شنبه 24 شهریور 1397 @ 12:12

فقط می خواهم کمی بخوابم...

 

 تا زمانی که یاد نگیرید چگونه با

 افرادی که با شما موافق نیستن صبور باشید؛

نه شاد خواهید بود ونه موفق!


#ناپلئون _هیل


#یادمه وقتی آقاجان عصبانی می شد،به سطل پرآبی،یه دبه ای،یه چهارپایه ای...ىِ لگد محکمی میزد و ؛هیچ.هیچ نمیگفت.

بعد خان دایی،بعد چوپان.

خوب؛تااینجا دانستیم،بعضی از آقایان؛ خشم خودشان را با شوت کردن...حل وفصل میکنند.

بله شوت کردن هرانچه دم دست؟دم پایشان باشد،.. 

به ده دقیقه نکشیده؛ نه خانی آمده بود و نه خانی رفته بود:))

فقط اون سطل و دبه و چهارپایه اس که؛دهنش سرویس شد بود:))

البته ، خوشگل ترینش  را هم میخرن میزارن سرجاش:))

منظور از خرید؛سطل و دبه و ....

خلاصله اینکه؛

یه روزی عمه بزرگ ما امدو پاشو کرد توی کفش کالجی مان.

خواستیم بریم بیرون؛پاتوکفش خودمون کردیم دیدیم ،ای دل قااااا-فل!!!

باید سه تا جوراب زمستونی روهم روهم بپوشیم،کفشِ کیپ پامون بشه...

لذا کفش رو ،مثال پنالتی زن ها کاشتیم روی پله ها و ؛یه شوت محکم.

گل گل .. ..عجب پنالتی ای  سپید رودی ای بو.... ؛یعنی کفشا درست وسط تشت آب فرود آمدن:))

یه دفعه ای هم ؛سَرنمی دونم چی؟اعصابم بهم ریخت و چهارپایه پلاستیکی رو محکم شوتینگیدیم؛خورد به دیوارو ازوسط دو نیم شد|:

ازشما چه پنهان؛

چندهفته پیش سرموضوعی  ،آنچنان ازکوره در رفتیم ،باور بفرمایید خودمان  دوست داشتیم از دست خودمان جایی پناه ببریم و پنهان شویم/:

باورکنین راست میگم.


خلاصه اینکه؛

صبوری چیزِ خوبی و خدا صابران رو هم دوست داره و

 ان الله مع الصابرین و ...ازاین جورصوبتا.

اما گاااااهی.پیش میآد .یعنی مام آدمیم و آدمی هم به قول پدر جان حکم بشر رو داره:))

ولی انصافا و 

وجدانن بخواهیم عرض مان خدمت شما باشه ؛

لابد یه چیزی بوده؟!!

ومطمئنن  و 

`قطعا` حق با ما بوده که چون نمودیم.

صبوری کن صبوری،...صبوری خاطرمون هست.

صبوری هم نه گذاشت نه ورداشت  ؛ طرفه خاکی برسر ...

هیچ ...همه ی اینارو سرهم کردیم که ؛عنوان پست رو بگیم.(البته عنوان با سید علی صالحیِ:)

واینکه؛هیچ،..اصلا هیچ...

+خدایا شکرت❤