پلنگِ کوه ها
درخوابِ امشب...
به هر شاخه دلی سامان گرفته
دل من در برم بی تابه ،...
*سیاوش کسرایی*
*****
****
****
تصویر اول؛بعد اینکه مردشریف(دیشب و ماه گرفتی؛ حوصله ی پهن کردن بساط تلسکوپ رو نداشتم.باهمین رفیق شفیق هندی کم نقره ای تصویر شو گرفتم) آمدو رفت،چشمون به جمالش؛ روشن شدو...
تصویر دوم و سوم؛برای چند روز پیشِ.روز روشن و شبِ مهتابی..(میتونیم؟اسمش رو بزاریم؟ماهِ مجنون؟آخه برگای بیدبن حیاط،خوب طوری توی صورت ماهِ...) گنجشک و بید؛در روز روشن.ماه و بید؛درشب پرسکون؛ تا سپیده دم زول بزنی بهش و امیر بی گزندِ جناب چاوشی ؛یا سمیعه باشی،یا زمزمه نازا...اجالتابگِ موسیقی این پست رو ؛با آن اذان ابتدای موسیقی... متصورانه گوش کنید؛لطفا❤
***
***
خلاصه اینکه؛
حالا سالهاست که می گویند
ماه زیرِ ابرِ عزادارِ بی گریه نمی ماند،
می گویند سرانجام باد می آیدو منهای ماه،
تاریکى ....حواسش را جمع خواهد کرد.
تاریکی می رود پشتِ پشتِ کوه
بازهمان اولِ شبِ همیشه می آید
می آید که ما بفهمیم
چند چراغ به یک ستاره
چند ستاره به یک ماه
چند ماه به یک آفتابِ روشنِ هرچه بخواهی بلند!
هی آسه آسه ی آسوده
اگر با تمام وجود بخواهی
که روز شود
روز می شود؛حتما،....
.
.
.
سید علی صالحی
تماشا ماه بینهایت زیبا بود :)
بله،تماشای قشنگ غمگینی بود
عشق مگه دهن داره؟
اصلا مگه دهن عشق داره؟
مگه عشق چش داره؟
اصلا مگه چش عشق داره؟
اصلا به من چه؟
دارندگی برازندگی!!
بارون اینا من رفتم بتابم اینا!
شب به خیر اینا!
هابعله که؛عشق اینا
دهن و چش داره؛اینا
عزیزی وجدان اینا❤
همه ایامت بخیراینا❤
سلام
عکس ها فوق العاده زیبا هستند. ممنون که با ما به اشتراک گذاشتید.
سلام و عرض ادب

شیمی لطف و مرحمت قوربان؛بلامیسر
ممنون و مچکر؛شیمی حضور عزیز و شریف جا
من خریدار این حالتم می مأر جان،
برعکس من که همیشه پنجره های خونه رو میبندم تا نور کمتری بیاد و خونه سرد تر باقی بمونه، شما چشمتون بازه و لذت میبرید از دیدن هاتون.
بلامیسر؛تى جان بی بلا می گولِ وچه







اتفاقا چشای منم به نور حساسِ.پرده های پنجرهای ، خونه ی ما هم دایم الکشیده اس.پنجره ی سمت آشپزخونه،شیشه اش مشجر نیست و پرده اش کرکره ایِ و ؛درهرجهت تنظیم میشه.که معمولا شبها جوری تنظیم میکنم،آسمون نمایان باشه.آخه ارتفاع پنجره بلندِ.یعنی پنجره ی مستطیل طوری هست،که سپیده دمان آسمان بلو بلکِ محشر رو میشه راحت دید...
(والفجر
والیل عشر
والشفع والوتر
ولیل اذا یسر...)
داشتم عرض میکردم؛
معمولا خونه های ویلایی چندتا پله میخوره و
یِ پاگردی هم داره...که من ؛جهت تماشای فیس توفیس درختای حیاط و گنجشکا و آسمون و پرنده های درحال چرخش و ...اون خط سیری روزای آفتابی و شرشروارش ها،که دستمو زیر چکه های شیروانی بردن ها و
پهن کردن رخت لباس ها و شنیدن صدای بچه ها؛تو زنگ های تفریح دبستانِ 50 مترى خونه مون،... تماشای ماهِ بلند آسمون و
وصد البته هوای خوری،
میرم روی پا گردپله
که این تصاویر روی پاگرد پله ثبت شد.
کلی هم با بندرخت و گیره ها؛سکوت حیاط رو شکستم
+