X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
یکشنبه 3 تیر 1397 @ 22:32

وراى نور و ظلمت؛ از زمین وآسمان فارغ...

نظرات (12)
صبیره ||
سه‌شنبه 5 تیر 1397 ساعت 11:39
چقد این شیرینه
پاسخ:
خیلی ....شینینههه؛صبیره جوونى
mostafa ||
سه‌شنبه 5 تیر 1397 ساعت 11:23
این نی نی رو باید همینطوری لحاف پیچش کنیم بخوریمش
ولاغیر
پاسخ:
شما از قبیله ی نی نی خوارهای مجنونی ولاغیر
طیبه ||
سه‌شنبه 5 تیر 1397 ساعت 07:44
چرا بچه رو تنها گذاشتن؟؟
کسی نیاد بدزده ببره؟؟
من هیچ امنیتی تو جامعه نمی بینم.می ترسم
پاسخ:
نمیدونم والا.و میدونم؛عاشق اینم که بچه و...بخوابه.من سیر نگاهش کنم

بله،واقعا؛هیچ امنیتی توی جامعه نیست. ومن هم می ترسم...
انتخاب هایم مرا به اینجا رساند ||
سه‌شنبه 5 تیر 1397 ساعت 00:13
آخی دلمان ضعف رفت برای گل پسر
پاسخ:
عزیز دلم؛ شما هم گل پسر دوج دالین
beny20 ||
دوشنبه 4 تیر 1397 ساعت 18:29
اصلا گاز گرفتن یه حسه شیرینی داره ،
به خصوص بچه به این نازی هم باشه ..

این وبلاگ چیه آخه
خیلی واسش ناراحت شدم ،
و بهت میگم واقعا نخونش دیگه ،
این فقط انگار مرگ ها رو توی وبش ثبت میکنه +_+
پاسخ:
شیخ؟ما از طرف جامعه" گاز گرفتن"
از شما بابت تشریح
حس شیرین و...بسی بسیار متشکریم....

ببخشید که ناراحت تون کردم
چشم.
beny20 ||
دوشنبه 4 تیر 1397 ساعت 11:34
چقدر ناز هس

من اگه الان این بچه اینجوری جلوم خوابیده بود ،
اول باسنش رو یه گاز کوچولو می گرفتم ،
بعد یه پس گردنی میزدمش می گفتم ،
چقدر تو نازی لامصب

و گویا دلتون به نوشتن نرفته ،
چکار کردی با دلت ؟
یک دو سه
دل خانم مادر باران ارغوانی شمالی طبیعت دوس
اگر صدای منو می شنوی باید خدمتتون عرض کنم
عرضیات بسیار است ، کدامش را بگویم

ولی خب جدی میگم ،
امیدوارم از چیزی ناراحت نباشید ..
و اینکه بنویسید ، راستی کنکور هم نزدیکه ،
به افتخار کنکوری ها یه پُست حرفه ای ثبت کن √
پاسخ:
کلا پسرهوژولوها ؛چقده ناز هستن


اینی که تعریف کردین؛
دقیقا رفتار پدر منِ
منتهی پس گردنی رو فاکتور بگیرد،
بجاش گاااااز،از بال و ...

دلم صدا تونو شنید و از مغزم پرسید؛
بنی؟از کجا؟ چطوری؟ منو میشناسه؟
ومن چیزی به ذهنم ؟نرسید که بگم؟
جزاینکه؟دل به دل راه داره.
که وقتی شنید گفت؛
از شمال به جنوب؟دل به دل راه داده؟چطور ممکنه آخه
خلاصه اینکه؛
خدمت تون عرض میگم چکارش کردم

