X
تبلیغات
زولا
جمعه 1 تیر 1397 @ 00:05

اما...

 

آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام

 بسیارخوبان دیده ام

اما تو چیز دیگری....

امیر خسرو دهلوی 

____

____

آلاله ام آلاله ام

آلاله یِ صدها دلم

شب تا سحر من  سوخته ام

اما تو چیز دیگری


+سه ماهِ دوم سال جاری؛برای شما عزیزان بخیرو خوشی و شادزی...❤


نظرات (7)
نیما ||
یکشنبه 3 تیر 1397 ساعت 12:52
به این دلیل که زیر آفتابم بدون کولر بدون یخ تنها چیز خنک اینجا یه کوزه سفالی آب خنکِ. تو گرمای زیاد انگور یخ زده که چیزی نیست آدم حتی ممکنه تو این آفتاب هوس پشکل یخ زده هم بکنه و اگه جایی ببینش با سر بره توش
پاسخ:
خدا قوت و خسته نباشید ما را؛همراه نسیم ملایمى که ا ز پنجره ی شرقی ،هم اکنون می وزد و بسی معطر احوال است:پذیرا باشید.آقای همسایه عزیز
کیهان ||
شنبه 2 تیر 1397 ساعت 06:30
آفاق را گردیده ام ......
بسیار خوبان دیده ام
اما خاخور عزیزم واقعن تو چیز دیگری .سار سر مهر و سراسر عشق و سر شار از همه نیکویی ها
باش تا همیشه.آمین
حیف امیر خسرو اینقدر مهجور مانده است!
پاسخ:
درود ها وسپاسها ؛می گول برار ،امیرکیهان عزیز دیل
سلامت و شادو خوش ،درکنار بانو و امیرهای عزیزم بمانی بلامیسر
آمین

یه لحظه ؟فکر کردم؟بجز،سه امیر ،امیر حسین خانِ عزیز هم داشتیم .
امیر خسرو ؟کدام امیر است؟
که بعد ازدست شما واقعا.
نیما ||
جمعه 1 تیر 1397 ساعت 19:19
وای چه انگوری.. چی میشد اگه از همین انگورا یخ زدشو داشتم میخوردم..
پاسخ:
شما بسی بسیار واقف به امور طب سنتی و طبیعی و ارگانیکی و حیاط وحشی و...یخ زده چرا
روشن ||
جمعه 1 تیر 1397 ساعت 15:28
چه انگور خوشگلی :))
همسایه ما هم از این انگور ها داره و هر سال یه سهمی هم به ما میرسه
منتظرم برسه انگورها برام بیاره
پاسخ:
چه خوشگل و خوشمزه ای :))
نووش جون تون؛مام منتطریم حاجی بازپرس از ابهرواسمون بیاره.که خمس بپزیم
چرا پاییزاز راه نمی رسه آخه
صبیره ||
جمعه 1 تیر 1397 ساعت 11:32
به به... چه انگورایی.. سمت ما از نوع یاقوتیش هست.. خیلی م خوشمزه س.. جاتون خالی...
اما حیف امسال آب نبود محصول زیادیم نبود... الان ما یه ماهه که انگور داریم...

عالی بود بانووو مثل همیشه
پاسخ:
نووووووش جون تون؛صبیره بانوی بلامیسر

یه ماهه که انگور دارین و عجب انگورایی

فدامدای عزیز دلم
اسماعیل بابایی ||
جمعه 1 تیر 1397 ساعت 09:05
یکی از خونه هایی که داشتیم، یه درخت انگور بزرگ داشت که انگورهاش مثل این عکس بود؛ کل همسایه ها از غوره و برگ هاش نصیب می بردن. اما این اواخر انگورش خوب نمی شد.

اون عکس گل و زنبور، حس خوبی داره.
پاسخ:
من این مدل انگور خیلی دوست دارم.که نهایتا چند حبه بخورم؛ فردا روز از شدت سردرد و سینوس ها،...دنیا تیره و تارمیشه

خونه هایی که ؛دار و درخت دارن رو خیلی دوست دارم
آدم دلش گرم ترِ،توی شهر سیمانی.
زن دایی منم ؛
از اون بغچه های برگ انگور درست میکنن؛ واسم میارن

نصف لیوان آب غوره + یک قاشق چای خوری دَلار ،به مقدار لازم آب و یخ=معجون زمان

پسر بزرگِ ؟درخت گردو؟یادتونه؟ اون عکس آلاله و زنبور پای
پیله آغوز دارِ=درخت گردوی بزرگِ.

ممنون از حضور عزیز و شریف تون
مامان ||
جمعه 1 تیر 1397 ساعت 05:18
سلام می گل خاخور جان
احوال خانم؟
بسیار زیبا بود.

خورشید تابان دیده ام صد رهزن جان دیده ام
بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری

در خانه فرزانه ام در پای تو افسانه ام
شیدای صدها لاله ام اما تو چیز دیگری

نه تنها از دلبری در شهر زیبایی سری
از خویش هم زیباتری آری تو چیز دیگری

آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام
خوبان فراوان دیده ام اما تو چیز دیگری
پاسخ:
سلاااام
سلام می گول مهشید جان
تی جان بی بلا ؛ بلامیسر
از خوبی شما خوبم ؛الهى شکر.ممنون از احوال پرسی شما
ممنون توون
به به دست شما هم درد نکنه
لذا؛بخاطر شما یک تصویر و یک بیت دیگه به این پست اضافه میکنم.
می گول مهشیدی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد