X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
جمعه 26 مرداد 1397 @ 14:30

هی شکمویِ بازارِ آب و انارُ یخ...

 

 

 دوستت دارم

مثلِ نسبتِ نی 

به دواتِ گل سرخ

مثل کتاب فارسیِ سوم دبستانم،

مثلِ عصر جمعه،سینما،ساندویچ،

مثلِ دور زدنِ معلمی 

که حواس اش 

به تقلبِ تو 

در امتحانِ آخر سال نیست.

دوستت دارم

بیشتر از مزه ی غلیظِ قندُ،

بامیه،زولبیا ،نوشابه،پاستیل.

هی شکمویِ ....

_____

_____

پ.ن ها؛اجاره نشین ها فیلمی از داریوش مهرجویی محصول سال 65 است.

حالا من؟چه سالی ؟همراه مامان جان؟به تماشای این فیلم رفتم؟یادم نیست.اما خوب یادمه که از اون سال به بعد آقای انتظامی(خدا رحمت شان کند) درذهنم ماند،باآن حرکات بدن و دیالوگ هایِ رسایی که از پرده ی سینما انقلاب رشت ...

*البته سکانسِ ترکیدن لوله آب و آقا عبدی ...آن هم از پرده ی سینما خیلی باحال بود:)))

یادمه؛سمت راست این تصویر،یه ساندویچ فروشیِ بود؟(گمونم هنوز باشه ) ؛که بعد تماشای "اجاره نشین ها" مامان  برام همبرگر مخصوص خریده بودن(یادمِ مامان گفت؛مخصوص وگرنه من که سوادنداشتم منوبخونم،ولی یادمه دایی مجروح شده بود وحال روحی خوبی نداشت وکلی هم به عمه پدر جان فهش ...چرا؟چون پدرجان به مامان گفته بود بعد وقت دکتر،اینو ببر بگردون:))،که البته من بیشتر عطرساندویچ رو دوست دارم.یعنی ترکیب ،گوجه و خیارشور و کاهو و همبرگر و نون باگت و سس و =خیلی باحالِ:)))

بعدا نوشت؛این پست قرار بود دیروز (جمعه)منتشر بشه،که نشد.چرا؟برای اینکه خیلی یهویی رفتیم ولایت و خیلی دیروقت برگشتیم.بحمدالله برداشت محصول 97-به خیروخوشی تمام شدو پدرجان و مادرجان یک نفسی کشیدن...

**سمت چپ تصویر،اولین داروخانه ی شبانه روزی ایران هست "دارو خانه ی کارون"که توسط مسیح گیلان "آرسن میناسیان"داروساز ،دانشمند،مخترع ایرانی تاسیس شده بود.وآن ساندویچیِ هم از همکیشان ایشان بودند و به گمانم(؟!؟)هنوز دایر باشد ؛اما سینماحال خوشی ندارد،...

خلاصه اینکه؛

بیشتراز آلبالوخشکِ وبرگه زردآلو+زیتون پرورده ی شاهکار؛که چاشنیِ ویژه ی آن ساندویچه بود(آیکن آیکنی که اختراع نشد)

نظرات (13)
یوسف ||
چهارشنبه 31 مرداد 1397 ساعت 15:21
سینمایی ها و آن سلبریتی های رنگ به رنگ شده ، همه محصول مشترک اربابان مسلط برجامعه هستند
همه آنها آماده خدمت به رجل سیاسی هستند نه به مردم!
در غیر این صورت آنها این اعماق نشینها و گود نشینها و فراموش شدگانه جامعه ی به برده گرفته شده مارو فراموش نمیکردند!
باشد روزی برسد که آنها تصمیم بگیرند که دیگر نخواهند نقش حصیر نشیمنگاه اربابان را بازی کنند!
پاسخ:
بله متاسفانه،‌‌‌‌....
"باشد روزی برسد که آنها.....

درود برشما
مامان ||
چهارشنبه 31 مرداد 1397 ساعت 02:55
همه چیز در بچگی خوش طعم‌تر بود انگار...
ساندویج، آلوچه... که با حس امنیت میخوردی.
گاهی چقدر دلم برای حس امنیت دوران بچگیم تنگ میشه خواهر.
پاسخ:
درست میفرمایید،عزیز دلم
یادش بخیر....
اسماعیل بابایی ||
دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت 16:50
خیلی ممنون بابت تصویر سینما سپیدرود.
پاسخ:
قُربانت بلامیسر
اسماعیل بابایی ||
دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت 15:48
این پست برای من خیلی جالبه؛ بیشترش هم به خاطر اون سینما؛ الان غیر فعاله؟... عکس مربوط به کِی هست؟
و اون ساندویچی؛ خیلی جالبه.
امیدوارم محصول پر برکتی بوده باشه.
اجاره نشین ها یه فیلم خاصه؛ از بازی ها تا طراحی شخصیت ها و ...؛ محلی که اون آپارتمانه بود و همه ی اون زمین های خالی، حالا برج شده ن!
شعر هم زیباست.
پاسخ:
بله، متاسفانه این سینما غیر فعاله.
عکس رو ازنت برداشتم ؛نمی دونم برای کِی هست.ولی میدونم همین شکله و متروکه است ...(همین چندوقت پیش برای کارت ملی رفته بودم،ازروبروش گذشتم...همین شکلی بود)
اون ساندویچیه؛علاوه برساندویچ های باحال ،میز و نیمکت های چوبی قشنگ و باحالی هم داشت:)

شکر خدا خوب بود و بارش ها آنچنان خسارتی وارد نکرد ؛زور زور سپاس

هااا،خیلی خاصه خاصِ....
یا خوا،...چه نی دور از ذهنِ ...اون همه زمین
همین برج ها باعث آلودگی هوا و خفقان شهر شدن و میشن

+تصویر سینما سپیدرود رو میزارم ببینید
فره سپاس له حضور عزیز و شریف تان
بهامین ||
یکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت 11:41
سلام باران جانم
اجاره نشین ها....فکر کنم دیدم اما خیلی دقیق خاطرم نیست
روح آقای انتظامی شاد
پاسخ:
سلام به روی ماهتون ،بهامین بانوی عزیز دلم
جان تان سلامت؛بلامیسررر
من خیلی دوسش دارم،چندین و چند مرتبه دیدم
زرد قناری وآپارتمان شماره سیزده رو هم ؛توی همین سینما دیدم.تماشای دعوا و پرتاب میوه ها خیلی باحال بود:))

آقای انتظامی در روسری آبی هم ....یادشان گرامی
reza ||
یکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت 08:10
فیلم اجاره نشین ها رو بعضی از صحنه هاش رو یادم هست. از تلویزیون دیدمش.
خیلی دلم گرفت .... آقای انتظامی
بیچاره این سینما که زمانی کانون خاطرات بود و حالا ..........
پس منم به مامانم رفتم، بوی ساندویچ منو دیونه میکنه ......
بلامیسررر می مأر جانی.
شیمی جان بی بلا
حاجی قربون شما
پاسخ:
دل منم خیلی گرفت...روحش شاد

خیلی بیچاره،خیلی...من که هروقت از کنارش رد میشم،رومو برمیگردونم،..دلش رو ندارم ،اون حجم آتاآشغال و ...که گویا از در ورودی و پله هایی که یک زمانی دوتا یکی ازش بالا پایین رفتم رو ببینم ....

بله،شما و دادایِ من به خودم رفتین،اونم بوی ساندویچ میشنفه چشاشو میبنده و میگه،وااای مادرمن
خودا نکنه تی بلامیسرررر می جانِ زای،می گولِ کوته
شیمی جان بی بلا،شیمی دیل خووش؛بلامیسر
خدا نکنه،حاجی زنده سلامت بمانه،مه حاجی فیدا
کیهان ||
یکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت 07:27
درود
یه سوال؟
چرا ساندویچ هموطنان ارمنی اینقده خوشمزه تر و خوش عطر تره؟!!!
پاسخ:
سلام و درود بر شما
ده تا بپرس

هموطنان ارامنه،ودیگر ادیان منو یادِ ؛
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت هم کلید زندگیست
گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست
آن هم ارمنیست...

