دیگرگون بیدار میشویم
ناگاه،دیزنی افسون فرو می نهد
پاریس از شور باز می ماند
نیویورک دیگر برپا نیست
دیوار چین
برج و باور نیست
ومکه تهی ست
آغوش ها و بوسه ها تیغهء مرگند
و گریز از یار و والدین
نشان مهرورزی است
یکباره میبینی زیبایی و زور و زرها
بی ارزش است
و نمی تواند اکسیژنی را
که برایش پرپر میزنی فراهم کند!
هنوز جهان
زندگی و زیبایی خود را داراست
اما انسان را به قفسی واسپرده است؛تو گویی
پیامی برای ما دارد:
<<به شما نیازی نیست.
آب،خاک،آسمان و هوا،بدون شما سر پاست.
پس اگر باز آمدید،به یاد بیاورید که
مهمان منید نه سرور من!>>
#رم کرونا زده _شعری از _رمان نویس ایتالیایی_فرانچسکا ملاندری _ترجمه _مسعود طوفان
*تصویر بالا نمایی از شاهکار معماری روم باستان "کولوسئوم"در غروبی زیباست.