وبه سربازی می اندیشد که ؛پیش از رفتن به جبهه گفته بود،
دیوانه ی آواز دُم جنبانک و
صدای ورق خوردن کتاب است....
.
.
.
وخدا حافظی اش ،
آنچنان چلچله سانست که من می خواهم،
دائما باز بگوید که؛خداحافظ ،
امانرود....
وسخن گفتن او،
مثل اسطوره ی یک جنگل شیشه ست
که بر سطحش،
بلبل از حیرت،دیوانه شده ،لال شده ست...
# واهه_آرمن
##رضا _براهنى(عنوان هم از ایشان)
ببخشید قسمتی که میگه وخداحافظیش مانند چلچله ایست که من میخواهم باز بگوید خداحافظ اما نرود رو میشه معنی کنید
https://www.ritmahang.com/blog/?blog=1643
:*
وااای ...این شعر خیلی خوب بود...



چند تا شعری که از واهه آرمن خوندم خیلی خوب بودن...به نظر شاعر توانمندی میاد
ممنون بابت این شعر زیبا
بله،منم اشعار ایشان را دوست میدارم.

ممنون بابت حضورعزیزو شریف شما



یک پست دردست منتشر از شعرایشان درچرکنویس دارم و
خواهش میکنم،خوشحالم که دوست داشتید
شعر زیبایی بود.
درود و سپاس.

سلاام
آره زن دایی رویا تو دهن قشنگ میچرخه
پس بچرخونش
بزار سرش گیج بره
سلااام عزیزم

دلم نمیاد بچرخونمش اخه
عوضش قشنگ تلفظ میکنم؛زَن دایی رویا
سلام خانومی خوبی
خسته نباشی
سلام به روی ماهتووون




الحمدالله خوبم؛ممنون از احوالپرسی تون
سلامت باشی بلامیسررر
فیلم را دنلود کردم دارم نگاش می کنم....باراکا را می گم
خندا حفظت کنه آبجی با این کارات
سلامت باشی امیرکیهان برارم،مرسی که سعی میکنید خوب باشین...

خدا شما رو هم حفظ کنه و برای همه ی ماها نگهه داره
درود بر فر خنده خاخور
من سعی ام را می کنم که خوب بشم ...
و دیگر اینکه باراکا=نوعی قایق روسی
بارا کا:
باراکا (به انگلیسی: Baraka) فیلم مستند بدون گفتاری است که در سال ۱۹۹۲ و به کارگردانی ران فریک ساختهشد. نام آن از واژه برکت گرفته شده که در زبانهایی همچون عبری و عربی (برکة) وجود دارد.
این مستند از پرهزینهترین مستندهای تاریخ است که در سفری دور و دراز، از شرق تا غرب، از دورافتادهترین و ناشناختهترین سرزمینها تا صنعتیترین و مدرنترین کشورهای جهان، به دنبال کشف رازی نهفته در ملل و اقوام بشر در این پهنه خاکی است.[۲]
این فیلم را با کویانیسکاتسی، اولین فیلم از سهگانه کاتسی اثر نامدار گادفری رجیو مقایسه میکنند که فریک در آن مدیر فیلمبردار بود. باراکا اولین فیلم پس از ۲۰ سال بود که در فرمت ۷۰ میلیمتری Todd-AO فیلمبرداری شد. ران فریک در سال ۲۰۱۱ مستند سمساره را ساخت که میتوان آن را دنبالهای بر باراکا دانست.
می بینی با یه کلمه چه به روز من می باری؟
آخر آبجی جان همون اول بگو باراکا برند نوعی شکلات ایرانی ست و خلاصمان کن
سلام و درود برشما امیرکیهانِ پژوهش گرِ عزیز خاخور






جان تان سلامت بلامیسر
نپرسیده بودن که ؟می پرسیدن میگفتم و خلاص!
ولی خیلی هم خوب شد،کلی به اطلاعات تون افزوده شدو
منم خیلی خوشحال شدم که،از یک کلمه به چه پژوهشی رسیدین
فقط ؛باراکا لوازم آرایشی هم تولید میکنه.همین طور بذرهندوانه باراکا ،که جزء ارقام زود رس هست..
گفتم که ،بعد گلگی نکنید،چرا نگفتین
فرهنگ، همیشه وحشتناکترین چیز برای یک دیکتاتور است،
برای باران عزیزم
زیرا مردمی که کتاب بخوانند، هرگز برده نخواهند شد…
“آنتونیو لوبوآنتونس”
فرهنک،همیشه وحشتناک ترین چیز برای یک دیکتاتور است،

:



زیرا مردمی که
کتاب بخوانند،هرگز برده نخواهند شد...
ممنون و سپاسگزارم؛بهامین بانوى عزیز دلم
اینجوری که این دختر کتاب رو دست گرفته ،
معلومِ اهل خوندن نیست ، الکی داره ادا میاد
منم با شما موافقم؛قشنگ معلومِ داره نقشه میکشه
دوست من .
قلمم رقصید و باز گریست بر ....
درود و سپاس
و خدا حافظی اش آنچنان چلچله سان است...
اما نرود
الهی
بسیار زیبا بود
....


ممنون و سپاسگزارم
الان خواستگالی تلدی تو این سرایط؟
فتلامو بتنم چسم چسم
کی از سما بهتل؟
با طلافلوس مشفلت تنم
بدون اجازه اون من به پشه خون نمیدم چه بلسه
بخوام دختل شوول بدم
وای بالون!!
این بچه هاکی بزرد سدن
آله!



سما اینا خیلی لطف دالین
باسه باسه،
مشفلت تُنید
میبینی ؟تورو هُدا؟
یهواسم نوه هاتونو انتخاب کنید
ببخشید

معنی پست شما را نگرفتم
خوبه زن دایی ات نشدم هااااا
لطفامتصور شین ؛ سال 65 هست و


چقدرهم خوش لحن و زبون آدم میچرخه،زن دایی رویا؟

شاهد بدرقه ی سربازی هستین که
اعزامش خورده؛ اندیمشک!
اطرافیانش اشک ریزانن و ...
بلاخره خداحافظی تمام میشه و
سرباز همراه دوماد بزرگش راهی میشه!
شما شاهد قدم هاش و کوله ی روی دوشش هستین ...
حدود چهارده متری ازتون دور میشه!،...
با تمام وجود تو دل تون فریاد میزنید ؛نروووو!
یهوسرباز می ایسته؛
انگاری فریادِ توی دلی رو شنیده ،
برمیگرده سمت صدا؛دست راستش رو میاره سمت گیجگاهش ،به حالت احترام نظامی !با چشم چپش هم بهتون
ای بابارویا جون چرا خجالت کشیدین؟پشت درخت قایم شدین؛خان دایی خودمونه
زن دایی رویا
باراکای 98% ..
اینقدر مفید بودم خودم خبر نداشتم
بلی



بله باااااانو؛خیلییی ...
وای بالون
نه پسلت حیفه!
من از این علوسا نمیخوام ته
من یه علوس میخوام هعییییی دلم بلات بگه
من یه علوس میخوام که منو حلوا حلوا تنه ولی نخوله بعدش عینهونه فلشته ها مهلبون باسه
هل چی بگم بگه چشم مادل جون
همشی از من اجازه بدیره
دستمو بوس تنه ظهر و عصر وشام
غذا بپزه اول خودش بچشه چون که نکنه سمیش ترده باسه میدونم از اون علوسا نیست
ولی خب احتیاط میتنم که بهدنا علوسم تو دلدسل نیفته انگذه من خوفم
دیده بلات بگم چپ بله بگه که مادل جون وجدان
لاست بله بگه مادل جون وجدان
مثل چرخ و فلک دولم بگلده
سلش گیج بخوله بعد بخوله به گلدون خشندم بعد گلدونم یه ترک ریز ولداله
به من بگه ای وای مادل جون وجدان !!
منم بگم توفت
توفت مادل جون وجدان
من چه گناهی کلدم
پسر دسته گلم گیل تو افتاد
آله بالون آله
نه نه



من همینجورعلوسی که دُفتم دوس دالم
پسلمم حیف نیس!
خودش غواصیه واسه خودش و
شنامنا بلده و
همین علوسه رو باب میلش میتونه و
منم همونجوری که خواهرشوهر خوب و عزیز دلِ عروسامم
مادل شوهرخوبی واسه علوسم میشم و
تاری به تارش ندارم و
برن واسه خودشون خوش وخرم باشن و
تاری به منم نداسته باشن
نه نه
من خوشم نمیاد عروس دس به سیاوسفید بزنه،
مثال همه مهمون باسه و
چپ وراستش رو هم قاطی نتُنه
خلاصله اینه
علوس میزونی باشه دیه
شما اینا؟دخترتونوبه پسرمون میدین؟البته اگه هموپسندیدن؟
هاااا
عروس بزرگه ما (زن داداشم)اصالتا برای ولایت های شما اینایه ها
سلام
خوشحالم موزیک وبلاگ منو می شنوید
به احساس واقعی ام نزدیکه
و شاید لتونم بگم بیسترین باز دبد کننده وبلاگ
رویای زببای من خودم هستم !
چون در کل دوز چند ده بار موزبک های احساسی وبلاگم را کا مطابق با حال روز منه گوش میدهم ....
سلام منو به دریا و جنگل برسونید .......
سلام






شب تون بخیر رویا بانو جان
بله بانو،موزیک وبلاگ تان را شنیدم
عزیز دلید بانو
چشم.سلام و بزرگواری تونو می رسونم
دختله یهنی میخواد همون شلکی اونجا بتابه؟
خو اون سلبازه اصلا از دست این لفته خودسو
فدای وطن ترده ته
آخه در کتابخونلو ببندن این میمونه اون تو
آبلوی خاندان میله ته
حالا هر چیم خشنگ کتابو ولق بزنه
اصلا مامان سلبازه نباس یه علوس میوولد کد باااانو
اصلا روایت هست دختلی که جنگ و صلح بخونه
به دلد شوور و بچش نمیخوله
بالان بلو بگو پاسو برو خونتون
یه چیزی یاد بدیر فردا پسفلدا بلات خواستگال میاد
ولی باران خیلی قشنگ بود
دست سما درد نتنه
آله،همونجور بتابه و تتاب بخونه



علوس به این ماهی،
خیلی هم دلِ مامانِ سلبازه بخواد،
نخواست ؟باکی نیست؛خودم میگیرمش واسه پسرِ خودم
تا فردا پس فردا هم خدا بزرگِ
بزا راحت باشه،
پسرِ من خودش بهش کاریادمیده و
کدباااانوش میتونه
اصن روایت داریم،
علوس دیگ بسوزونه،
کتری و سماور بترکونه،
دسگیره آتیش بزنه،
شفته پلو بپزه،
آبچ قاتق و
سس پلا بپچه؛به دلد شوور و بچه اش و خونه ژندگی اش میخوله!
چرا؟چون قرار نیس ازاول همه چی دون بود که،
قراره زندگی بسازه،
خو اینایی که من دُفتم یعنی ساختن.
مثال؟با همون شفته پلو میشه ترک های ساختمون رو بِتُنه کرد!
دیگ و خلابکاری های دیگه،...خودش ساختن و پرداختن و
زندگیِ،...
دست سما اینا هم خیلی درد نتنهههه،
خیلی خیلی خندیدم و غش آولدم:) :) :):):):):)
خصوصا ؛اون سلبازه اصلا ازدست این لفته خودسو فدای ..