روح پروین بانو شاد
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
خودم بشخصه با چشم های خودم ،از شهروندان ارامنه و دیگر ادیان دیدم
اصلا واژه ی "صدیق" به خودی خود؛خیلی خوشمزه ى و خوش عطرتره
البته باید عنوان کنم که،هموطنان عزیزکرمانشاهیِ مقیم رشت اینجا فست فود دارن؛که ساندویچ ها و پیتزاهاشون ، همان قدر خوشمزه تر و خوش عطر تره و
عطر بوی قدیم رو داره...
مهرداد ||
شنبه 27 مرداد 1397 ساعت 23:51
ایران فیلم‌های خوبی داشت.
ولی متاسفانه خیلی آبکی شده این اواخر.
امید که دوباره رونق بگیره.
بعضی عادتا ،طعم ها و بوها مختص اون دوره‌هاست.
خدایی مغازه‌های ساندو یچی قدیم عطر و بو و طعم خودش رو داشت.
خدا پدر و مادر رو حفظ کنه .
پاسخ:
بله،همین طورِ که می فرمایید ایران فیلم های خوبی داشت.
ولی،....
زنده باد امید؛انشاءالله که رونق بگیره...
درست می فرمایید ؛مغازه های قدیمی و عطربوهای مختص اون دوره ها....به قول شاعر،یاد ایامی که در گلش ...بخیر

ممنون و سپاس گزارم؛خدا شمارو همراه عزیزان عزیز تون حفظ کنه

مرسی از حضور عزیزو شریف شما
Pamya ||
شنبه 27 مرداد 1397 ساعت 19:00
نمیشه که برای پست اول و دومتون نظر گذاشت.. سوم هم همینطور..
ولی در مورد پست اول عکس دوم: من تاحالا دریارو از نزدیک ندیدم..
پاسخ:
پست اول و دوم برگه شدن؛قراره برگردن به زمان انتشار شون.
پست سوم؛چِک کردم،نظرش فعاله(مگه پست سوم همین پست نیست!!؟)
وآن عکس دوم؛ان شاءالله که تشریف میآرین و خیلی هم بهتون خوش بگذره،...
Maryam.k ||
شنبه 27 مرداد 1397 ساعت 15:53
اقا یه پست قبل این بود شایدم دوتا فک کنم چرا پاک شده
پاسخ:
حذف نشدن،دوتا پست بود،برگه شده بودن و...تاریخ برگه بودن شون تموم شده بود.
رفتن توی ماه هایی که منتشر شده بودن
میرم براتون میارم:مرسی از حضور عزیز و دوست داشتنی تون
Maryam.k ||
شنبه 27 مرداد 1397 ساعت 15:52
سلام باران عزیزم
اخییییییی یادش بخیر این فیلمه من چند دفعه از تی وی دیدمش
پاسخ:
سلام برشما عزیز دلممم
خوشحالم شما هم دوست داشتین
وجدان ||
شنبه 27 مرداد 1397 ساعت 15:40
هییییی !!
چخده تو خلابکالی
نیسم نیسم
تکان وکان می خولم
دوش دالم
خوفم اینا
بانت همون ته توش خعلی پولم هس دیده
اعونا دیده
دیده همین دیده!
پاسخ:
هییی
باسه باسه
شما اینا هم
منو دوس نداسته باس

دوش دالی؟
باسه باسه
من بلم نماز پنج رکوعی بخونم

هاا،ولی اونا دوربین داله
ازاون خودپردارها هم دوربین داله
من تِ سارق نیشتم
فقط اذیتون میکنم
موهاتونو مرتب میکنم و
دازتون می گیلم
وجدان ||
شنبه 27 مرداد 1397 ساعت 14:30
نوشتارشی اینا
خدیم نتیما
هعی
بشگیا
دیده هیشی هیش وخت مثل افلا نمیسه
اون لوزا دیده برنمیدرده بالون

چطولی بالون خلابتال؟
می تام به یه بانت لباشک دسپرت بژنم
هسی یا نه؟
پاسخ:
هعی هعی
بشگیا اینا
هعی هعی
قدیم ندیما ولیلی اینا
هعی هعی
هاله ژون وجدان
نمی دونی .نمی دونییی ؛چه بَسه ی خلابتالی بودیم اینا
یعنی چی؟لوزا دیده بر نمیدرده بالون؛یعنی چی؟؟من تو دهن این روزا میزنم و همین الان اون روزها رو برمیگردنم

هاله وجدان اینا

بانت؟نکنه منظور تون یخچال خونه ی خودمونه!؟دس بُلت بژنی؟
بیا بلیم به بانت البسه ها دس بُلت بژنیم
هَسی؟اینا
سلامُ عَلَیلکم خواهر وجدان اینا
الحمدالله خوبم،عزیزم،شما چطوری؟بلامیسر
خواهر وجدان؟اینقدرتکان وکان نخور،زلزله میادا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد