-
ساقی غم فردای حریفان چه خوری. . .
چهارشنبه 25 اسفند 1400 11:20
-
ترش تره و سه شنبه ی آخر سال و باقی ماجرا
چهارشنبه 25 اسفند 1400 10:13
گول گول چهارشنبه "چهارشنبه سوری" را در گیلان "گول گول چهارشنبه می نامند" که در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود. به این منظور کاه و کولوش (=سراچین) جمع آوری می کنند سپس در 7 کوهه و در یک ردیف (و معمولا رو به قبله) می ریزند و آتش می زنند ، آنگاه با شور و اشتیاق از روی آتش پریده و...
-
یک تصویر!
سهشنبه 24 اسفند 1400 14:23
-
از گل عزیزتر،. . .
دوشنبه 23 اسفند 1400 14:36
و به قول کسایی: "گل نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت. . . پ.ن http://www.sfim.ir/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4/
-
به قول جمال ثریا ؛اگر از راه دور به کسی عشق نورزیده اید اصلا ادّعای عشق و عاشقی هم نکنید...
دوشنبه 23 اسفند 1400 14:12
پست های دکتر "و و د ی" رو که می خوندم و رسیدم به "سان فرانسیسکو" یهو پرت شدم به گذشته ها و بلند بالا خندیدم. بچه بودیم. باباجی یهو بلند میشد و می رفت سمت اورکت و مامان می پرسید:"کُ شون دری؟" باباجی می گفت:"با اجازه شما !سانفرانسیسکو!" نگاه می کردیم.باباجی جوراب و گرمکن و اورکت...
-
می دیل وا سین
شنبه 21 اسفند 1400 07:16
-
خوشا دل من...
شنبه 21 اسفند 1400 07:13
چنان تو در دل من جا گرفتهای ای جان! که هیچ کس نتواند گرفت جای تو را.... جای شما سبز؛ پری روز _ باباجی منو باخودش به سرزمینِ پدری بُرد. هوا محشر بود و خالقِ بلامیسر:* مسیرِ دالان اقاقیاها و امین الدوله ها را با گلهای وحشیِ زرد و آبی و بنفش؛ آذین بسته بود و سیه واشان در نرمه بادِ دلپذیر شنگِ بی قرار و بی سکون بودند...
-
کجا دارد خبر از ماجرا؟یعقوب روشندل...
دوشنبه 16 اسفند 1400 07:43
-
لعنت به جنگ؛لعنت...
یکشنبه 15 اسفند 1400 16:08
من از این دنیا چی میخوام یه جعبه مداد رنگی بکشم رو تنه دنیا رنگه خوبی و قشنگی....
-
و امروز پانزدهمِ اسفند ماه است
یکشنبه 15 اسفند 1400 12:40
رسول ا... (ص) می فرمایند: هرکس درختی را بکارد و بر حفظ و نگهداری آن صبر ، استقامت، و بر مواظبت و مراقبت از آن قیام نماید تا آنکه به ثمر و نتیجه برسد. به مقداری که بهره می رساند و به تعداد کسانی که از آن درخت استفاده می کنند ثواب صدقه و انفاق را خداوند متعال به او مرحمت می فرماید. خدایا یِ بوته_ نسترن صورتی، یِ بوته...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 اسفند 1400 14:50
حیات جاودان بی دوستان مرگی ست پا بر جا ! #صائب تبریزی
-
می دیل به واست!
جمعه 13 اسفند 1400 10:14
-
دیالوگ!
جمعه 13 اسفند 1400 09:55
سم (رابرت دنیرو): برای انجام کارها سه راه وجود داره: راه درست، راه غلط، و راهی که من انجامشون میدم. پ.ن بله؛ سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی به عمل کار برآید به سخندانی نیست تا به خرمن برسد کشت امیدی که تراست چارهٔ کار به جز دیدهٔ بارانی نیست...
-
یک تصویر!
چهارشنبه 11 اسفند 1400 19:50
-
گرم و زنده
چهارشنبه 11 اسفند 1400 19:41
سوسنها، سنجدها، بارانهای بیسبب و پرندگانِ سحرخیز درهی انار که خوشههای شبِ رفته را به نور بوسه میچیدند و من چقدر بوسه بدهکارم به این همه رود، راه،...! "سید علی صالحی"
-
لبخند نوازشگرت از میان مه و غبار پیداست. . .
سهشنبه 10 اسفند 1400 17:38
بوخوس https://www.musicema.com/Jalil-Shoa-Bokhous
-
سلام!
دوشنبه 9 اسفند 1400 08:44
در آن دوری و بد حالی نبودم از رُخت خالی به دل می دیدمت وز جان سلامت می فرستادم . . ."ابتهاج"
-
آتنا فی مشعر الجنون
دوشنبه 9 اسفند 1400 08:44
-
به جز تیک تاک ساعت دیواری!
پنجشنبه 21 بهمن 1400 14:19
-
یک بیت و یک تصویر!
چهارشنبه 20 بهمن 1400 08:34
سیل دریا دیده هرگز برنمی گردد به جوی نیست ممکن هر که مجنون شد دگر عاقل شود #صائب_ تبریزی
-
می دیل به واست!
سهشنبه 19 بهمن 1400 11:47
-
هزارها بار میبوسمت و باز هزار بار دیگر مدیش تو....
دوشنبه 18 بهمن 1400 09:29
پس اگر چه نمی توان خورشید را از حرکت باز داشت لیک می توان او را به دویدن وا داشت. . . #آندره _مارول . . . پ.ن به اتفاق دادا، بارسلونا و اتلتیکو مادرید می دیدیم. یهو لوییس آلبرتو سوارز دیاز پاس گل داد و دادا برگشت گفت:" ترک کرده هااا!" من ام گفتم؛"من اون نیستم!":) آیکن لبخند تمساح...
-
همین.
یکشنبه 17 بهمن 1400 09:41
... https://s6.uupload.ir/filelink/JRe1s4VNMnaS_4ab38333f4/dariush_faryad_zire_ab_128__8654.mp3
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 بهمن 1400 07:47
“کمی عشق هم خیلی بد نیست یا کمی زندگی … من برای همین به دنیا آمدم!” یک،،، هفته ی پیش حاج خسرو _بزرگِ کوچه ی بن بست دهم_به رحمت خدا رفت. دو،،، پنج ماه و چند روزِ که! لیلا رو ندیدم. سه،،، خشک شویی سر خیابون هم یتیم شد. چهار،،، الهی به امید تو! خدا را سپاس و یارب نظر تو برنگردد...؛ از دو میلیاردُ خورده ای!...
-
می دیل به واست!
چهارشنبه 13 بهمن 1400 10:11
-
برشی از شعر مسافر
سهشنبه 12 بهمن 1400 11:13
چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد: وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت. من از مصاحبت آفتاب میآیم، کجاست سایه؟ ولی هنوز قدم گیج انشعاب بهار است و بوی چیدن از دست باد میآید و حس لامسه پشت غبار حالت نارنج و به حال بیهوشی است. بشنویم https://m.soundcloud.com/alirezaghorbani/go-absent
-
همین.
دوشنبه 11 بهمن 1400 11:20
-
. . .خوشا زندگانی!
دوشنبه 11 بهمن 1400 11:12
چوپان؛ سنگ انداز، فنجان های گل گلاب_ آ خ،.... جهیزهِ مامان جان!
-
. . .
یکشنبه 10 بهمن 1400 09:40
خیره به آتشفشانِ خاموش گیلان! می شنوم https://s6.uupload.ir/filelink/mc7FMOogbOcr_2e5d4758e5/4_5789707552430229856_af2w.mp3 خوب امروز،خبری از آن همه مه غلیظی که،گاه گاهان، تمام درختان و جنگل رو دربرمیگیره؛نیست.انگار توی ارتفاعاتش_صبحگاهِانِ بهشتِ. می دیل به واست،همراه پرنده هایی که،آن سو می رفتن؛می رفتم. به خاطر پیدا...
-
چه جوری برایت دلتنگی کنم؟
پنجشنبه 7 بهمن 1400 14:24