<< ابرِ ارغوانی >>

<< ابرِ ارغوانی >>

سلام؛عالی ترین صدای موسیقایی نزد پروردگار محسوب می شود,...*داریوش علیزاده*
<< ابرِ ارغوانی >>

<< ابرِ ارغوانی >>

سلام؛عالی ترین صدای موسیقایی نزد پروردگار محسوب می شود,...*داریوش علیزاده*

25 نوامبر

 


این دنیایی که ما توشیم، به درد کار نمی‌خوره. قبل من و تو همه‌چیش اختراع شده. دنیای قصه تو، یه جور دنیاییه که خودت باید خلقش کنی، اگه می‌خوای بگرده، به اراده تو باید دور خودش بگرده. وقتی می‌خوای آفتاب شه، خورشید باید بتابه. وقتی نمی‌خوای، بذاره بره پشت ابرا. وقتی می‌خوای بارون بیاد، آسمون باید بباره، وقتی نمی‌خوای اراده کن بند میاد.


_ کاغذ بی خط

پ.ن



نظرات 4 + ارسال نظر
سلام چهارشنبه 7 آذر 1403 ساعت 15:51

نقد فیلم را خواندم جالب بود
و آن نوشته ی بالزاک را
الان یک فیلم دیدم
به نظرم قشنگ بود
به نام ابجد
به جز قسمت پایانی که به انقلاب خورد بقیه اش به نظرم خیلی خوب اومد

درود بر شما
ممنون که وقت گذاشتین.
والا نوشته ی بالزاک رو ندیدم؟
لینک رو چک کردم.ندیدم.
به به
ابجد
به کارگردانی آقای جلیلی
بنده ۴ بار ابجد رو دیدم‌
بله.با شما موافق ام

سلام سه‌شنبه 6 آذر 1403 ساعت 09:42

ملی و هزار راه نرفته
دیدمش جالب بود
همکاری داشتم گیسو خانمش را به دست گرفته بود و روی زمین می کشاند هوا تاریک و روشن بود
بعدا بهش گفتم این چه کاری بودی که کردی
گفت اگه این کار را نمی کردم مگه می شه دو تا زن و چند بچه را در یک خونه ی شصت متری نگه داشت ؟
مرد سه زنه ای بود
بالاخره یکی طلاق گرفت یکی فوت کرد و همان زن
که زن اولش بود باهاش مونده

درود بر شما
فرصت کردین.
https://ruban.com/post/2235/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B4-

<---اینجا هم راجبش بخوانید.
چه صحنه و
سرگذشت دهشتناکی رو تصویر کردین.
دلم برای تک تک شان سوخت.

https://razfilm.ir/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C/
از طلاق نوشتید.یاد این مستند افتادم.آن دختر کوچولویی که-دختر منشی است و
ادای آقای قاضی را در می آورد.و آقای قاضی راجب تصمیم شان می گوید:خیلی باحال است.والبته از قضاوت خانوم منشی خوشمان نیامد.
به نظرم.آدم وقتی مسئولیت کاری رو بر عهده می گیره.یعنی تصمیمشُ گرفته .تمام.
دیگه من ماندم و او نماند و
این ماند و
او رفت.منت پنت یوخ.

سلام یکشنبه 4 آذر 1403 ساعت 20:11

با درود
بنده ی خدا هم مال را باخت و هم باید دیه پرداخت کند تازه اگر خانواده رضایت بدهند
البته فکر کنم رضایت می دهند
آهنگ چینی بس زن
یادش به خیر من آن چینی بس زن ها کاملا یادمه
بیشتر قوری چینی را بس می زدند اون هم لوله ی قوری را با فلز جمع و جور می کردند
یکی از مشاغل فراموش شده
و دیگری چاقو تیز کن ها

درود بر شما
خدا کنه رضایت بدهند.
خانواده ختمی در خور مدیر عامل برایش گرفتند و
دوست و هم صنفان شان هم سنگ تمام گذاشتند.
مثلا؟ بنر همون عکس سر تا پایی-آمدن امام از پله های هواپیما؟ خاطر تان هست؟ به همان اندازه.عکس آقای دزد را بنر کردند.طبل و علم و دسته زنجیر عزاداری دراز و طویلی راه انداختند و
سبد های گل و
اصن یک وضعی.
بخدا.
و دیگری
که بنده خاطرم هست؛
تعمیر چرخ خیاطی بود.
و این خانوم های ییلاق نشین-عدس و آرد گندم دستی می آوردند.بجاش برنج می گرفتند.
و یک شغل دیگر.
یک چوب دست بود و
دو زنبیل.
روی دوش می گذاشتند و
این آبادی.به آن آبادی.مرغ و جوجه و غاز و ...خرید و فروش می کردند.
خیلی ممنون از توجه ی شما.و همچنین کامنت های همیشه خوب تان.

سلام یکشنبه 4 آذر 1403 ساعت 15:50

روز خوش
کلیپ دردناکی بود
از اینجور آدم‌ها زیاد پیدا می شه
البته الان نسبت به قدیمها بهتر شده است زدن کم هست و قهر کردن زیاد
خدا همه ی ما را براه راست هدایت کنه
و گره از مشکلات خلق بر دارد
###
امروز کلانتری بودیم به اتفاق عیال و قند عسل
اینقدر ماشین دزدی زیاد است و راه پر پیچ و خم دارد که آدم ترجیح می دهد در صورت ربایش قیدش را بزند
ماشین را زود پیدا می کنند و به پارکینگ می برند
ولی فقط یک جنازه ای از خودرو هست
و البته کلی هزینه که باید صاحب خودرو بپردازد

سلام و
سپاس،
همه ایام شما بخیر و
خوش.

خیلی ممنون از توجه ی شما.
بله؛بخشی از فیلمِ:" ملی و هزار راه نرفته"است.
خان عموی مامان میگفت.قهر هر چه طولانی تر-بهتر.میگفت وقتی قهری.زخم زبان و امر و نهی نمی شنوی.
او که می رفت.
عیالش می گفت.ااخ.اگه بدونی از دست این عموی عوضیت چه کتک ها که نخوردم. والا هر چقدر سعی می کردم.نخندم.نمی شد. از خنده ی من.او هم می خندید و
تواما باعث و بانی این وصلتُ نفرین می کرد.
نه زدن خوب است.نه قهر.زخم کلامی هم که کم از زخم زدن یا دل شکستن- نیست.به نظرم.مثل این است که.کُلت را می گذارند روی قلب و
تمام.
واین شکستن.این فروریختن .این هزار تکه شدن دل.
https://pas-music.ir/track04/14995/

این ترانه را خاله جان.به وقت گیس کردن موهای دخترک- زمزمه می کرد.
۷ روز گذشت.
۷ روزی که برابر با ۷ سال..




الهی آمین.الهی آمین و
الهی آمین
****
یا خدا
یعنی لوازم داخلی ماشینُ برمیدارن؟ مثل موتور و متعلقات و...
یه بنده خدایی-می بینه برق شون قطع شده.می ره سر کوچه.می بینه یکی بالای تیرِ-یکی ام پایین -پایینیِ فرار میکنه.این آقا هم خواسته اونی که بالایِ تیر برقِ رو بترسونه.که مستقیم به اش شلیک میکنه و
زارت.آقای دزد می افته پایین و
مرحوم میشه.
حالا این آقای بنده خدا.زندونی شده.خانواده آقای دزد هم-انگار مدیر عامل سیم .کو .از دست داده اند.
البته که.بچه برای همه پدر و
مادر ها عزیزه.ولی خوب.بچه ای که شَراش به مردم برسد.نه.
چند آبادی.از این اتفاق شادی کردند.
اگر کلانتری.یک فکر بکری برای این دزد ها می کرد.آن بنده خدا هم -الان توی زندان نبود.
با اینکه می دانستند دزد دوربین های خانه ی ما کیست و کجا سکونت دارد.ادای پیگیر بودن ها را درآوردند.ان وقتی هم که.بسیج محله.پیگیر شد.همین ها را سر گرفتن دنگ شان -رسیدند و
بین شان درگیری شد.و طبق معمول بزرگتر هاشان.ماس مالی کردند و
به قول آن ضرب المثل-علی ماند و
حوض اش=هزینه ماند و
مال باخته.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد