X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
جمعه 22 تیر 1397 @ 17:03

رنگ وارنگ...

 

   ***پامادور =گوجه فرنگی.

******چندوقت پیش از جناب معروفی مطلبی خوندم که؛

اگر در قله های عشق _کلاهت را باد برد_دیگر پی اش نگرد_کلاه دیگری بباف_بر تپه های قشنگ_دربادهای موسمی_رنگ وارنگ....

*****فیلفیل=همون فلفلِ.همونجور که ؛اَنجیل همون انجیرِ.خوج همون گلابیِ.خلاصه ؛واجام و پامادور =گوجه فرنگی.سیا واجام=بادمجون:)

****

جمعه قبل رفته بودیم ولایت پدری؛مامان جان گفتن،برین باغ واسه خودتون وسیله بچینین.منو چوپان جلو جلو رفتیم.گوجه ها رو چوپان کند.فلفل ها رو خانومش ؛ هلو و شلیل سبزآ رو منو مامان جان .اون گوجه ها خیلی ترش مزه و آفتاب دیده بودن،همین طور اون هلوهای کالیفرنیانی؛مرد شریف تاکید میکنه ،بگین؛هلو کالیفرنیایی.منو چوپان هم ،میگیم؛ سُرخِ هلو-عه یادمون رفت،اسمش چی بود؟اونم با لحن خودش میگه:هلو کالیفر نیایی!! پسر جان!!.چوپان هم قاه قاه میخنده ومیگه؛  جان من!!ای وار- دِ -بوگو:))

****

****واز همه مهم تر؛قسم به عناب -این محبوب سرخ-وقسم به شهرى  دور-کنار دریایی چون چشم های سیاه تو-وقسم به پرندگانی که صدای تو را به یاد می آورند....<---عباس معروفى.

بله؛ و از همه مهم تر؛بحمدالله ،عناب عزیزم گل کرده است و ....


نظرات (15)
مهدی ||
دوشنبه 25 تیر 1397 ساعت 21:57
چه خوشمزه
پاسخ:
دلتون نخواد؛خیلى
Reza ||
یکشنبه 24 تیر 1397 ساعت 22:49
به جای ما هم خوش بگذرونید.
پاسخ:
سلام برشما
چشم
کیهان ||
یکشنبه 24 تیر 1397 ساعت 07:33
امیر حسین خان طفلک نه دختر داره نه داماد.
دلش هم بخواد همین یکی یه دونه
پاسخ:
چرا چرا ؛امیر حسین خان طفلکى یه دختر داره و یه داماد و...
خیلی هم دلش میخواد و گاهی هم براش میخونه؛
تو یکی یک دونه ای
گل سرخ خونه ای
تو دلم جوونه ای
یا تا باهات حرف بزنم
تو برام نشونه ای
شعرعاشقونه ای
واسه من بهونه ای
نمیشه ازت دل بکنم

لطفا؛به یکی یک دونه و خل و دیوونه امیر حسین خان حسودى نکن؛چرا؟چون با برارش هم ترازِ
میم! ||
یکشنبه 24 تیر 1397 ساعت 01:47
آقا اصن آدم مگه میشه با دیدن این عکسا دلش باصفا نشه!؟؟راضی:
اصن عالی بود این پست...عااااالی
فیلفیل و خوج و انجیل و پامادور و سیاواجام نوش جاااانتون
واااای از عناب...فوق العاده اس...یه درخت داریم توی حیاط نظام آبادمون...قسم به عناب...قسم به عنااااب
پاسخ:
تن تون سلامت و دل تون گرم و با صفا

ممنون تون؛خیلى ممنون تون آقای دکتر میم عزیز...

من همش یادِ؛نظام آبادِ تهران می افتم
چه خوب که توی حیاط عناااااااب سرخ دارین

قسم به عناب
قسم به عناااااب؛
که محبوب و عنابی ست
طیبه ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 20:06
باران دخترم
روز دختر رو به خود قشنگت و دختر نازت تبریک میگم
پاسخ:
جان و دل باران
باران و دخترش ؛برای تشکرات از مامان تی تی،روی بهتراز ماهِ ش رو میبوسه و لپ باسلقی شوم هم میکشه
طیبه ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 20:04
باران دخترم
از کجا می دونی من زیاد می خوابم؟؟
اره من همش خوابم
ممنون که خواب بودم اومدی سر زدی
پاسخ:
جان دلم
عزیز دلی،عزیز دل
فدای صبوری و دل قانع وسیع تون بشم
اسماعیل بابایی ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 16:10
چه قدر خوشرنگند؛ اون گوجه فرنگی ها معلومه که ترشمزه هستن.
پامادور واژه ای روسی هست؟
این رنگ ها حال آدم رو عوض می کنن.
پاسخ:
بله ،دلتون نخواد؛
بسیار تُرشِ لب=ترشمزه بودن.
ها بله؛پامادور -استکان-سماور-سیمکا
واژه های روسی هست
آقای بابایی ؟عطر بوی بوته ی گوجه فرنگی ها ؛مثال همین رنگ ها هستن
ممنون از حضور عزیز و شریف تون
کیهان ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 11:55
ای خواهر چراغ خوراک پزی نفتی کجا بود؟یعنی چراغش را می شه از سمساری ها گیر آورد اما نفت وجود ندارد! من برای فندک zippo هایی که دارم نفت می خرم 250cc به عبارتی می شود ده هزار تومان!
اما انواع مختلف چرغهای خوراک پزی اعم از گاز سوز پرتابل تا چراغ الکلی و بنزینی. والبته یه دونه پریموس قدیمی هم چند وقت پیش دیدم در یک لوازم کوه نوردی و شکار که برای دکور گذاشته بود با کلی منت و با نرخی گزاف به من فروخت که البته بدون نفت هیچ کاربردی ندارد و البته روشن کردنش هم کلی دنگ و فنگ داره!
راستی شما پریموش دیدی؟پریموس های برنجی
از آقا جان بپرسی شاید دیده باشد! آخه من ما ل عهد دایناسور ها هستم
فدای خاخور عزیز
ای جان چه خوبه خواهر داشتن
پاسخ:
یعنی چی؟جدا؟نفت نیست؟
من خودم توی پارکینگ یه پیت نفت احتکار کردم،واسه چراغ خوراک پزی و چراغ گرد سوز.
ازاون چراغ های سه فیتیله ای دیدم،چراغ سوسکا هم دیدم.
پریموس؟این اسمش خیلی آشنا میزنه،..باید فکر کنم وسرچ کنم و بعد از آقاجان بپرسم

خدا نکنه؛
زنده سلامت درکنار عزیزان تان بمانی؛امیر کیهان برارم
جانت سلامت ،عزیز خاخور
طفلی امیر حسین خان؛نه از پسر شانس آورد،نه از دختر.اما از عروس و دومادو نوه ها،...چرا چرا
چیه؟حرف راست رو باید؛از دیوونه بخونی
کیهان ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 11:38
شرمنده برای این همه غلط املایی! عجولم دیگه
متن بریانی درست! متن همان میت(گوشت) و چکن بریانی :همان چیکن(مرغ):پاکستان و هندوستان گند زده اند به زبان انگلیسی
دلیل خوردن دال با متن بریانی بخاطر این است که مقداری تندی آن قابل تحمل بشه یه جورایی تندی را کمتر می کنه!
در مورد دوربین:البته بینوکالر یا همان دوربین شکاری:
بستگی به مقدار هزینه ای که برای این کار می خوای بکنی از حدود سیصد چهار صد هزار تومان تا چندین ملیون تومان در نوسان است بسته به مارک و بزرگ نمایی و میدان دید
بنظر من بهترین مارک زاواروسکی ست که دارای دوریبن فیلم برداری و عکس هم هست.این نوع دوربین را معمولن طبیعت نگر ها و پرنده نگر ها استفاده می کنند و در ایران هم شرکتش هست و متاسفانه با بالا رفتن قیمت یورو مطمینم قیمت آن هم دوبرابر شده است.
اما برای شروع بنظرم با یه دوربین معمولی 30*8 روسی که قیمتش هم مناسبه شروع کنی بد نیست.البته اگر ussr ;i که ساخت شوروی سابقه گیرت بیاد دوربین مناسبیه
و دیگر اینکه در این زمینه اگر سوال خاصی داشته باشی همیشه و در هر حال در خدمت خاخور عزیزم هستم.
پاسخ:
اینجا راحت باشید ؛لطفا.
بله،دلیل خوردن دال عدس را مثال ان لیوان آب کنار قهوه میدانم
ودر مورد دوربین؛
خیلییییییییییی ممنون از راهنمایی تون.:

اگه اینجورِ باید بریم انزلی،
اونجا لوازم و ...روسی و شوروی... پیدا میشه

لطف کردین،ممنون از پاسخ خیلی خوب تون.
شیمی لطف قوربان
کیهان ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 07:46
درود بر فرهیخته خاخور عزیز تر از جان
یکی از تفریحات من کاشتن سبزی ها در حیاط خانه است.مخصوصن کوجه و فلفل و بامیه و ریحان و البته یکی دو بوته بادمجان!
پامادور؟بنظر می رسه یه لت روسی باشه؟
آره داشتم می گفتم:
غروبها که کمی هوا خنکتر می شه چند تا کوجه می چینم و جراغ خوراک پزی صحرایی را بیرون می برم و جای شما سبز چه املتی آن هم با ادویه هندی و در کنارش ریحان و فلفل.اما فلفل های اینجا بسیار بی رحم هستند فلفل شمال بسیار خوشخوراکتره و تندی کمتری داره.
اما ما از رو که نمی ریم می گیم هرچه تند تر بهتر
راستی اینجا یه روستورانی هسن (از زمان سابق هم بوده بعد از جنگ دوباره باز گشایی شد)به اسم رستوران پاکستانی
متن برییانی (یه چیزی مثلاستانبولی خودمان البته بدون رنگ) گوشت و برنج والبته بهتره بگم مقدار زیادی ادویه و کمی هم گوشت و برنج چنانچه حس می کنی که داری قاشق قاشق ادویه و فلفل می خوری و اگر غذایی به اسم "دال" در کنارش نباشه فکر می کنم خوردنش امکان پذثر نیست.دال به هندی همان عدس عدس به عبارتی همان عدسی خودمان با عدس قرمز و بسیار هم لذیذ است.
البته چکن بریانی هم همست ایذن لهو... و غذا های دیگر
منتها من و دوستان چون خود آزاری داریم معمولن هفته ای یکبار به خوردن کتن بریانی می ریم و تا یه هفته مزه ادویه در دهانمان ....
بگذریم
مرسی برای همه چی خاخور عزیز
پاسخ:
درود و سلام و سپاس؛
به فرهیخته برارِ عزیز دل خاخور
جان تان سلامت؛امیر کیهانِ عزیز

خیلی خیلی کار خوب و تفریح سالم و با نشاطی میکنید.همین که خونه ام هستین و به قول ما رشتی ها ،قرار گیری،خودش کلیِ بخدا.
بله.پامادور واژه ی روسی هست.که سمت ولایت ما کاربردی نیست.یعنی مادر بزرگ هشتادو چند ساله من،واجام میگه.ویادشه رمان حمله ی روسها،...ایشان همراه برادر و زن داداشش و بچه اش زندگی می کردن،
میگه ،ابراهیم توی انبار برنج دوتا چاله کنده بود،
یکی واسه من،یکی واسه زنش و بچه اش.
شبها توی چاله می خوابیدیم و
خودشم با تفنگ بالای درخت،...
حالا چقدش رو یادش نیست؟که چند شبانه توی چاله بود،..ولی یادشه ،
سوارها آمده بودن و گفتن؛امنیت بر قراره...
یعنی روستای آقاجان و روستای اجی ،
سرباز و،...روس ندیده.
گویا اولیا حض رت هم بابت افتتاح پل وسد مذکور ولایت آمده بودن و
ایشان ها یادشونه
بگذریم
آره داشتم گوش میکردم،
چه غروبهایی و چه املت و چراغ خورک پزی صحرایی و نیمکت و گربه هایی...
راستی؟اون چراغ خوراک پزی ؟ازاون قدیمی ها و نفتی هاست؟ویک سوال دیگر؟دوربین شکاری؟که بتونم پرنده ها رو باهاش تماشا کنم؟چی؟بخرم؟یعنی چی بگم؟بگم دوربین شکاری میخوام؟
دور ور خونه آقاجان پرنده های قشنگی میاد،
یکی هدهد دهن لقِ...که اینجا بهش میگن،شانه به سر
میخوام دورا دور که هستن،ببینم شون،...هندی کم تا یه حدی زوم داره ...میخوام وضوحش ال ای دی طور باشه

که اینطور
متن بریانی تناول میکنید
من توی مستندات این غذا رو دیدم،
مردم پاکستان خیلی دوستش دارن،...
ولی انصافا مستند تاجیک و آداب رسوم شان و طرز لباس پوشیدنشان و لحن بیان شان را دوست می دارم.
اما خوب ،بینظیر بوتو جزء بانوان دوست داشتنی افکارمن هستن
میدونید که؟یکی از سران پاکستان ؟گیلانی تبار بود؟
جای شما خالی یک روز درشت همراه چوپان و...داخل ماشین گشت می زدیم که؛متوجه پرچم پاکستان شدیم.که کل خیابان با پرچم پاکسان آذین شده بود،...
بعد پرسیدیم؛نکنه ؟یه شبه ؟گیلان ؟با پاکستان ادقام شده؟
که چوپان گفت؛نه کله پوک.حتما روئسای پاکستان آمده گیلان ،که مسیر هتل رو با پرچم....

خب؟کجا بودیم؟
آهان،..شما دوستان خودآزاری دارین که هفته ای یکبار به خوردن کتن بریانی می روید،..کتن؟یعنی کته؟بریان شده؟؟

بله،اینجا هم دال عدس پیدا میشه.که نارنجی خوش رنگِ
ومعمولا خانم های مراکز بهداشت،توصیه و تاکید میکنن؛
بچه هایی که شش ماهگی رو به سلامتی رد کردن،
هفته ای دو بار از دال توی برنامه غذایی شون داشته باشن،
که گویا شما و دوستان تان هنوزم که هنوزِ درچک لیست غذایی تان دارین و به قول بانو هایده در ترک پریشون؛ منم ،هنوزم که هنوزِ ،همون دیوونه ی دیوونه ی دیوونه ترینم...

مرسی از شما
ازحضور عزیز و شریف تان،مرسی تا همیشه،...امیرکیهان برارم
طیبه ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 07:14
سلام
واااای چه گوجه هایی
یاد گوجه های خوشمزه و ترش روستای زیبای عمه قشنگم افتادم
پاسخ:
سلاااااام
سلام مامان تی تی ام
اول اینکه؛ازاین که بهتون سرنزدم عذرمیخوام.بیادتون هستم،درکنارمن هستین.موندم دلتنگ و دل تاسیان بیام پیش تون.البته وقتی که خواب بودین،یه کوچولو اومدم و بهتون سر زدم
الهی که تنت به ناز طبیبان نیاز مند نباشه و ،...
دوستتون دارم؛ مامان طیبه ی نازنین تی تی ام

بخدا؛
وجود نازنین تونم،
همین قدر خوشمزه و دوست داشتنی هست
بهامین ||
شنبه 23 تیر 1397 ساعت 02:45
چه تصویر های خوشرنگ و خوشمزه ای
:)

نوش جان
پاسخ:
ممنون تون؛بهامین بانوی بلامیسر
مرسی ،ممنون ،از حضور تون؛بانوى عزیز دل
Maryam.k ||
جمعه 22 تیر 1397 ساعت 21:14
به به نوش جوووون
پاسخ:
قربان شما؛جوووووون تون سلامت عزیزم
انتخاب هایم مرا به اینجا رساند ||
جمعه 22 تیر 1397 ساعت 19:50
دهنم آب افتاد وای چقدر خوشمزه هستن
پاسخ:
؛عزیز دلین سین بانوى معطر احولم
beny20 ||
جمعه 22 تیر 1397 ساعت 18:37
گوجه های اونجا شبیه میوه خارجی هاس ،
اینقدر قشنگ دلربایی میکنه

شیرینی رو هم نوش جان
پاسخ:
گمونم فهمیده باشم؛
میوه خارجی هاس یعنی چی!

ممنون تون؛جانت سلامت بنیامین پسرِ عزیز
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد