تن مجرم است

دل مطیع است

ولی کله مان پوک است 

که تو خود بهتر

 به آنچه  که 

پشت پیشانی نهان است

واقفی؛ 

ِلذا ناموسا تو شفیع مان باش



نظرات (9)
باران ||
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 00:07
وای خدای من! چه بچه ناز و قند و نباتیخدا اینه بدارهخدا حفظش کنه
چه خرید دوست داشتنی بوده براتون..
و اینکه : عهههههمنم از این حسادتا داشتمحالا یه بار جریانش رو مینویسم با هم بخندیم
پاسخ:
قندو نبات تونی،بلامیسر،می گول دترخودا تره بداره،دار بلندی ببی
بله،خرید شگفت انگیزی بود

واینکه؛ بنویس ،بنویس بدا مو ایبچی می گازخاله واچینم
صبیره ||
شنبه 22 اردیبهشت 1397 ساعت 12:45
مبارکشون باشه..
پاسخ:
مرسی عزیز دلمصبیره بانوی محجوبمممم
؟ ||
شنبه 22 اردیبهشت 1397 ساعت 12:09
اووووووخی چه لباسه خوشگلیییییییییییی برا نی نی هشت ماهه خریدی
اون نی نی پایینی کیه؟
باران جان...حکیمی میفرمایند:هرکسی بال حسد ورز را گازگازی نماید ،ضعف مذکوراز بنیان او برچیده خواهد شد.
لذااااااا عمل بالا را لحاظ فرمایید باشد که حسد از بنیانتان برچیده شود
پاسخ:
هووووم،..خیلی لطیف بوددددد
اون؟دختر بابا،دختر داییِ منِ
جان دل بارانجانت سلامت
والا بال آن حکیم گازگیری بشدو دو تا اس اس ،همان نشان گشتاپو با خودکار بیک کشیده شد
شما میدونید بال؟چیست؟بال همان بازوی مبارک است.که بجهت گاز گیری اختراع شده است،لذااااا هرچه گازگازی محکم تر،بنیان پابه فرار تر
اسماعیل بابایی ||
جمعه 21 اردیبهشت 1397 ساعت 04:49
مبارکش باشه!:)
تن عزیزانتون همیشه سالم و دلشون شاد باشه و البته که خودتون هم!
پاسخ:
خیلی ممنونم
ازدعاهای گرانبهای شما؛بسیارها ممنون و سپاسگزارم
وشما وعزیزان عزیز تان نیز هم؛سلامت و شاد و خرم زی...آمین
وکیل ||
پنج‌شنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 22:57
سلام مرسی از حضورت آبجی
مناجات های خواجه عبدالله واقعا عالی است
پاسخ:
علیکم سلام جناب وکیل الشعرای عزیز و گرامی
خواهش میکنم ؛زای جان
بله،جدا منم دوست دارم
بهامین ||
پنج‌شنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 18:47
کفش های قشنگیه من نیز دوست دارم.:)
چه خوب که کارگرها را پدرت بهشون توجه میکنه واقعا زیباست این نگاه و باور :)

خدا حفظش کنه این دختر ناز را
پاسخ:
ممنون تون.خدا شمارو همراه عزیزان عزیز تان درپناه خودِ ارحم الراحمینش محفوظ نگهه دارد. ایشان دختر بابا هستن.یعنی کوچک ترین نوه آقاجان،یعنی دختر دایی من

پدرجان و مامان جان و دو برادرهام در کنار کارگرها هستن.که هرچه پدرجان ومامان جان،برای آن دومیخواهند،برای کارگرها نیز هم،...
ومن به وجود چونین والدینی افتخارمیکنم و شاکرخداوند هستم.الهی شکر
پس شما هم دوست دارید
دنیاغلامی ||
پنج‌شنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 16:51
سلام عالی مثل همیشه

دعوتی گلم
پاسخ:
سلام برشما دنیا بانوی عزیز
ممنون تون.
مچکرم.چشم
طیبه ||
پنج‌شنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 13:37
وای اون ست لباس صورتی سفید خال خالی رو خریدی؟؟؟
میشه من بچه بشم برام بخری؟؟ خیلی قشنگه.خیلی
خدایا چرا اینقدر بچه ها و لباساشون رو دنیاشون رو قشنگ و ناز آفریدی تو آخه.
پاسخ:
بعله.بعله.اون ست سرخ آبی سفید صورمه ای خال خالی
نه عزیز ،شما همینی که هستی باش ،مامیریم منطقه آزاد براتون پیدا میکنیم
آره والا،دنیای ،حرفای بچه ها...خدایا شکرت
طیبه ||
پنج‌شنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 13:34
بله یادمه چرا یادم نیست
و جدیدا خودم شدم همون دخترکم باران یه چیزایی می خرم که انگار ۴ سالمه نه ۴۴ که انگار شمال هستم نه کشور مستقل قم
آخ دلم نوه می خواااااااااددددددددد
مبارکش باشه لباس و ..
دست بارانم درد نکنه
پاسخ:
کو پس یقه دی پلماتتون
شمال هستم نه کشور مستقل قم
مامان طیبه؟میدونید که ؟اینجا ح و ز ه ع ل م ی درست کردن؟اونوقت ش ی خ ه ا ی لباس شخصی دیدین؟که توی کشور عمو پوتینن
44عدد بسیار قشنگیهههههههایشالا 144 سال بمونی برای منمنم دخترکِ سه و نیم ساله شمایم
آره،آره،...منم دلم نوه ام رو میخاد. همون نوه ای که خواب شو دیده بودم

قربانت بوس بوس
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد