هرچند این عکس و محیط اطراف اون بسیار زیبا و هنرمندانه است اما من نمیخوام از زیبایی این عکس تعریف کنم ، و تعریف و تمجید از زیبایی عکس رو به مخاطبان دیگر می سپارم ، من می خوام انتقاد کنم : این عکس مصداق بارز همان عکاس و کارگردانی است که کودک دست فروش کنار خیابان را سوژه عکاسی و فیلمنامه هنرمندانه خود می کند و پس از تحسین و تشویق های بسیار در فستیوال ها و جشنواره ها ، اما باز هم آن کودک در حال دستفروشی است و همه برای آن فیلم و عکس دست زدند اما هیچکس حواسش به دستفروش بیرون سینما نیست و این چرخه ادامه دارد... در کشوری که سومین صادر کننده نفت جهان است و دومین صادر کننده گاز و ... دیگر نباید هیچ دانش آموزی در فضای به اصطلاح هنرمندانه طبیعت ، بدون امکانات مناسب نظیر تخته سیاه و گچ بنشیند و درس بخواند. کما اینکه اهالی کشور امارات متحده عربی زمانی که در کپر زندگی می کردند ما صنعت نفت و ذوب آهن و فولاد داشتیم ، اما امروز امارات با استفاد از همان موهبت خدا دادی نفت از هیچ برای خودش همه چیز ساخت و کویر سراسر خشک امارات را قطب اقتصادی جهان کرد و از آب دریا برای خود خشکی می سازد ، اما ما به زور و اجبار مناطق مختلف کشور را بدون امکانات کافی نگه داشته ایم و اسم خدمت کردن در آن مناطق را هم گذاشته ایم جهاد و دارای اجری عظیم...حاشا و کلا... گذری به ابیات ترانه ( شمالم تا جنوبم عشق ) از جناب نصرالله معین می زنم که میگه : ...کسی که فرش می بافه نباید رو حصیر باشه...
انتقادات شما درست و بجاست.من هم با شما موافقم.دوست و همسایه ی فوق لیسانسه ی خودم،یه مادریه که،تو خیابون مطهری دس فروشِ. امید که میم مشکلات مملکت مون برداشته بشه...
*احتمال اینکه،این تصویر گویایِ یک روز در طبیعت باشه قویِ. *صحبت این تصویر و عنوانش..، سر عشق بود.عشقی که شهید رجایی فرموده بودن... و خیلی ممنون که ،پایان انتقاد بجا،..ازعشق گفتین
سلام خاخور جان .عکس زیباییه واقعا اما هیچوقت اینطوری نتونستم تدریس کنم ینی شرایطش پیش نیومده . منتها اوایلی که مارو روستاهای دور مینداختن خیلی سختی هارو متحمل شدیم وبسی برای ما زجر اور بود اما خداروشکر تحمل کردیم وتمام شد بازم خداروشکر که لا اقل تونستم ایثارگرانه خدمت کنم گرچه خیلی خیلی کم بود .اما الان گاهی به سرم میزنه برم همون روستاهای دوردست که بچه هاش نه نت دارن نه گوشی که بیان توکلاسامون شرکت کنن وفکر کنم خیلی غصه میخورن .اما چاره چییه .لا اقل میتونم خیالشونو راحت کنم که امسال رو قبولن ودیگه غصه نمره رو نداشته باشن . باخودم فکر میکنم این سیستم نمره دهی وامتحان معلمارو ازخودبیخود وعاصی میکنه .یه قدرتی تو این نمره دادن هست که معلم رو تبدیل به یه غول میکنه چیزی که من اصلا دوست ندارم . عوضش دوست دارم با شاگردام رفیق باشم ومن هم ازاونا کلی چیز یادبگیرم .هعی . ممنون ازتبریکت گل نازنینم خوشحاااال شدما
سلام به روی بهتر از ماهِ شماحریم بانوی بهشتی ام خداوند به شما و عزیزان عزیزتون، سلامتی و طول عمرباعزت عنایت کنه من ام با شما موافقم.امیدوارم این سیستم استرس زای امتحان و نمره،برچیده بشه و هیچ شاگردی غصه ى نمره و قبولی نخوره.وقت گرانبهای معلم ،پای تصحیح ورقه ها صرف نشه.روزگار گل بلبل شه و بچه ها از استرس...دلپیچه نگیرین و با معلم شون رفیق فابریک شن عزیز دلین حریم بانوی بهشتی،خانم معلم گلجووون دلت سلامت باشه و درکنار عزیزان گل تون همیشه خوب و خوش باشید
سلام عزیز دل خوبی؟ می دل توسه لرزنه انقدر دلم تنگ شده برات
سلام به روی بهتر از ماهِ شما،عزیز دل و جانم چه عرض کنم!والله.الهی شکر می دونم.اخه می دیل ویشتر توسه لرزنه،... قربان تاسیان دل بودنتونمی دل ام خیلی دلتنگِ...نگو بزرگ شدم،نگو که تلخه...نگو گریه دیگه به من نمیاد...
با درود من شاگرد تنبلی بودم هر سال تجدید می شدم البته دوره ی دبیرستان تا اینکه کلاس دهم دبیرستان را عوض کردم مدیر دبیرستان همه را به لفظ آقا صدا می کرد و شخصیت برای دانش آموز قائل بود در حالیکه دبیرستان قبلی توهین به دانش آموز و آدم حساب نشدن عادی بود همین عزت و احترام به شخصیت ها باعث شد سه سال بعد من شاگرد ممتاز بشوم
درود بر شما بله،تکریم و خطاب کردن محترمانه،نوعی تجلیل از شخصیت شاگردانِ،که علاوه بر جذب قلوب،اعتماد به نفس رو در وجودشون تقویت میکنه ؛و در کمال شخصیت شون بسیار موثرِ.و همان طوری که شما فرمودین،همین برخوردهای شایسته_ با شاگردان(عزت و احترام؛مهربانی و عطوفت)باعث میشه که، دل و ذهن شاگردان؛با تمام وجود پذیرایِ آموخته های معلم باشه
چه عکس قشنگی عجب طبیعتی؟؟ معلمی اگه بخوای درست و با وجدان انجامش بدی یه شغل به شدت پر مسولیت و طاقت فرسایی هست ولزوم ادامهدادنش عاشق معلمی بودنه
متاسفانه نمی دونم ؟کجای ایران عزیزِکه اینجور قشنگِ.
بله کاکو جایی خواندم، نخستین و اساسی ترین نشانه معلم نمونه،برخورداری او از سوز و گداز<<انسان سازی>>است.این افراد عاشق تربیت هستند. انسان ها به طور فطری عاشق کمال هستند.وبی اختیار در برابر کمال به خضوع درآمده،جذب آن می گردند.وقتی شاگردی جذب کمالی از کمالات معلم شود،به سوی آن کمال و صاحب کمال کشیده خواهد شد.تغیرات اخلاقی،با گفتارو پند و اندرز صورت نمی پذیرد،بلکه کردار انسان هاست که موجب دگر گونی در دیگران می گردد.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
این عکس منو یاد شعر شاهین میندازه:
ببین ، داستان درختی که تبر شده منم
اون قد خط زدن رو تنمون ،دفتر شدم
به خیرشون امیدی نبود از اول
منم ریشه رو زدم براشون شر شدم
قسمت گیلکیِ این شعر ام قشنگِ

ممنون از حضور تون.
اگه اشتباه نکنم این عکس رو در نمایشگاه عکس رشد دیده ام؛ و احتمالا تالش باشه.
خیلی دوست دارم تو یه محیط بکر تدریس کنم.
شما سالهاست هر زنگ ، یک کلاس دانش آموز رو مدیریت میکنید.ولیکن وقتی شما می فرمایید تالشِ،حتما تالِش!(میگن ییلاق تالش_ماسال_اولاسبلانگاه(بهشت مه آلود)_ خیلی بکرو قشنگِ)


امید که به اذن خداوند،محیط بکر براتون محیا بشه.همیشه سلامت باشیدو
برکت عشق (تدریس)شما دایم برمتعلم ها باد
هرچند این عکس و محیط اطراف اون بسیار زیبا و هنرمندانه است اما من نمیخوام از زیبایی این عکس تعریف کنم ، و تعریف و تمجید از زیبایی عکس رو به مخاطبان دیگر می سپارم ، من می خوام انتقاد کنم :
این عکس مصداق بارز همان عکاس و کارگردانی است که کودک دست فروش کنار خیابان را سوژه عکاسی و فیلمنامه هنرمندانه خود می کند و پس از تحسین و تشویق های بسیار در فستیوال ها و جشنواره ها ، اما باز هم آن کودک در حال دستفروشی است و همه برای آن فیلم و عکس دست زدند اما هیچکس حواسش به دستفروش بیرون سینما نیست و این چرخه ادامه دارد...
در کشوری که سومین صادر کننده نفت جهان است و دومین صادر کننده گاز و ... دیگر نباید هیچ دانش آموزی در فضای به اصطلاح هنرمندانه طبیعت ، بدون امکانات مناسب نظیر تخته سیاه و گچ بنشیند و درس بخواند.
کما اینکه اهالی کشور امارات متحده عربی زمانی که در کپر زندگی می کردند ما صنعت نفت و ذوب آهن و فولاد داشتیم ، اما امروز امارات با استفاد از همان موهبت خدا دادی نفت از هیچ برای خودش همه چیز ساخت و کویر سراسر خشک امارات را قطب اقتصادی جهان کرد و از آب دریا برای خود خشکی می سازد ، اما ما به زور و اجبار مناطق مختلف کشور را بدون امکانات کافی نگه داشته ایم و اسم خدمت کردن در آن مناطق را هم گذاشته ایم جهاد و دارای اجری عظیم...حاشا و کلا...
گذری به ابیات ترانه ( شمالم تا جنوبم عشق ) از جناب نصرالله معین می زنم که میگه :
...کسی که فرش می بافه نباید رو حصیر باشه...
انتقادات شما درست و

بجاست.من هم با شما موافقم.دوست و همسایه ی فوق لیسانسه ی خودم،یه مادریه که،تو خیابون مطهری دس فروشِ.
امید که میم مشکلات مملکت مون برداشته بشه...
*احتمال اینکه،این تصویر گویایِ یک روز در طبیعت باشه قویِ.
*صحبت این تصویر و
عنوانش..، سر عشق بود.عشقی که شهید رجایی فرموده بودن...
و خیلی ممنون که ،پایان انتقاد بجا،..ازعشق گفتین
سلام خاخور جان .عکس زیباییه واقعا اما هیچوقت اینطوری نتونستم تدریس کنم ینی شرایطش پیش نیومده .
ودیگه غصه نمره رو نداشته باشن .



منتها اوایلی که مارو روستاهای دور مینداختن خیلی سختی هارو متحمل شدیم وبسی برای ما زجر اور بود اما خداروشکر تحمل کردیم وتمام شد بازم خداروشکر که لا اقل تونستم ایثارگرانه خدمت کنم گرچه خیلی خیلی کم بود .اما الان گاهی به سرم میزنه برم همون روستاهای دوردست که بچه هاش نه نت دارن نه گوشی که بیان توکلاسامون شرکت کنن وفکر کنم خیلی غصه میخورن .اما چاره چییه .لا اقل میتونم خیالشونو راحت کنم که امسال رو قبولن
باخودم فکر میکنم این سیستم نمره دهی وامتحان معلمارو ازخودبیخود وعاصی میکنه .یه قدرتی تو این نمره دادن هست که معلم رو تبدیل به یه غول میکنه چیزی که من اصلا دوست ندارم .
عوضش دوست دارم با شاگردام رفیق باشم ومن هم ازاونا کلی چیز یادبگیرم .هعی .
ممنون ازتبریکت گل نازنینم خوشحاااال شدما
سلام به روی بهتر از ماهِ شما
حریم بانوی بهشتی ام













جووون دلت سلامت باشه و







خداوند به شما و عزیزان عزیزتون، سلامتی و
طول عمرباعزت عنایت کنه
من ام با شما موافقم.امیدوارم این سیستم استرس زای امتحان و نمره،برچیده بشه و
هیچ شاگردی غصه ى نمره و
قبولی نخوره.وقت گرانبهای معلم ،پای تصحیح ورقه ها صرف نشه.روزگار گل بلبل شه و
بچه ها از استرس...دلپیچه نگیرین و
با معلم شون رفیق فابریک شن
عزیز دلین حریم بانوی بهشتی،خانم معلم گل
درکنار عزیزان گل تون همیشه خوب و
خوش باشید
سلام عزیز دل


خوبی؟
می دل توسه لرزنه
انقدر دلم تنگ شده برات
سلام به روی بهتر از ماهِ شما،عزیز دل و
والله.الهی شکر


می دل ام خیلی دلتنگِ...

نگو بزرگ شدم،نگو که تلخه...نگو گریه دیگه به من نمیاد...
جانم
چه عرض کنم!
می دونم.اخه می دیل ویشتر توسه لرزنه،...
قربان تاسیان دل بودنتون
سلام دوباره
پیامم ادامه داشت نمیدونم چرا نصفه اومد
علیکم سلام
بلاگ اسکای شور شو درآورده
سلام، تصویر بسیار زیبا و چشم نواز
سلام ،

قربانت؛
خیلی ممنون از حضور عزیزشما
.
*اگر ما به یک چالش بر اساس شرطی شدن قدیم پاسخ بدهیم ،پاسخ ما ،مارا توانای
فهم چالش جدید نخواهد کرد.
http://telon4.blogfa.com
درود برشما

سپاس از حضور گرامی تان
با درود
من شاگرد تنبلی بودم
هر سال تجدید می شدم البته دوره ی دبیرستان
تا اینکه کلاس دهم دبیرستان را عوض کردم
مدیر دبیرستان همه را به لفظ آقا صدا می کرد و شخصیت برای دانش آموز قائل بود
در حالیکه دبیرستان قبلی توهین به دانش آموز و آدم حساب نشدن عادی بود
همین عزت و احترام به شخصیت ها باعث شد سه سال بعد من شاگرد ممتاز بشوم
درود بر شما



بله،تکریم و خطاب کردن محترمانه،نوعی تجلیل از شخصیت شاگردانِ،که علاوه بر جذب قلوب،اعتماد به نفس رو در وجودشون تقویت میکنه ؛و در کمال شخصیت شون بسیار موثرِ.و همان طوری که شما فرمودین،همین برخوردهای شایسته_ با شاگردان(عزت و احترام؛مهربانی و عطوفت)باعث میشه که، دل و ذهن شاگردان؛با تمام وجود پذیرایِ آموخته های معلم باشه
استفاده بردیم از تیتر، کامنت مهرداد و پاسخ شما به ایشان
خیلى ممنون از لطف بسیار شما.

عنوان از سیدعلی صالحی ست.
چه عکس قشنگی
عجب طبیعتی؟؟
معلمی اگه بخوای درست و با وجدان انجامش بدی یه شغل به شدت پر مسولیت و طاقت فرسایی هست ولزوم ادامهدادنش عاشق معلمی بودنه
متاسفانه نمی دونم ؟کجای ایران عزیزِ
که اینجور قشنگِ.

بله کاکو
جایی خواندم،
نخستین و اساسی ترین نشانه معلم نمونه،برخورداری او از سوز و گداز<<انسان سازی>>است.این افراد عاشق تربیت هستند.
انسان ها به طور فطری عاشق کمال هستند.وبی اختیار در برابر کمال به خضوع درآمده،جذب آن می گردند.وقتی شاگردی جذب کمالی از کمالات معلم شود،به سوی آن کمال و صاحب کمال کشیده خواهد شد.تغیرات اخلاقی،با گفتارو پند و اندرز صورت نمی پذیرد،بلکه کردار انسان هاست که موجب دگر گونی در دیگران می گردد.