فقط اون چاییهای ردیف شده توی سینی، یکی از دغدغه های دوران نوجوانی من این بود تا سینی چای رو به مقصد میرسونم چایی ها سرریز نکنن توی سینی خصوصا موقع مهمون داری
آخی.عزیزم شکر خدا ما از این دقدقه ها هیچ وقت نداشتیم/نداریم.چرا؟چون سینی چای توسط برادرها،حتی پدر جان!صحیح و سالم به مقصد می رسیدو می رسد: خنده:
دلم ضعف رفت، مخصوصا برا سبزیش
آخ.گل گفتی کاکو
به به چه حس خوبی داره عکسش
خدا قسمت که
سپاس از حضورتان
شعر " حسرت همیشگی " با هفت رأی
حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
و باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چه قدر زود دیر می شود
((قیصر امین پور))
نه
ممنون از یاد آوری تون
درود بر شما

سپاس از حضور و پاسخ تان
سلام نیمه شبتون بخیر ممنون از تشریف فرمائیتون . با اجازتون لینکتون میکنم شما هم اگه مایلین لینک کنین و خبر بدین
سلام بر شما

خواهش میکنم.ممنون از لطفی که کردین
سلام شبتون بخیر . تازه وبتونو دیدم به به عجب وبلاگی دارین دست مریزاد . قدم رنجه بفرمائین از وب دیار بختیاری دیدن فرمائین
سلام بر شما.ممنون.همه اوقات شما هم بخیر.
از لطف شما ممنون و سپاسگزارم.
فقط اون چاییهای ردیف شده توی سینی، یکی از دغدغه های دوران نوجوانی من این بود تا سینی چای رو به مقصد میرسونم چایی ها سرریز نکنن توی سینی خصوصا موقع مهمون داری
آخی.عزیزم


چرا؟چون سینی چای توسط برادرها،حتی پدر جان!صحیح و سالم به مقصد می رسیدو
شکر خدا ما از این دقدقه ها هیچ وقت نداشتیم/نداریم.
می رسد: خنده:
با درود
چه تصویر هایی.
حرف ندارد. !
یک TV دوستم خرید شارپ
نیم ساعت طول کشید تا دونفره کشف کردیم که چگونه روشن میشود
درود بر شما
بله،تصاویر پاییزی درخت ها،آسمان،کوچه باغ،آب جاری،..با دیدن شون چهار فصل رو تو ذهنم تصور کردم.روزهای برفی،بارونی،شب های مهتابی و سایه درخت ها،بهارو عطربوی برگچه های صنوبر ...وزش بادو..صدای برگ ها..،،،
زیبا و دوست داشتنی
الهی:خنده :
ببخیشد؛کشفیات دونفره تونو برای مغزبادوم تعریف کردین؟