.....
......متاسفانه اسمشو نمی دونم؛ به عنوان علف حرز باغ کنده میشه...ومن دل م خیلی میگیرهT_T
........دقت کنید؛به اون نقطه ی سیاه B-)
احساس مان چونان بود که؛باهاش چشم تو چشم شدیم....کلی هم باهم حرف زدیم...ازچی؟خب معلومه!ازوضع اقتثاد ودیگر پرسش مخیله ای...که هرچقدر پرسیدیم چپ و راست؟بروز ندادن که...
....اومدیم از آلاله عکس بگیریم؛بگ گرندش ما رو کُشت...ایشون گاو حاج حسن هس(همون گاوی که..مثل سگ از موسیوخرسی می ترسید)با طناب بسته شده ؛که چرا نمایه..منتهی طناب طویل گیر کرده به درخت..ایشونم چهار دور دور درخت چرخیده؛همونجور مجسمه شده....یعنی گردنش خشک شد طفلی.
اوشون اونور پرچین ؛متوجه مون که شدن..یه مای کش دار گفتن(ماااااا )که یعنی بدجور گیر کردم؛ خانم....(اول فکرکرم بخاطر شیردهی به بچه اش؛ داره مسیر خونه اش رو نگاه میکنه...که دردش گرفته ز پر شیری...
رفتیم پشت درخت گردو ؛ببینید چطور نگا میکنه!!خلاف جهت طناب دور درخت چرخیدیم؛آقا ما چهاردور زدیم..اوشون یک دور:);گفتیم چه کاریه؟سرمون گیج رفت؟ تازه اگه همون جور ادامه ناک بشیمم...تاشب طول میکشه و تایم محوطه گردی مون به فنا...که رفتیم آقاجان رو خبر کردیم ؛که آقاجان؛
گاو حاج حسن خودشو پیچونده به درخت...(گرتوبی تقلید ازاین واقف شدی/بینشان از لطف چون...)
......علامت ثم گاو(که آب خور گنجشککان و باقی پرنده ها ی مهاجرهست...)
.....که آلوچه ی قرمز داره بزرگ میشه:||
....که عطر گردوی نورسته ؛به قول جناب خان دیووانه....
....که آلوچه سبز هممم:O
که،! دیگه دیگه...
دیم آلالهای در دامن خار

واتم آلالیا کی چینمت بار
بگفتا باغبان معذور میدار
درخت دوستی دیر آورد بار
چه حلزون درشتی!
من خیلی رابطه ی خوبی ندارم با این چیزا
حرامم بی ته آلاله و گل

حرامم بی ته بی آواز بلبل
حرامم بی اگر بی ته نشینم
کشم در پابی گلبن ساغر مل
ما با شما رابطه ی مهرو دوستی داریم
راستی!اون بچه ساکت شد
ابجی چقد جای خوبی زندگی میکنی خوش به حالت ادم اینجا دلش نمیگیره
خدایا شکرت
گمونم بستگی به دل داره؛که بگیره و نگیره....که هرکجا باشه بگیره و نگیره..که میگیره...