....,
......
گویند برو تا برود صحبتت از دل
ترسم هوسم بیش کند بُعد مسافت....
.....
......یشمی جهت چکاب ؛رفته بود؛ فری مکانیک ببینتش...
......که الحمدالله مورد خاصی نداشت و حال احوالش اوکی هست B-)
.....
القصه ؛هفته قبل تر ؛همون هفته ای که آقای برادر زاده نزد ما بود.. موقع برگشت از خونه ی آقاجان اینا...اومدیم از فرعی بپیچیم به جاده پر پیچ و خم...که برسیم به اتوبان سمت رشت....باور تون میشه؟؟که یشمی با
"رنو کولئوس"...؟؟باور کنین سوسکش کرد (هووم...آیکن اصواتی که به کابین هدایت میشه...جاااااان )
.....
......
√شبکه ورزش مجددا استارت رو باز پخش میکنه ؛)
پینوشت؛بعله...درویش نباید که برنجد به ظرافت...
قلقلکم اومد
تا حالا تجربه نکرد الاغ جان ببوستم...
منم درگوشی صحبت کردن قلقلک ناک میشم
ایضا همینی که لحاظ کردین

الاغ جان؟؟بلا به دور....بچه گاو هست!نیست؟
اگه زنده باشیم شهریور برنامه شمالتون رو داریم
زنده سلامت بمانید عزیز دل من...

:
شهریور...سفر به گیلان...
ان شاء الله...خوش بگزره طیبه بانو جان م
اخ بارون...


دلم خواست...
اینجا الان هوا طوفانیه... و ما سلفه کنان هستیم...
عزیزم...

یعنی مامان اینا دیشب رفتن روستا عروسی...ما به جهت گرمای 34 درجه و شرجی ببودگی نلفتیم



ز چه سلفه کنان ببوده شدین....


طوفان یعنی شن!؟صحرای طبس 




اینجا الان خورشید مهرورز در سکوت و عبودت...نور می تاباند...که بس سوزنده ببوده
هم اکنون نفس میکشیم؛بوی برنجزار درو شده می آید...بوی ساقه های بریده شده برنج...که عطری همچون... طفل شیرخواره ای در آغوش (اُم )خویش....
نفس بکشید.نفس بکشید صبیره بانوی جان جانان مان
اوه..
ببخشید
که گاهی از آن گردخاکها ز آسمان مان پدیدار می شوند...البته لایه نازکی.از خاک ..که پشت پنجره شرقی می نشیند و....سپس ها ؛که وارش همی پراکنده گون می بارد...فریاد و فغان آن لایه خاک گوش فلک را.....
جاده ی بارونی گذاشتی و دلم هوس بارون کرد....
ای برنجان هم تمام نبونه یه وارش بداریم
الان جاده دیلمان بعد آبشارلونک بارانی ایسه...
مو ترسم 

آی آی..ای برنجان...