X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
یکشنبه 1 مهر 1397 @ 19:31

پیاده روی در خیابانِ....

 پاییزکوچک من،

گنجایش هزار بهار،

گنجایش هزار شکفتن دارد....


#حسین_منزوی


نظرات (8)
عسل ||
پنج‌شنبه 5 مهر 1397 ساعت 09:51
بسیار عالی بود!
ممنونم از وبلاگ خوبتون
موفق باشید
پاسخ:
درود و سپاس
سلامت وموفق باشید
دنیا ||
سه‌شنبه 3 مهر 1397 ساعت 15:19
درود زیبا بود
سپاس ازحضورت گلم
پاسخ:
درود و سپاس

فدای شما؛ممنون از حضورعزیزشما
بهامین ||
دوشنبه 2 مهر 1397 ساعت 15:26
پاییز بدون پیاده روی پاییز نیست.
پاسخ:
دقیقا
مهرداد ||
دوشنبه 2 مهر 1397 ساعت 04:30
پاییز فصلی هست که آدما باید بیشتر هوای هم رو داشته باشن.
مخصوصا زوجین و حتی هوای کوچکترها رو.درسته که هوا سرد می‌شه ولی باید کانون خانواده رو گرم نگه داشت.
برگ ریزان پاییز و رنگ‌های بهشتی اون زیباست واقعا.
پاسخ:
هاااا کاکو جان
برگ ریزونای پاییز خیلی عشقِ

کانون خانواده ها هر دوازده ماه معتدل باشه؛بهترِ.
یعنی نه گرما ،نه سرما؛معتدل معتدل.همونی که مولافرموده؛جان من است و معتدل است او

سپاس از حضور تان
وجدان ||
یکشنبه 1 مهر 1397 ساعت 21:13
بل بله
بل بله
بعله بعله
درست میفرمایید
ما به سخنان شما گوش فرادادیم یعنی شنیدیم
شما بر ما ببخشایید
بزرگواری کرده و برما ببخشاید
ای مهربان
ای بزرگوار
ای سه توک پا سرزده
ای خشنگ
ای خلابتال
طلاخ بی طلاخ
سنام خشندم
بوست تردم
بوس هوایی
پاسخ:
فدا مدای وجدان بانوی
عزیز و بامرامم
تی بلامیسر لاکو جان
بوسِ هوایی تون رسید؛خیییییلی مرسی نازنین بانووووو
مهدی ||
یکشنبه 1 مهر 1397 ساعت 20:13
هی ... یه کم هوا خنک بشه راه بری توی خیابون...
پاسخ:
خوش بحال تون
پیاده روی هاتون بیخطر
من:) ||
یکشنبه 1 مهر 1397 ساعت 20:13
خیلی زیبا...
پاییزتون مبارک بانو جان
پاسخ:
درود سپاس..

ممنون عزیز دلم؛پاییز شما هم مبارک بلامیسر

جان تان هم سلامت و
دلتان خوش وخرم❤❤❤❤
وجدان ||
یکشنبه 1 مهر 1397 ساعت 20:03
وقلب کوچک من گنجایش این رادارد
که باران آفاق رادور بزند و مشت مشت چیز میز خوشمزه بخورد ولی به یه توک پا نیاید پیش یک رفیق خرابکار
رفیق هم قدیمیش!
اصلا هم نمیخواهم تو جیهی بشنویم
این دفه کار را یکسره میکنم
من ترکت میکنم
طلاق میشویم
و خود را از این ورطه میکشیم بیرون
بلکم از نارفیقی این روزگار به هلاکت نرسیم
باشد که خرابکاران بعد از این در اینجایی که من واستاده ام وا نستند
بدرود
وراستی سنام بی سنام
پاسخ:
وقلب کوچک من
سه توک پا خدمت تان رسید و
هر سه بار موردی پیش امد که نتوانستیم ،عرض سلام و ادب احترام نماییم...
باورکنین راست میگم.اول زنگ تلفن به صدا درامد،
گفتیم؛سلام علیکم!
صدای تنفس و دم و بازدمِ آشنایی از آن سوی خط شنیدستیم.
لذا تکرار کردیم؛الو؟بفرمایید؟
خجل زده گفت؛من اونجا رو گرفتم؟
گفتم ؛بله.
گفت؛میخواستم مرکز رو بگیرم.
گفتم؛مرسی که اشتباه گرفتین.
گفت؛حالا چرا اینقدر خوشحالین؟
اینجا دیگه خنده ام گرفت
گفتم؛برای اینکه صدای شما رو شنیدم
گفت؛دیووانه.بوق بوق بوق
سپس ها شنگول امدیم وب شما،
یاد تهمینه و سهراب و ...
که صدای اف اف درامد
گفتیم؛بله!؟
صدای از آن سوی اف اف گفت؛اداره ی برق!
آمد و ارقامی ۶۷۸۶۵۴۳۶۸۹۶۵<-نوشت و
درب حیاط را محکم بست

سپس ها تر آمدیم وبلاگ شما اینا
نظر جناب آیدین را خواندیم و
سپس ها تر ،قصد نظر نویسی داشتیم که؛
دوباره تلفن زنگ زدو
باخانم نهاوندی گرم صحبت شدیم و...
وجدانن؟من مقصر نیستم.
شما هم قرار نیس توجیهی بشنوی،
قراره توجی بخونی بلامیسرر
الان؟من اگه شانه مبارک تان را ببوسم و معذرت خواهی کنم؟منو میبخشین
سنام و صد سلام به روی بهتراز ماهِ پری جون وجدانم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد