چشم:
پنجره ی روح،
مرکز زیبایی چهره،
نقطه ای که زیبایی فرد در آنجا متمرکز شده است؛اما در عین حال یک وسیله ی بینایی است که باید توسط یک مایع مخصوص نمکی دائما شسته و مرطوب نگه داشته شود.
بنابر این نگاه،بزرگترین شگفتی ست که انسان دارای آن است.
#میلان _کوندرا
پ،ن؛
پ.ن؛
بعضی از بچه ها،وقتی از حموم درمیان.مژه هاشون مث سبزه ی بارون خورده اس.
نیلی چشاشون ام مث غروب ارغوانیِ. که اگه.خوب تر که نگاه کنی.یعنی زل بزنی .طول بدی.رگه های سرخی محو میشه.یعنی شفاف و درخشان میشن.یعنی شب پر ستاره اس*_*
خب خب
حالا متخصص چشم شده برا ما
کجایی کاری کاکو؟متخصص سختیش میگیره دوکلوم حرف بزنه.اونی که باصبروحوصله شرح حال می پرسه و
درست راهنماییت میکنه.پزشکان همیشه عزیزِ عمومی اند.ولاغیر
چشات از نوع مرغوبه
چقدر حال چشات خوبه
کاری با شعر به قول مادرم ( بند تنبانی ) بگذریم
ولی آهنگش خوب بود
یاد آهنگ و ترانه ی دوتا چشم سیاه داری البته همین قدر یادم مونده، افتادم فکر کنم هنوز در ایران است
خدا مادرتونو بیامرزه.
دوتا چشم سیاه داری،آهنگ فریدن فروغیِ،
چشات از نوعه مرغوبه،آهنگ شاهرخ
با درود
عکس اولی شبیه بچگی های برادرم است مخصوصا آن موی بهم ریخته و جثه ی نحیف اش مهمان برادری که کتاب بر می داشت و دم در می نشست تا ما از مدرسه برگردیم
تشبیه خوبی از بچه ها از حمام در آمده بود
مغز بادام روزی صد بار باباش قربون صدقه ی چشمان عسلی اش می شه
ظاهرا ترک ها خیلی عاطفی تر نسبت به خانواده اند
درود بر شما



آخی.اون موهای بهم ریخته اش خیلی بامزه اس.به جثه اش میاد.
چه قدر خوب می بود،به اش اجازه می دادن.همان وقت می آمد مدرسه.ای کاش مدیرها و معاون ها.دست دوستی به طرف بچه ها درازمی کردن.ای کاش نهال دشمنی برمی کندن.وآن وقت جمعه به مکت آمده ها بسی بسیار بودن
سپاس از توجه شما
چشمان مغزبادوم.به لب لوچه ی بامزه اش خیلی میاد
شوهرسوسن جون.دختر عموی مامان ام.ترک تبریزیِ.ایشان هم با دختر خانم هاش خیلی عاطفی تر نسبت به برادرخانمشِ.
ره ندارد جلوه آزادگی در کوی عشق
سرو اگر کارند آنجا ، بید مجنون می شود
صائب تبریزی
درود ها و سپاس از حضور همیشه سبز و نیک تان


پستهای شما خیلی زیباست نازنین آبجی





















خیلی خیلی ممنون و مچکرم عزیز برادرجان.






















: