قشنگه میدونید همیشه خدا اولین چیزی که تو ذهنم میاد اینه که چه قدر طرف وقت صرف کرده و زحمت کشیده تا این رو تدارک دیده. نشون دهنده کدبانو بودنه ها ولی چه کنم اینجوریم دیگه به ای خاطر همیشه وقتی مهمون میشم میپرسن چی درست کنیم میگم هرچی دوست دارین و ساده باشه.
من خیلی دوست دارم صبحانه ام رو کنار اجاق چوبی بخورم. خیلی دوست دارم وقتی هوا سرد و مه آلوده بیام بیرون و آتیش روشن کنم. بعد یه صندلی بگذارم جلوی آتیش و بشینم و یه پتو هم بکشم روم.
دیالوگ قشنگی بود
خیلی ممنون از لطف تون
اتفاقا یه همچین تصویری ، توی چرکنویس منتظر منتشر شدنه
خیلی وقته فرصت نشد،که آتیش روشن کنیم و...
شما فرصت کردین،حتمن همه ی این کارهای رو که به تصویر کشیدین.. انجام بدین
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
به به
عاااالی
سپااااس

قشنگه

میدونید همیشه خدا اولین چیزی که تو ذهنم میاد اینه که چه قدر طرف وقت صرف کرده و زحمت کشیده تا این رو تدارک دیده.
نشون دهنده کدبانو بودنه ها ولی چه کنم اینجوریم دیگه
به ای خاطر همیشه وقتی مهمون میشم میپرسن چی درست کنیم میگم هرچی دوست دارین و ساده باشه.
تونیش افکار قشنگ تره کاکو گیان

"دادا کوچولو بود میگفت:بیس کوئیز میخام"
ای جانم
ان شاءالله عاقبت بخیر شه
آشپزی بلد نیستم ولی املت پختن کاری نداره که
البته املت معمولی
وگرنه املت حرفه ای که خب بلد بودن میخواد
جان ت سلامت و



وهچنین خودت و


دلت خوش:بلامیسر
الهی آمین..ان شاءالله...
خیلی ممنون از دعایی که درحقش کردی
همه ی ما...
همین معمولیش رو بلدی،به قول اجی،من هفت بار کلاهمو میندازم هوا
همیشه سلامت و
سرافراز باشی
ستاد اذیت و آزار گرسنگان
حرف حساب جواب نداره
+جسارتا اگه به ساعت پست دقت کنید،ولایت مون ،همین ساعت بساط غن ناهار(میان وعده قبل نهار)،یا قن ناهار محیاست . این پست به هوای قدیم ها و
حاظر کردنش بود .
به به

دلتون نخواد






واینکه:عزیز دلین
کاش زودتر کارم تموم شه برم املت بپزم بخورم بدجور هوس کردم

خدا وقت:خسته نباشی.

خوبه که آشپزی بلدی ،نوش جونت
سلام
دلم خواست
صبحونه خودتونه؟
املته؟ چیه؟
سلام


عههه.ببخشید ،خیلی خیلی ببخشید
نه،تصویر از نتِ.
املت و
چای و
هندونه و
بیس کوئیز=بیسکوئیت.دادا کوچولو بود میگفت:بیس کوئیز میخام:
عکس خودش گویا هست دیگه


گشنم شد
الهی




خیلی عذر میخام،خیلی ببخشید
عکس های خیلی قشنگی می گذارید.
من خیلی دوست دارم صبحانه ام رو کنار اجاق چوبی بخورم. خیلی دوست دارم وقتی هوا سرد و مه آلوده بیام بیرون و آتیش روشن کنم. بعد یه صندلی بگذارم جلوی آتیش و بشینم و یه پتو هم بکشم روم.
دیالوگ قشنگی بود








خیلی ممنون از لطف تون
اتفاقا یه همچین تصویری ،
توی چرکنویس منتظر منتشر شدنه
خیلی وقته فرصت نشد،که آتیش روشن کنیم و...
شما فرصت کردین،حتمن همه ی این کارهای رو که به تصویر کشیدین.. انجام بدین