X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
دوشنبه 18 تیر 1397 @ 18:19

عطر خاص!...

 

 تو را دوست دارم..،

بدون آنکه علتش را بدانم!

محبتی که علت داشته باشد

یا احترام است یا؛ریا....

#شاعرو نویسنده فرانسوی؛

آلفونس دولامارتین

********

****سل کول؛سل به معنای آبگیر،برکه ،استخر.کُول به معنای لبِ وکنارِ آبگیر. مغریب سرِ بوشوبیم سل کول= (دیروز)

دم غروبی رفته بودیم کنار استخر!...در شهرِ چای و کلوچه؛لاهیجان!

***دلم نیومد پامو بزارم روش.با خودم آوردمش ؛خونه.

****

حتما 

سپیده دم سر خواهد زد

و خورشید

باز خواهد گشت...

سید علی صالحی

+پ.ن؛عنوان نام ترانه ای ست که ؛ لینگش ....(راجب اصل مطلب عنوان پست؛درکامنت بهامین بانو پاسخ نوشتم❤)دوست داشتید،سمت پیوندها؛ اولین لینگ به نام"عطرخاص" باصدای مسعود درویش را بشنوید.

نظرات (11)
میم! ||
یکشنبه 24 تیر 1397 ساعت 01:50
سمعا و طاعتا حضرت باران
امیدوارم حالتون همیشه خوب باشه و همیشه سلامت و شادمان باشین
پاسخ:
سمعا و طاعته سجده کنان هفت کشور
ممنون تون؛ وهمچنین شمایِ دکتر میمِ عزیز و گرامی...تندرست و شادو موفق زی...
میم! ||
جمعه 22 تیر 1397 ساعت 00:29
به به به ...عجب عکسا و متنای قشنگی...
یادمه پاییز رفته بودم باغ وکیل آباد ، غروب پاییز دلگیری بود...کلی برگ خشک از رو زمین برداشتم برای دفتر خاطراتم ، یه دونه شون یه برگ گنده ی چنار بود ، الان توی دفتم خاطرات قبلیم جا خوش کردن...

سلامت و شاد باشین همیشه
پاسخ:
اجماعا ؛نفس عمیق
کار خوبی کردین،گاهی آدم توی بهار دلش میخواد ،برگهای خزون زده ببوعه،...الانم بجای اینکه ،سرتونو <--چون نمایید.<-
چونان بنمایید و،..شاکر باشید
برای سلامتی و شاد زی و پاس کردن واحدهای درسی جناب دکتر میم،اجماعا نفس عمیق و ...

از حضور تون ؛ممنون و سپاسگزارم
donya ||
چهارشنبه 20 تیر 1397 ساعت 00:05





پاسخ:
ممنون عزیزم:
بهامین ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 23:06
حتما گوش میدم باران جانم
پاسخ:
جااانت سلامت؛بلامیسر
beny20 ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 14:22
فول لایک به قسمت اول این پُست ،
دوست داشتنی که علت نداره ، خیلی خوبه ، خاصه √
.
.

این ماجرای حموم عالی بود ..

یادمه پسر خاله رو سپردن دست من که ببرمش حموم ،
از ورود تا خروج هزار بار خواست فرار کنه ، و موفق نشد
پاسخ:
از لطف شما ممنون و سپاسگزارم؛
آقای بنیامین پِسَرِ عزیز و گرامی

.
.

شیخ؟نگا بالا کن!موشِ چطوری نگاتون میکنه!!!!


آخی،..طفلی پسرخاله
دخترعمه ام بچه اش رو سپرد دست من و
همراه مامانم رفتن جایی،
منم یه پارچه تمیز پهن کردم و
بچه رو نشوندم وسط پارچه،
یه تیکه انار دون کردم و
رختم جلوی روی بچهه
یکم نگا انارا کردو یه دونه رو آورد جلو چشاش<--خوب وارسی کردو ،شالاپ ترکوند.
دوتایی وغش غش خندیدیم:))))
صورتش دون دون قرمز شدو
بعد هی چندتا میخورد و چندتا میترکوند،
مامانش اومد و،
فک کرد بچه ابله مرغون گرفته،...

آی دوتایی خندیدیم
الان اون بچهه؟همونی که قبلابهتون گفته بودم؟شبیه شماست؟
آلمانِ و من سالهاست ندیدمش!

اینجا به خاله ؛خالا میگن.
خالاپسر=پسر خاله.
آدم راجب ؛دو خالاپسر درحمام
مستند بسازه
کیهان ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 11:51
یعنی الان تنبیه ام کردی؟اون هم با ریختن آب در کفشام؟
این که نشد تنبیه
من خودم در گشت و گذار هام در طبیعت هر وقت از رودخانه ای رد می شم هیچ وقت کفش از پا بدر نمی آرم. وای که چه حالی می ده که بعدش کلی راه می رم با هم صدای قورباغه و البته بعد از مقداری راه رفتن باید در بیارم و کاملن خشک کنم چونکه می دونی پا ها اذیت می شن
مرسی خاخور
پاسخ:
بله،خیلی هم تنبیه سختی هست.چرا؟
قطعا شما در طبیعت با کت و شلوار نیستی که؛پس این نوع تنبی الان تنبی سختی بحساب میاد
کفش طبیعت گرد ا و طرز لباس پوشیدن طبیعت گردا مشخصِ؛الان قضیه فرق داره؛جناب کیهان هستن ،با کت و شلوار و کفش چرمِ وز وزی...
دخترای کلاس؟شیمی گازوانچنین لطفا

شیمی لطف قوربان؛برارجان
اسماعیل بابایی ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 11:28
شعر و عکس ها خیلی زیباست.
پست خیلی خوبیه.
چه قدر اون برگ قشنگه.
پاسخ:
ممنون از لطف شما؛آقای بابایی عزیزوگرامی
یکی لنگه ی اون برگ رو ،
تیرماهِ سال 70
توی خیابون ولیعصر زیر پام ورداشتم.
یعنی دل تاسیانِ افراهاو درختای ولایت بودیم ؛
گفتم منو ببرین جایی که درخت داشته باشه؛بهم خندیدن و بردنم ولی عصرِ....

زور زور سپاس له حضور تان و وقتی که گذاشتید
کیهان ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 11:09
عذر تقصیر
مثل اینکه اشتباه فرستادم!!!!
ببخش تورا خدا خاخور عزیز تر از جان
پاسخ:
جان تان سلامت ؛امیر کیهان برارِ همیشه تا ابدم
من از شما عذر میخام که؛ سن سال تون یادم میره و باشما مزاح کردم.برما به بزرگواری خودتان ببخشایید؛اقای استاد امیرکیهان سپهرِ عزیز و گرامیِ خاخورت
کیهان ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 10:26
دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷ ساعت: 21:7 توسط:کیهان
درود ها و سلام ها بر شما عزیزان جان و جانان عزیز
راسیاتش خوب اسم زندگی ام را چی می زاشتم؟
معلومه؟
اسم وبلاگم چیه؟
بععععله همین اسم را روش می زاشتم"زندگی"
یه خاطره برات بگم؟
نمید ونم کلاس چندم بودم شاید آخرین سالی که .... بعله به قول شما یه جورایی جانور بدی منظور شاگرد مدرسه بدی نبودم درسته یه ریزه شیطنت و ... ولی درس در حد خر خوانی البته راسیاتش با یه بار خواندن همه را یاد می گرفتم و بدیهی بود آخر سال معدل بالا می شد.آن زمان معدل بیست معنی نداشت یعنی وجود نداشت پانزده به بالا دیگه عالی بود!
من هم نیم دانم چند شد!
یک روز سر صف شخص .ا.او.ل م.ملکت چند لحظه ای آمد و چند کلمه ای صحبت کرد ما که چیزی نفهمیدیم اما بعد از چند لحظه اسم من را هم همراه چند نفر دیگه صدا کردند که بععععععععععلله شاگر اول:و آن شخصیت شخیص با آن همه طمطراق کتابی با جلد اعلا و نقاشی هایی به شیوه کمیک استریپ رن تنتن یا بوفالو بیل یا چه می دونم سوپر من دریک کاور نفیس داد به دست مان و ما هم طبق توصیه دست دادیم و دست مبارک را بوسیدیم:
هنوز به صف خود نرسیده جلد هدیه را باز کردم بعله کتابی بود به اسم:ماموریت.برای وطنم!
ما چی فکر می کردیم چی از آب در آمد می خواستم همان لحظه شوتش کنم یه گوشه.راستش فکر کردم یه بسته شکلات کاکاوی اعلاست! اما حیف
-----
چرا این کامنت تایید نمی شه؟چیز خاصی درش هست؟
پاسخ:
احسنت بر شاگرد اول زمانِ ؛اولیا حضرت
دلم خواست ؛همین الان.
همون جور که کفش های واکس زده تون پاتونه.
دوتا پارچ آب یخ تگری؛در هر لنگه اش خالی کنم.
بعد باتحکم خدمت تون عرض کنم؛
از پشت میز بلند شو راه برو ؛ امیرکیهان برار!

بعععععععععععله بچه های عزیز
امیر کیهان
شاگرد اول کلاس گرامل گیلکی
بدلیل شرارت و گنگ صحبتی،
تنبی شدن؛هموجون که میشنوید؛درکفشای ایشان
اب یخ هست و آن وز وز.صدای قورباغه نیست.پاهاش تولی کفشا لیز میخوره و سازمیزنه...آکارنمیدونم چی چی هم ساز میزنه
حالا همین جور تشریف ببرین؛ابدارخونه .دوتاچایی با شکلات بیارین ،تا تکلیف تونو روشن کنم.که من سردرس ومش ؛شوخی ندارم خو

+
بهامین ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 09:38
جایی خوندم تاریک ترین لحظه درست زمانی قبل از طلوع خورشید ووبعد خورشید با طلوع کردن روز را هدیه میده به همه ما:)

حتما

سپیده دم سر خواهد زد

و خورشید

باز خواهد گشت



مثل همبشه عکس ها بینظیر بود باران جانم
پاسخ:
بنام خداوند بخشاینده مهربان

خدای رحمان

قران را تعلیم داد

انسان را بیافرید

به او گفتن آموخت

آفتاب و ماه به حسابی مقرر درحرکتند

اسمان را برافروخت و ترازو را بر نهاد

رب المشرقین و رب المغربین
پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب...

+بهامین بانو❤
قرار بود نام این پست "عطر خاص" باشد .اما با لینگ ترانه ای به همین نام.یعنی باشیطنتی... کوچه علی چپ اینا
ولی خوب،...
نام شما و
وجود نازنین تان خیلی ؛بلامیسراست...
لاکن!
لذا "اقرار" میکنیم ؛اصل مطلب این پست؛به سوره الرحمن+فضیلت وتفسیرو+ ایه 26 همین سوره مرتبط هست
+دوست داشتید؛ترانه عطر خاص رو هم می تونید؛سمت پیوندها،اولین لینگ؛بشنوید
Reza ||
سه‌شنبه 19 تیر 1397 ساعت 07:32
من که هر روز با عکسهای زیبای شما انرژی میگیرم!
تکبیرررررررر
الله و اکبر .........
پاسخ:
خیلی ممنون از لطف تون؛آقای رضا

اللهُ
سبحان الله:)))
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد