~~~~~
~~~~~
~~~~~
من در نگاه تو ،
ای خویشاوند بزرگ من،
ای که در سیمایت هراس غربت پیدا ...
و در ارتعاش پر اضطراب سخنت،شوق فرار پدیدار...
.......کویر-دکترشریعتی.....
~~~~~
هاروکی موراکامی؛
من فکر می کردم سال ها باید یکی یکی سپری شود تا هر بار آدم یک سال بزرگ تر شود.
اما این طور نیست، این اتفاق یک شبه ....
~~~~~
مولانا؛
ازآتش ناپیدا؛دارم دل بریانی.....
+عنوان؛می جان زاکان=بچه های من.می چوم سویان .نور دیده هام.(همون نور عینی)
+می دیل تاسیانه،خاستیم باشو غریبه کوچک بیدینم.
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی

این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی..
تی ارسو قوربان...می جان زای

عزیزم
نمی دونم چرا عکسات امروز برام باز نمیشن
دوباره میام سرم می زنم
عزیزم..جوونم...قربانت شوم

نمی دونم چرا برخی از تصاویر غیب شدن
سلام باران جان خوبی؟ مطالب هات مثل همیشه عالی و جالب هستن.... امیدوارم موفق و شاد باشی....
سلام به روی ماهتون ...جون تون بی بلا...ممنون زاحوال پرسی تون...الحمدالله خوبیم ...
فدای شما...
لبو خوشمزس
+فداسرت
بله.لبعو خوشمزه اس
+تی سر فیدا=فداسرت
چه بوی آویشنی میکنین

سلام مامان باران مهربون
الهی بگردم، واقعا بغضم گرفت...
این بچه تو دمای صفر درجه...
خدا بهشون کمک کند.
کاش میشد بیارنشون تهران...
اونجا هوا خیلی سرده و امکانات هم از بین رفته...
سلا به روی بهتراز ماهتون:-*:-*:-*
خیلی دوست داشتم میتونستم ازشون نگهداری کنم.ببرمشون حموم-غذای گرم و تازه...سر وقت بهشون بدم....براشون کتاب قصه بخونم....
فقط اگه سراغ والدین شونو ازم می گرفتن چی!؟……
الله و اکبر
الله اکبر

ولله الحمد
والله غفور رحیم
الله اکبر
اره اره
متوجه شدم
سرت سلامت ننه باران
ننه باران قربونت
الهی بگردم .خدا چطور دلش اومد اینا رو آواره کنه ؟ پس رفعتش کو ؟ مهربونیش چی شد؟
آنچه که در خاطرم هست .. (ازمهربانی و رفأفت خداوند)آیه 53سوره زمر هست.
که خداوند به پیامبرش می فرماید؛
بگو (ای پیامبر) ای بندگانی من که بر خودتان اسراف در گناه انجام داده اید
(هرگز) از رحمت خدا ناامید نشوید چرا که همانا خداوند می آمرزد گناهان شما را بطور کل
همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.
ولیکن ؛ چه حمکتی است !؟که این طفل معصومان آواره شدن !؟ بیخبرم
تی چوم ارسو ره بمیرم؛می جان صبیره