X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
یکشنبه 21 مرداد 1397 @ 10:46

به رنگ اطلسی ها...

 

 پری شب ؛پنجره ی شرقی و پنجره ی روبه حیاطُ باز گذاشتم.

باد از شرقیه تو می زدو ؛بوی نم بارون و برگهای گردو و گلابی و انبه و شم دونی های ،خونه ی همساده(مادربزرگ مهرسانا اینا) رو پخش خونه ی مامیکردو 

از سمت پنجره ی روبه حیاط،(همون پنجره ی آشپز خونه) بیرون میزد...

دوباره ،از سمت پنجره شرقیه می آمدو 

پرده و زیرپرده ای رو؛چهاردستی  قلقلک میدادو...

همون عطرها رو همراه بوی خاکی که معلوم نیست؟از پشت طاقچه پنجره ؟یا از درز نمای ساختمان...ورداشته؛دوباره تومیزدو....پخش پلامیکردو خارج میشد.البته قبل خارج شدنش،سروصدای پرده کرکره ای رو هم درمیاورد و ،..فرارو بر قرارترجیح میداد:))

که توی همین حول محورهای  بادو پنجره و ،...

سوال های ذهنی و شامه ی در حال معلق؛ بودیم(سوال ذهنی؟این وقت شب؟شالیزارها؟زیربارون؟درچه حالن؟این خاک ازکجاست؟من که پشت طاقچه رو پاک کردم؟بارون باعث سنگینیه خوشه های برنج میشه و...وای باران؟شیشه پنجره  روبه..) ؛شنیدستیم؛

بی تو شب دوباره آینه-روبه روى غم گرفته-پنجره بازِ به بارون-من ولی دلم گرفته-

ذهن مون قفل کرد .

چه سکوت جان فزایی،...زول زدیم به آینه ی توی ذهن .گوش سپردیم...

داداىِ من؛با ولوم کم، تی وی نگاه میکرد،برگشت سمت پنجره و گفت؛عجب ترانه ای !!

بعد،چهره چرخوند سمتمُ گفت؛میام پیشتآ :)

جوون..؛.متبسم برگشت سمت تی وی،دوباره چهره چرخوند وگفت؛ممنون که لوبیاپزیدی:))

خلاصه اینکه؛

شیشه ها بایستی مجددا پاک بشن:)


نظرات (9)
یوسف ||
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 18:25
از باغ می برند
چراغآنی انت کنن
تا کاجِ جشنِ های زمستانی ات کنن

این اهنگ اسمش آب طلب نکرده هستش!
این آهنگش خیلی قشنگه!
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید میبرنت تا که قربانیت کنند
یوسف به این رها شدنت از جاه دل نبند این بار میبرنت زندانیت کنند!

یه اهنگ قشنگ دیگه هم داره
به اسم خدادرروستای ما کشاورز است
پاسخ:
بله،درست می فرمایید.آب طلب نکرده.
اتفاقا خیلی هم خوش لحن؛یوسف یوسف میکنه


بله،بله،...خدا در روستای ما کشاورز است
من ازاین روستای سبز و
ازاین بوی شالی میشود مست
یه آهنگ دیگه هست؛
محتسب مستی به ره دیدو
گریبانش گرفت
مست گفت؛ ای دوست این پراهن است
افسار نیست
گفت؛مستی !زان سبب افتان و خیزان می روی
گفت؛جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست
الی آخر ...


ممنون که وقت گذاشتید.
Maryam.k ||
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 17:12
سلام عزیزم چقد قشنگ توصیف میکنییییی
پاسخ:
سلام به روی بهتراز ماهِ تووون
خیلی مرسی،عزیز دلممممممم
آرش ||
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 16:57
بسی زیبا.
پاسخ:
درود و سپاس
یوسف ||
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 13:23
اگه دیدی دشمن درکمینه 
سفید ماهی شو ،ازرودخانه بیا
واین یعنی خلاف جهت رودخانه شنا کردن 
دقیقا همین کارو ماهی سفیدهای خزر انجام میدن و 
ازسمت بندرکیاشهر وارد 
سپیدرود میشن و 
خلاف جهت اب شنامیکنن و میرسن ؛پشت صد...

وااااوووو چه قشنگ!!
من اهنگ لیلی رو خیلی دوس دارم این اهنگو واسه نامزدش خونده!
خیلی قشنگ مثال زده!
ماهی سفید شو از رودخانه بیا
بسیار زیبا گفته!
سمت گیلانو انزلی دوتا خواننده باحال داره یکی شاهین و دیگری همای مستان
فوق العاده هستن این دوتا!
من عاشق کارهاشونم!
پاسخ:
ممنون از لطف تون،خیلی خوبِ که ،شعر رو خیلی خوب درک کردین
آقای همای برای غرب گیلان هستن،
من هم کارها شونو دوست دارم
خصوصا ؛
از باغ می برند
چراغآنی انت کنن
تا کاجِ جشنِ های زمستانی ات کنن
پوشانده اند صبح تو را
ابرهای تار
تنها به این بهانه که
بارانی ات کنند....


خدا رحمت آقای محمد نوری رو
ایشان هم گیلانی بودن

ازحضور عزیز و شریف تون؛ممنون و سپاسگزارم
reza ||
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 10:05
فدای می مأر جانی، بلامیسرر همیشه
وبلاگ زندگی ات منو همیشه به زندگی امیدوار تر و نگاهم رو استوار تر میکنه.
یادت هست که چند وقت پیش در مورد دیدن بچه ها چه کامنتی گذاشته بودم؟
پاسخ:
خودا نُکُنه، می جانِ کوتای،دایم تی بلامیسررررر
الهی شکر،خدارو شکر ؛که براى شما چنین است ،...
بله،می عزیز کوته،مره یاد دره.شمره یاد دره؟مه چی بوگوتبوم؟
به امید برآورده شدن آرزوی همه اونایی که،....
به اذن الله ،
خودِ ارحم الراحمینش،دامنِ همه ی آرزومندانِ چشم انتظار رو سبز کنه،....

راستش توی خانواده خودمون،چشم انتظار داریم.
خاله جان منم ،سالها منتظر بود،..سالها،...
عزیز همیشه هنوزی،مه تی قوربان ،مه تی پیش مرگ...
کیهان ||
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 07:38
سلاممممممممممممممممم
یه جک بی مزه برات بگم؟!! می گم

جوانی با دوست دخترش به خارج شهر رفته بودند . از کنار مزرعه ای رد شدند. چشمشان به ماده گاوی افتاد که داشت گوساله اش را لیس می زد.پسر گفت وای چه صحنه زیبایی دلت می خواد من هم این کار را بکنم.دختر دستهاش را به هم کوبید و با خوشحالی گفت وای راست می گی چه رمانتیک !؟پسر گفت بله معلومه که راست می گم! آنگاه دختر گفت :پس لطفن شروع کن و گوساله را لیس بزن تا من نگاه کنم"
==========
همینجوری گفتم شاید لبخند بزنی
پاسخ:
سلااااااااااام
دست شما درد نکنه،خیلی بی مزه بود واقعا:/

اتفاقا لبخند زدم ،نه برای جُک ،برای نیش خندی که گذاشتین
حالا خودمونیما؛طفلی زن برارم
وجدان ||
یکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت 14:22
اع این ته منم ته!
عست منو از تجا آولدی بالون؟!
خخخ خودم واسه خودم دالم خطو نشون میتشم!
سنام بالون اینا!
هی عسکم پخش سده هیییی! با خودم دالم حفل میزنم اینا
چی؟
من داره منو صدا میتنه! خخخ
پاسخ:
خودِ خودتی اینا
من و شما ندالیم ته
عست توی قلبمه
بتش بلامیسر که منم میتشم
سلام عزیزدلم اینا
من داره منو میگه،داشتیم؟اینجوریه؟خودش زده تو برجک خودش اینا

یوسف ||
یکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت 14:01
گفتی بارون منو یه یاد این شعر شاهین انداخت!

روزی که همه جا توی صلح و آزادیه قدم به قدم باغ و درخت و آبادیه
لحظه ای که شاید انسان دوباره معنی بشه تموم این شعارهای قشنگ عینی بشه
لحظه ای که میرسه شاید ولی من نیستم من خیلی زود تر از اونچه فکر کنی میمیرم
ولی تو بمون و به یاد شاهین پرواز کن پنجره های ذهنتو رو به دنیا باز کن
به جای من بخون و بخند و نفس بکش تو هر لحظه اگه شد این سرود و آواز کن
بذار کوه پیش مرامت تعظیم کنه آسمون بارون و با اشک تو تنظیم کنه
بذار واسه یه بار شده آدم آدم شه مثل استعاره ای از شعرای سادم شه
پاسخ:
مرسی برای یادآوری تون
از شاهین ترانه ی لیلی رو گوش کردم؛گیلکی انزلی چی رو خیلی خوش لحن خوندن.خصوصا اون جایی که میگه؛
اگه دیدی دشمن درکمینه
سفید ماهی شو ،ازرودخانه بیا
واین یعنی خلاف جهت رودخانه شنا کردن
دقیقا همین کارو ماهی سفیدهای خزر انجام میدن و
ازسمت بندرکیاشهر وارد
سپیدرود میشن و
خلاف جهت اب شنامیکنن و میرسن ؛پشت صد...
البته ترجمه اش هم همراه ترانه موجودِ.
مرسی از وقتی که گذاشتید ؛آقای یوسف عزیزوگرامی
بهامین ||
یکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت 12:55
چقدر قشنگ توصیف کردی باران جانم
پاسخ:
جان تان سلامت عزیز دلم
خیلییی ممنون از لطف تون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد