برهنه مثلِ پیراهنی
که باد بر قامت دریا دوخته است،
نو،ماه،مَلاح.....
می خواهمت
بی طاقت تر از تشنه ای
که در بارشِ بی رحم تیغ و نمک،
بو، بادیه،اظطرار....
می خواهمت
پنهان مثل رازی لو رفته
که چوپانِ انگور های شهریوری،
دی،دختر،بوریا....
می خواهمت
مثل غزلِ غزل های سلیمان
که بی وَرا.....به وحیِ واژه رسیده است
رازا...رازا
رحمانهء هزارو یکی رحیم!
من خسته ام....خسته
خسته از این شبِ رجیم!
#سید_ على _صالحى
عنوان از صائب تبریزی؛اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست_چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است.