گفت:سالها دعا و درمان کردین.از حالا _تا خودِ صبح فردا _دعا کنید.که عمرش به دنیا نباشه.
که اگه آم ریکا هم ببرید...درمان بشو نیست.پس دعا کنید.دعا کنید.که نه خودش عذاب بکشه.نه مادرش.
ادامه مطلب ...

پذیرایی را تمیز کرده ام؛
پنجره ها. توری ها.طاقچه ها.لوسترها.مبل ها.میز و صندلی ها.و نیم تخت و تشک و بالش و کوسن ها را.
پادری ها را هم شستم.کمد و کابینت ها.ظرف و ظروف ها را هم.
هود و اجاق و یخچال را هم تمیز کردم.
مانده طاق و پله پیچ و
پنجرهاش.
و بعد
الهی به امید تو
طبقه ی بالا
حالا که می نویسم.
ساعت 22:14 دقیقه اس.
به لطف خدا.و نغمه ی پرنده ها .ابر و باد و مه و خورشید و کائنات ..بخش زیادی از طبقه ی بالا را هم تمیز و
مرتب کرده ام.
مانده دو قالی و
چند قالی چه و
تمام:)"