واز کنکور بگم؟
جریان خابوندن بچه ها یادتونه؟که چطور پسربچه ها رو پا می خوابوندن؟که تو باید بخوابی ،بزرگ بشی،،بری درس بخونی، 20 بگیری..دار بلندی بشی،...
اینجا باز به کنکوری های پسر توجه بیش تر است،
ِلذا ،کنکوری های عزیز؟
توجه کنید لطفا؛
پدربزرگ مرحوم ما
برای شماهای عزیز
پیغام انگیز ناک فرستادن که؛
جاغلان؟شیمی امتحان خوب بدید،
همه تانِ ره شمه قاصدی
یعنی از این انگیزه و حرفه ای تر؟مگه داریم
کیهان ||
دوشنبه 4 تیر 1397 ساعت 10:07
خواستی عکسی از ایشان را هم خدمتتان ارسال خواهم کرد!
پاسخ:
با کمال میل ؛واز صمیم قلب؛ دلم میخواهد.که ایشان را درکنار همسرعزیزش ببینم:
تشکرات فراوان:
کیهان ||
دوشنبه 4 تیر 1397 ساعت 06:51
درود بر شما فرهیخته بانوی گرامی خواهر
آنچه که در این صفحات نقش می بندد در واقع نشان از روحیه بسیار لطیف و انسان دوستانه شما دارد.عشق به اسنان و عشق به طبیعت بخوبی در لابلای تمام صفحات نمایان است
و شما نمایانترین خواخور دوست داشتنی
خداوند شما را برای عزیزانتان و عیزانتان را برای شما حفظ کند.امین
پاسخ:
درود ها و سپاس ها خدمت شما امیرکیهان برار عزیزوگرامی ام
والا دروغ چرا؟ زبان ما قاصراست ، واژه کم آوردیم.که از شما بابت این همه لطف و مرحمت تان....تشکر کنیم.والان دلمان خواست میان چادر مامان جان مان پنهان شویم و ،..هی خجالت بکشیم و لابلای خجالت کشیدن ها،به آن فکر کنیم که؛استاد کیهان؟ معمارِ هیجان و انسان شانس است...واگر تشخیص شان چون است؟قطعا درست است.عشق به انسان و طبیعت ،بذر وطن است .که هرچه بکاری همان درو میکنی و که ما لابلای صفحات آنچه در وطن مان است را خالصانه آشکار نمودیم.حتی بذر شیطنت هم در وطن موجود است.چرا که معتقدیم خیر مطلق خاصه یک جای کارش لنگ میزندو ...بجهت توازن وطن،خیر وشر را درکنار هم ،دروطن داریم.
واین وطن وطن که میکنم،همان قلب است ،که به لطف حق دوز معرفتش به گفته دکتر اندکی بالاست .مثل هزار جوی زمزمه گون..
ازاین جور صوبتا

وشما برار عزیزم
مرسی که هستین و ،...الهی درکنار امیرها و بانوی عزیز دل ،که ندیده مهرشان دوصد چندان بر دل مان بنشسته؛سالیان سال خوش خرم و سبز و جاری بمانید؛بلامیسر
باشید تا همیشه.آمین

+ممنون بابت آخرین چهره.بجهت تشکرات ان شاءالله خدمت می رسم و توضیح خواهم نوشت.
بهامین ||
دوشنبه 4 تیر 1397 ساعت 02:17
ای جاااااااااااااااااانم
چه ناز خوابیده
پاسخ:
جاااااااااااااااااااااانت سلامت؛ بلامیسر
ناژناژیِ
اسماعیل بابایی ||
یکشنبه 3 تیر 1397 ساعت 23:47
چه عزیز خوابیده!
پاسخ:
دقیقا؛ آدم دوس داره پانتومین بهش بگه؛ده ردت له گیانم،بلامیسر
روشن ||
یکشنبه 3 تیر 1397 ساعت 22:51
از این خونه چوبی ها آرزوست
پاسخ:
آی گفتین...هی راه بری قیژقیژ تخته ها در بیاد
مهدی ||
یکشنبه 3 تیر 1397 ساعت 22:40
چه راحت خوابیده اوخه
پاسخ:
بله ،کاملا مشخصه ؛ حسااابی شلنگ تخته زده و...راحت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد