"وقتی مادربزرگ داری،انگار یک ارتش پشت سرت داری.
این بزرگترین امتیاز یک نوه است:اینکه بدانی یک نفر همیشه طرف تو است، هرچه پیش بیاید.حتی وقتی اشتباه میکنی،درواقع،مخصوصا وقتی اشتباه می کنی. . . "
#فردریک_بکمن
رحمت خدا بر اموات شما
بزرگ ترین امتیاز بنده ام این بوده که،پدربزرگ همیشه طرف من بود.با این تفاوت که.. گاهی با صلاح سرد.گاهی گرم.
گاهی با تفنگ بلوطی رنگ.گاهی با داس فولادی.
پدربزرگ وقت قدم زدن،همیشه مسلح بود.
پدربزرگ عصا نداشت.
یک چتر دسته عصایی زغالی داشت. یک چکمه، ویک کفش هشت ترک و یک کت با جلیقه و شلوار سُربی رنگ داشت.گاهی کفش اش را می پوشیدم و ...چتراش را دست می گرفتم و...مثل پدربزرگ راه می رفتم.
قدیم ها هوای گیلان مثال نو عروس خلیل،..دم به دقیقه دلتنگ خانه ی پدری ،پدراش میشد.وآدم از دیدنش هزارو یک سال دلتنگ اجداد ندیده اش میشد.
پدربزرگ بعد بستن بند کفش اش،چتر به دست می گفت؛اللهى به امید تو!
وبعد ... حرکت می کردو از پله های ایوان پایین می رفت.....
وآنقدر می رفت و می رفت،..تا ناپیدا می شد....
آمدن خوب است.آمدن مثال آن بیت منوچهری است.آمدن ها یعنی؛" نوروز روزگار نشاط ست و ایمنی....
خوشی و خرمی
شادی و شادمانی
سرور و سر زندگی و زنده دلی ...؛ نشاط نوروزی بر شما بادا همیشه.
اولش تصویر رو از دور دیدم. فک کردم تجمع مرغها، ازین شخصیت کارتونی روباه ها هست که روی زمین خابیده!
سلام بانوجانم


روح همه رفتگان شاد و قرین رحمت الهی...
خوشحالم که خوبید
سلام به روی بهتر از ماهتون




جووونت سلامت عزیز دل ام
الهی آمین
خداوند همه ی عزیزان رو ام حفظ بکنه...
فدا مدای گل دخترم
:))
همون اولش یاد هیراد افتادم!
یه بازی با هم داریم که هر بار مثلا سر به سرش می ذارم، مادربزرگش رو صدا می زنه!
و کلا بساطی شده!
منانی باباجیه دوخانم:))


زنده سلامت باشند و
باشید.
تا باشه از این بساط ها.خوشی های درکنار هم بودن ها.
مادربزرگ به اتفاق همه عزیزان عزیزشون ساق سالم باشند همیشه
سلام عصر بخیر جسارتا فکر کنم تو پرشین بلاگ وب داستین درسته؟ اسم وبتون همین بود؟
سلام بر شما.وقت شما هم بخیر و نیکی.بله.پرشین وب داشتم.آدرس وب همین بود.نه.اسم وب سوزن ریز باران بود.
بله واقعا که پدر بزرگا ومادر بزرگا زمان قدیم همیشه میلح بودند چون کارشون کشاورزی و دامداری بودش وسایل کارشون سر کمرشون بود خدایشان بیامرزد همشونو ما که ندیدیم ولی برامون تعریف کردند
بله دقیقا.واین عادتی بود برای پدربزرگ.مادربزرگ اما بیلچه داشت.عاشق باغ تمیز و مرتبِ نعناع اش بودم



خداوند اموات شما رو رحمت کنه.وشما را به اتفاق عزیزان تون همیشه سلامت و شاد نگهدار باشه
با درود
ما که پدر بزرگ را ندیدیم
ولی. عکس اش نشان از دیکتاتوری اش می دهد
مادر بزرگ را اذیت می کردیم
یعنی از سیگارهایش بلند می کردم و دزدکی دود می کردم
جالبه با این روحیه سیگاری نشدم !
حالا که خودم پدر بزرگ شده ام هرچی که بهم میدن تا فاتحه بدهم جمع می کنم به نوه می دهم !
درود بر شما

پدربزرگ حلوا ارده های خوشمزه ای می خرید.
و اکثرا به من و برادرهام پول می داد .
مدل سیگار کشیدن پدربزرگ مثال دکتر مصدق بود.یعنی همیشه همین مدل سیگار دود می کرد.
بله.باتوجه به روحیه چوپان.وجدانن خداوند به ما و خانواده شما رحم کرد
چی شده کاکو باز بچهها هوس نوروز زودرس کردن
چه خوب یادتون مونده کاکو
نه بلامیسر.بچه تر از بچه ها خودمم.دل خود ام نوروز خواست
عشق..
سه حرفی ست که هرگز معنا و ترجمه نمی شود
دنیا دنیا حرف و حدیث دارد و برای هر شخص گفتار و شنیداری خاص
عشق بی پایان و هیچ حد و مرزی ندارد و آنکه عاشق شده و پای در راه عشق نهاده، می فهمد و بس!
خداوند عشق را آفرید تا که بندگانش اورا بشناسند
تا که هر کس پای در راه عشق نهاد خود داند خالق خویش و آنچه هست مابین آنهاست
تا که عاشق نشده اید و راه عشق را نپیموده اید، هرگز سخنی نگویید و حرفی به زبان نیاورید که عشق پنهان پنهان است.
(دلسوختگان)
https://ts2.tarafdari.com/contents/user259193/content-sound/donya_t_-_www.nakaman.ir_.mp3
بله،




فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام گلابی به خاک آدم ریز
از حضور سبز و عزیز شما بسیار سپاسگزارم؛آران عزیز