شوادون ، دزفولی ها بیشتر همچین جایی دارن عکس پروفایل رو هم بزودی √ . . و اینو یادم رفت برا این پستت بگم ; قسمتی از شهرمون حالته شالیزار داره ، همیشه هم یه چند تا خانوم اونجا هستن ، دقیقا شبیه عکس بالایی ... بعد هر وقت اونجا رد میشیم ، میگم به شمال خوش اومدین :)
مرسی از راهنمایی تون
چه جالب !! که شهر شما هم حالت؛شالیزار داره.... یه بار بهشون بگین؛ به گیلان خوش اومدین:)
این تصویر من رو یاد دوستی از دوستان دوران مدرسه ام انداخت که بچه ی گیلان بود...؛ رفاقتی داشتیم با هم. از شالیزار و کار سخت زن ها می گفت.
ای کاش دوران مدرسه کش دار می بود. چه جالب؛که همکلاسی گیلانی داشتین والا من خودم بلد نیستم. یادمه یکی از مخاطبین آمدن و پرسیدن،شما نشاء کاری می کنی؟نوشتم نه.بلدنیستم.آقا یک کامنت بلندبالا برای من فهش نوشت.چرا؟آخه تو چطوری دلت میاد؟پدر؟مادرت کار به اون سختی میکنن،وای میستی نگا می کنی.عجب بیشعوری هستی نوشتم؛من کارهای منزل رو انجام میدم.میان وعده قبل ناهار،نهار ،عصرونه. ا نوشت؛ اینا دربرابر کار سخت شالیزار؟واقعا قابل قیاسه؟نه بابا بیام بادت بزنم؟ وخیلی چیزای دیگه خداشاهده من اینقدر پشت صحنه ی کامنت خوندن خندیدم،..اصلا دستم یاری نمیکرد؛پاسخ بنویسم نوشتم؛ بابت معرفت شما و عزت احترامی که برای والدین قاعل هستین،بسیار بسیارها ممنون و سپاسگزارم. من به دلیل فاویسمی بودنم ،حساسیت به سموم آفات ...نمی تونم همراه شون باشم،البته یکی دوبار رفتم کمک،منتهی وسط کار حالم بد شدو باعث شدم ،مابقی ها هم کارشونو ول کنن و منو برسونن درمونگاه نوشتن،می میردی از اول میگفتی؟ یادش بخیر،ایشلا هرکجا هست سلامت باشد
بله،درست گفتن؛کار در شالیزار خیلی سختِ.آن وقتها زن ها بچه شیرخواره هم با خودشون می اوردن،منو خاله جان کوچیکه نگهه شون میداشتیم.وقت شیر،میبردیم سر مزرعه،یا مامان شو صدا میزدیم.البته الان ماشین نشاءکاری اومده،..
+خیلی ممنون از حضور عزیز وگرامی شما.ببخشید ما زیاد حرف می زنیم
بنی حفی اگه سوال داشتید یا راهنمایی خواستید ، بگید من به عنوان مشاور در خدمتم :) . . خیلی خیلی ممنون انشاالله که این ماه واستون پر از خوشی بشه و خدا بهت نگاه خاص داشته باشه
به احترام همه با نوان با همت و مهربان سرزمینم تعظیم می کنم




درود ها نثار شان باد و شادی هایشان همیشگی.آمین
بینهایت از شما؛ممنون و مچکر و سپاسگزارم.





با احترام فراوان؛
سبز باشیدو برقرار؛عزیز خاخور
به به به به...





فوق العاده بود و مورد تایید
سید علی صالحی ،












فوق العاد هستن
جهت تشکرات ،ازدکتر میم عزیز؛
اجماعا نفس عمیق
همین قدر
که زن زاده شوی
حتما زیبا زاده شده ای تا ابد....
سید علی صالحی
بسیار پر احساس بانوجان
با احترام فراوان

خدا این خانم و همه خانمهای با اراده و خوش روی مملکتمون را حفظ کند. لبخند روی لب، گل نشته به آستین و پاها... بهشون افتخار کردم.
ممنون.برای همه ی مهربونی هاو مرام معرفت تون؛ خیلی خیلی ممنونم.

این عکسا بوی زندگی میده
زندگی تون پراز آرامش و آسایش ؛بااانو
شوادون ، دزفولی ها بیشتر همچین جایی دارن
عکس پروفایل رو هم بزودی √
.
.
و اینو یادم رفت برا این پستت بگم ;
قسمتی از شهرمون حالته شالیزار داره ،
همیشه هم یه چند تا خانوم اونجا هستن ،
دقیقا شبیه عکس بالایی ...
بعد هر وقت اونجا رد میشیم ،
میگم به شمال خوش اومدین :)
مرسی از راهنمایی تون

چه جالب !!
که شهر شما هم
حالت؛شالیزار داره....
یه بار بهشون بگین؛
به گیلان خوش اومدین:)
این تصویر من رو یاد دوستی از دوستان دوران مدرسه ام انداخت که بچه ی گیلان بود...؛ رفاقتی داشتیم با هم.
از شالیزار و کار سخت زن ها می گفت.
ای کاش دوران مدرسه کش دار می بود.










چه جالب؛که همکلاسی گیلانی داشتین
والا من خودم بلد نیستم. یادمه یکی از مخاطبین آمدن و پرسیدن،شما نشاء کاری می کنی؟نوشتم نه.بلدنیستم.آقا یک کامنت بلندبالا برای من فهش نوشت.چرا؟آخه تو چطوری دلت میاد؟پدر؟مادرت کار به اون سختی میکنن،وای میستی نگا می کنی.عجب بیشعوری هستی
نوشتم؛من کارهای منزل رو انجام میدم.میان وعده قبل ناهار،نهار ،عصرونه.
ا نوشت؛ اینا دربرابر کار سخت شالیزار؟واقعا قابل قیاسه؟نه بابا بیام بادت بزنم؟
وخیلی چیزای دیگه
خداشاهده من اینقدر پشت صحنه ی کامنت خوندن خندیدم،..اصلا دستم یاری نمیکرد؛پاسخ بنویسم
نوشتم؛
بابت معرفت شما و عزت احترامی که برای والدین قاعل هستین،بسیار بسیارها ممنون و سپاسگزارم.
من به دلیل فاویسمی بودنم ،حساسیت به سموم آفات ...نمی تونم همراه شون باشم،البته یکی دوبار رفتم کمک،منتهی وسط کار حالم بد شدو باعث شدم ،مابقی ها هم کارشونو ول کنن و منو برسونن درمونگاه
نوشتن،می میردی از اول میگفتی؟
یادش بخیر،ایشلا هرکجا هست سلامت باشد
بله،درست گفتن؛کار در شالیزار خیلی سختِ.آن وقتها زن ها بچه شیرخواره هم با خودشون می اوردن،منو خاله جان کوچیکه نگهه شون میداشتیم.وقت شیر،میبردیم سر مزرعه،یا مامان شو صدا میزدیم.البته الان ماشین نشاءکاری اومده،..
+خیلی ممنون از حضور عزیز وگرامی شما.ببخشید ما زیاد حرف می زنیم
اگه سوال داشتید یا راهنمایی خواستید ،
بگید من به عنوان مشاور در خدمتم :)
.
.
خیلی خیلی ممنون
انشاالله که این ماه واستون پر از خوشی بشه
و خدا بهت نگاه خاص داشته باشه
مرسی ،

خیلی مرسی ،
آقای مشاوراعظم
شیخ بنی حفی مُشی<--مخفف؛مشاور
خواهرآ؟
لطفا سوالات تونو بپرسید
شیخ اوکی هست:)
.
.
من خیلی ممنون و سپاسگزارم
بابت دعاهای خوبی که
در حق ما کردین...
انشاءالله.. الهی امین
تی چشمون میثل نرگیس نازدانه

تی عاشیق بون لاکوی آواز دانه
چشمای تو مثل نرگس نازداره



عاشق تو شدن
دختر جان آواز داره
درست ترجمه کردم؟
وممنونکاز حضور شما
زن زیباترین گلواژه آفرینش - اسم ی کتاب اگه اشتباه نکنم ، بازم اگه اشتباه نکنم قم دیدمش
این واژه ی
"گلواژه"
برام خیلی آشناست
واو این عکسه پُر از حسه خوبه
.
.
یسنا که هنوز بچس ،
امروز خواهرش ازم مشاوره خواست ،
و من دیدی همه تلاشمو کردم که کمکش کنم
ممنون تون






.
.
درسته بچه اس؛
ولی خیلی عاقله
ومن خیلییی حظ میکنم ،
ازبچه ی عاقل و باهوش
.
.
سلام بر شما
مشاوراعظم
بنی حفی