پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 @ 09:12

بدون شرح!


نظرات (12)
مترسنج ||
یکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت 23:26
خوشحالم که درد رو میفهمیم (همدرد بودن گرچه تلخه اما "هم" همراهیش امیدوار کنندس. امیدمان به دوستانی چون شماست
پاسخ:
امید تون به خدا که هست؛باز هم و باز هم و بازم؛ امیدِ امیدِ امیدهاتون باشه...
مترسنج ||
یکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت 22:13
حکایت مادر پسر شجاع و پدر ایکیو سان و ... که سر و ته همشون مبهم موند...
مجموعه شکرستون خودمون مصداقیه بر تفاوت جنس بومی و وارداتی:)
پاسخ:
والا همونا الگو شدن که الان وضع جامعه همینِ دیگه.یعنی مهم نی؟...فقط امار مهمه که؛امسال فلان و بیسار عدد نوزاد متولدشدن!
یادمه چوپان مرخصی اومده بود؛حالش خوب نبود،...بعد تعریف کرد،زنگ زدن ۱۱۰ توی کوچه ی فلان ،خانمی زمان بدنیا امدن بچه شه...
تا چند روز این طفلی بالامیآورد

لعنت به هرچی...
خانم پزشک ||
جمعه 4 خرداد 1397 ساعت 01:51
باران جانم اونقدرم کوچولو نه ها 20 سالمه ، یادم نمیاد اینو دیدباشم
پاسخ:
20هزار آرزو های خوووب برای شما؛خانم پزشک عزیز
درضمن؛جان تان سلامت
انتخاب هایم مرا به اینجا رساند ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 23:28
عزیزم چه خاطراتی داشتیم ما با این کارتن
البته فکر می کردم سانسور شده باشه!!
پاسخ:
می بینی؟سین بانو جان؟
خاطرات کودکیِ مان هم عین کالاهای چینیِ
خانم پزشک ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 20:18
سلام باران جانم ، حالت چشوره؟
امم من سنم نمیرسه به این انیمیشن ، ولی بعدا دانلود میکنم ببینم.چیه
پاسخ:
سلام عزیزم،جان تان سلامت عزیزم
خوبم.خوب؛ الهی شکر.ممنون از احوالپرسی شما

عزیزم
فدای خودتو وسن و سالِ هوژولوموژو لوتون
لبخند ماه ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 14:57

چرا عمه جان رو نشونمون ندادن؟
پاسخ:

به گمانم الگوی ؛خیلى مناسبی بود
بهامین ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 12:08
چقدرر برنامه های قبل خوب بود
یادش بخیررررر
پاسخ:
دقیقااااا
ویادش بخیررررر
سجاد ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 11:09
منم دلم واسه بچگی تنگ شد :)
پاسخ:
راهش اینه که؛کارتن تماشا کنیم:)
خاله ریزه ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 10:07
میگما این برگه تو پیجتون که همشون رمز میخواد میشه منم داشته باشم رمزتونو ؟؟ یا کاملا خصوصیه؟
پاسخ:
عزیزم
آن برگها برای گفتگوی خصوصیِ.مابین من و ارغوان دخترم،که ساکن کانادا هستن.چون اینجا تیک خصوصی نداره ،ازاین جهت چونان تدبیری اندیشیدیم،...
سمت پیوندها لینگ ایشان هست
ایشان هم برای من درست کردن
شما هم اگه دوست داشتید؛ برگه رمزی داشته باشید،با کمال میل برایتان درست میکنم
خاله ریزه ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 10:06
سلااااام باران جانم خوبین خوشین؟ سلامتین؟؟ زاکان عزیز خوبن؟؟؟؟
این تصویرتون خیلی خیلیییی نوستالژیک بود. یادش بخیر واقعا
پاسخ:
سلاااااام خاله جان ریزه ی عزیز دلمممم
جان تان سلامت عزیزم
الحمدالله،شکرخدا خوبیم.زاکان هم خوبن.اشن ددی هم خوب هیسه

نوستالژی می دوستیم شما را نیز هم
یادش بخیر،...
حمید عسکری ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 09:38
تا جایی که ما یادمونه شیپورچی عمه ای نداشت !!
این قسمت فکر کنم جزو منشوری هاست
پاسخ:
چره ،چره،ستاهیجور؛ عمجان داشتنابووون
ولی عمجان مردی نداشت
بدا مو بوشوم می یکتایِ ثانثورچیِ بزنم و بیام
اسماعیل بابایی ||
پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 09:21
یادش بخیر!
البته من این تصویر رو یادم نمی آد اون موقع دیده باشم!
پاسخ:
چقدر خوب بود؛آن زمانها ها.درکنار برارها کارتن تماشاکردن.
البته همین ها باعث میشدن،چوپان مشق هاش را ننویسه.که سریال ناوار را کوفت مان کنه
بله،یادش بخیر!

این تصویرِ عمه ی محترم شیپور چیِ
آمده بهش آموزش شیپوری دیکته کنه!(قسمت روباه خوبی باش)
البته ؛ما همراه چوپان هنوز هم کارتن تماشا میکنیم(:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد