....
آرامستان -عکس از مرد شریف.
……
به سراغ من اگر می آیید ،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا
پر قاصد هاییست که خبر می آرند
از گل واشده ی دور ترین بوته ی خاک
روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است
که صبح ،به سر تپهی مهراج شقایق رفتم
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی،سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست...
*سهراب سپهری *
....
....اول فروردین 95:یکی از همان کاج ها
طبق کامنت بالایی شما همه هنرمند عکاس هستید!
منم میخاااام خب!
چی؟می خواین!؟
عکسی هنرمندانه!
مرد شریف پدرتون هستن یا همسرتون؟
و اینکه اینجا اسمش آرامستان هست؟ پارکه؟ آرامگاهه؟
مچکرم.
:

) اینه که؛مرد شریف رفته بود سر بزنه...برام عکس گرفت(موقعیت نبود که برم...)
مردشریف برادرم هستن. بابای آقای برادر زاده.
اینجا آرامگاهه (خودمونی ترش ؛همون قبرستون) پنچ کیلومتر ؛بالاتر از خونه ی آقاجان اینا...
خیلی جای باصفایی هست؛تصمیم گرفتم اینجا منزل ابدی من باشه.(رفتم قبربخرم گفتن پولی نیست..)..میرم سر میزنم ..زیر اون کاج ها راه میرم....حالم خوشه؛ روی تپه ای بنا شده؛یه نمه سراشیبی هم داره؛از دور بهش نگاه کنی؛در کمرکش کوهه
ازوقتی برادر هام...فهمیدن؛اینها هم میگن ما هم میایم(دوراز جون شون
√باور کنین بهتراز پارکه؛از بس که باصفاست..:)