X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 7 خرداد 1397 @ 09:13

پس از باران

 

 بقدری  هوا خنکِ مایل به سردی ِدلچسبی شده..(یعنی در حد ؛گلبافت و لایکو لازمآنه) ....که نگوووو؛خدایاشکرت

نظرات (6)
مهدی ||
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 19:06
هوا یه بار خنکه اینجا یه بار داغه!
عکسه خیلی قشنگه
پاسخ:
و ادسه های پیاپی ...
ممنون از حضور تون
. ||
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 18:14
عکس زیبایی است.
پاسخ:
درود و سپاس
بهامین ||
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 17:11
کاش کمی هم سمت ما هوای خنک منتقل میشد :)
پاسخ:
الهی بحق همین ساحت عزیز؛سمت شما هم خنک بشه
کیهان ||
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 16:37
درود بر خاخور هم اکنون و همیشه عزیز
از اسب گفتی و کردی کبابم
مادیانی داشتم سالها پیش شاید حدود هفت هشت سالم بود.که متاسفانه در اثر حادثه ای پایش شکست و آبستن هم بود.حکم به قتلش دادند که زجر کمتر بکشد.اما من راضی نشدم تا اینکه وضع حمل کرد و ....
کره ای زیبا بر خلاف مادر که سفید بود سیاه سیاه با خالی سفید در پیشانی ....آخ.. بگذریم...ندانم که بعد چه بر سرش آمد..
و دیگر اینکه اینجا هوا فوق العاده گرم شده نسبت به سالهای پیش در این فصل گرما بالای چهل درجه است و البته ما تا پنجاه را دیده ایم یا بهتره بگم به راحتی دوام آورده ایم
و آن دیگری:راستش بنظرم چیز پیچیده ای در این نوشته نیست.دوستی داشتم به قصد ماندگاری به دیار فرنگ رفت نگفتم نرو اما می دانستم بر می گردد گفتم بزار تجربه کند. و البته خود شخصی فهیم و فرهیخته ایست.
وقتی که بر گشت دوستی از ایشان پرسید بگو چه دیدی؟در یک کلام گفت:اژدهایی خالکوبی شده بر پشت دخری ایرانی"
بله!!!
باز هم می خواهی لپمو بکشی؟خوب با این ریشهای بلند خاخور جان فقط موهای ریشم کنده می شن
پاسخ:
سلاااام ها و درود ها برشما
آخ ،..من چقدر اسب دوست میدارم
سیاه سیاه با خالی سفید در پیشانی،...آخ

با خدااااا پنجااااه درجه
والا طفلی ها حق داشتن شوادون ؟اختراع کردن
بلانصبت شما؛این دما برای من دیووانه کننداس. یعنی جدا با گرماعصبانی میشم ،..خودمم متعجب
ولی خنکای لذیذ را دوست دارم و به قول عزیزان؛کله ات خوب کارمیکنه،
واینکه؛چوپان فرایند آب روغن قاطی کردن را توضیح گفته

واووو،...اتفاقا اخیرا یکی از دوستان عزیییییز و کوه نورد و عکاس و..به ایتالیا مهاجرت کردن
که اتفاقا دوست ایشان هم، هییی !!!برم ؟برم؟میکند
بعله!!!
والا هیچ اتفاق خاصی ،..برای محاصن محترم دایی جان کوچیکه ام نیفتاده ،..همین طور خان دایی جان،...
جان تان سلامت ،کیهان برار عزیز وگرامی ام
میدونید؟راستش بابت کشیده آبدار ؛وصد البته درست و بجا...
به آن بانوی محترم؛از شما خیلی سپاسگزارم
یعنی دلم خنک شد
صبیره ||
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 13:58
خدا رو شکر..
سمت ما دما 42 درجه بود دیروز... خیلی گرم بود
پاسخ:
الهی بمیرم
۴۲ درجه؟
خیلی گرمِ

ان شاءالله سمت شما هم خنک بشه،صبیره بانو
اسماعیل بابایی ||
دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 11:24
به به!
جای ما رو هم خالی کنید؛ این جا گرم گرمه!
چه عکس قشنگی.
پاسخ:
از نظر من؛یکی از بهترین سکانس ها و پلان ها یک فلیم
سکانسهایی ست که؛اسب داشته باشد،خصوصا اسب وحشی مشغول چرا....
ویک دشت وسیع،....تک درختی که ؛باد او را به زیباترین شکل ممکن وا داشته،....
دیدین؟بادها سرشاخه ها را به سمت وزش مایل میکند؟وانگار همون جور خشک شدنخصوصا درختانی که در سراشیبی هستن

" مرا دفن سراشیب ها کنید
که تنها نمى از باران به من رسد
اما؛سیلابه اش از سرم گذرد..."

ببخشید تکراری بود،ولی اسم سراشیب که میاد من

جای شما خالیست ،جایو دوستان عزیزی مثال شما در سرزمین مان خیلی خالی ست:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد