-
همین.
شنبه 4 بهمن 1399 19:28
'هرکه نامخت از گذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار' "رودکی"
-
اول بهمن!
چهارشنبه 1 بهمن 1399 21:36
"گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار. وازنا پیدا نیست من دل م سخت گرفته است ...." پ.ن ۱؛آهنگ برف، به مناسبت بارش( هم اکنون )برف در آسمان گیلان _رشت_تقدیم به شما دوستان فرهیخته! پ.ن ۲؛دل ام .قدم زدن زیر برف خواست...
-
بدون شرح!
چهارشنبه 1 بهمن 1399 00:03
-
دورشدم و دلتنگم . . .
سهشنبه 30 دی 1399 23:59
واورس واورس به معنای پرسان پرسانِ... مثلا،شمره واورس وارس بوکوده،یعنی جویای حال و احوال تون شده... واورس.به معنای بپرسِ واورسه.به معنای پرسیده . واورسید:بپرسید. وانهء ورس=نپرس. وانهء ورسهء=نپرسیده . وانهء ورسهء گب! به معنای حرف و اظهار نظر نپرسیده اس. به نظرم کاملا طبیعیِ که آدم بابت اظهار نظری خودش و سرزنش کنه....
-
یک تصویر!(بنفشه های سرزمین پدری_۲۸ دی ۹۹)
سهشنبه 30 دی 1399 00:16
-
پونیو یِ خندان
دوشنبه 29 دی 1399 20:25
و لبخندش به او چنان جانانه بود که زن ناگهان شادمانه به خنده آمد. #داستا _یوفسکی *پیش خودمون گفتیم، تا ثانثورش نکردن.یه عکس ازش داشته باشیم*_*
-
پیرایشگاه آفتاب!
دوشنبه 29 دی 1399 00:10
فیلم کوتاه آرایشگاه آفتاب کارگردان: ناصر تقوایی یه رستم نامی بود.تهه خیابون مدرسه.۱۵ به ۱۵.با وسایل سلمونی می آمد منزل پدر بزرگ . اول مرد شریف ،بعد چوپان ، بعد دایی قلندر(برادر مادربزرگ) سر آخر پدربزرگ. به نوبت، روی صندلی چوبیِ وسط حیاط، کنار مرغ و خروس و اردک و غاز و بوقلمون و جوجه های نو پا...دور ورشون ....پیرایش...
-
شرح در ویدیو!
شنبه 27 دی 1399 16:03
-
گاهی هم باد،شکوفه های آلوچه را می لرزاند. . .
شنبه 27 دی 1399 09:34
کاری به کار فیگورِ شاعر،مقاله نویس،مترجم لهستانی "ویسواوا شیمبورسکا" ....که در سن ۸۸ سالگی،بر اثر سرطان ریه در شهر کراکو درگذشتند و .... New Smoking و ..غیره..نداریم. آمدیم .چند شعر از ایشان.پخش و پلا . زمزمه کنیم و قدری" رنگ مهربانی " بشنویم و بریم به کارها مون برسیم. " بعد از هر جنگی کسی...
-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ!
پنجشنبه 25 دی 1399 18:13
-
آخ صنم جان! . . .
پنجشنبه 25 دی 1399 09:34
پ.ن؛"آن ها که اهل صلحند بردند زندگی را. . . "
-
شرح در ویدیو!
پنجشنبه 25 دی 1399 08:57
-
آستینِ یقه اسکی !
چهارشنبه 24 دی 1399 21:00
"خلاف آنچه عقل می گوید،در لحظاتی که آدم دچار ناامیدی یا نگرانی می شود،نیاز به اعصابی آگاه و هوشیار دارد." #کوری پ.ن؛ من یک معذرت خواهی به شما بدهکارم.باید اعتراف کنم که امشب زیادی سر زنده ام.به شراب و این طور چیزها نگاهی انداخته ام. #یوجین_اونیل پ.ن؛ بله دوست عزیز.اینجانب به شعرهای کودک و نوجوان بسیار علاقه...
-
پرواز!
چهارشنبه 24 دی 1399 13:29
گفتم کبوتر جان بیا این بال ها را باز کن در آسمان نیلگون پرواز کن،پرواز کن تا دست را برهم زدم او بال ها را باز کرد در آسمان نیلگون شاد و سبک پرواز کرد از جلوه ی پرواز او گویی دل من باز شد همره او چشمان من در گردش و پرواز شد پرواز شادی بخش او شادی به جانم باز داد جان مرا در آسمان همراه خود پرواز داد "محمود کیانوش...
-
یک تصویر!
چهارشنبه 24 دی 1399 09:15
پ.ن؛بر درخت زنده بی برگی چه غم؟!...
-
همین.
چهارشنبه 24 دی 1399 00:19
خوشبختی، همچون کودکان صمیمی ماندن است. . .
-
در جستجوی تو!
سهشنبه 23 دی 1399 22:34
شب روی شانه های مردی می افتد که در حال دور شدن است . . . در کنار تاریکی او با خود رازی را همراه می برد بین خانه ها و کلیساها، زنی در جستجوی کسی است که دیگر در آنجا نیست و به خاطر تو،چه بسیارند کسانی که دیگر باز نخواهند گشت آزادی! تو سبب گریستن بسیاری شده ای بدون تو،تنهایی بسیاری خواهد بود از آنجا که زندگی هدفی را...
-
دلم خواست!
سهشنبه 23 دی 1399 11:39
پ،ن؛ موزه میراث روستایی گیلان_روستای سراوان. پ.ن؛خوشحال ام و شاکرم که ،سوگند کوچولو؛ اونقدر خانم شده که،به مامان گُلش کمک میکنه
-
همین.
سهشنبه 23 دی 1399 11:27
هر چه آدمی در خیال خود تصویر کند دیر یا زود در زندگیش نمایان می شود؛برای پیروزی در بازی زندگی باید نیروی خیالمان را آموزش دهیم. . . "فلورانس اسکاول شین" داشتم ظرف و ظروف ها رو داخل کابیت ها می چیدم. صدای صحبت شنیدم. سرمُ کج کردم. از لای در آشپز خونه. مامانم همراه یه خانم و یه پسر بچه و یه آقا .از پله های...
-
یارب نظر تو بر نگردد. . .
دوشنبه 22 دی 1399 19:02
-
دیالوگ!
دوشنبه 22 دی 1399 08:10
دانش آموز؛" آقا اجازه؟ یه آدم چجوری گاو میشه؟!" عماد؛ "به مرور" #فروشنده. پ.ن؛
-
عنوان ندارد!
یکشنبه 21 دی 1399 19:45
عشق او باز اندر آوردم به بند کوشش بسیار نامد سودمند عشق دریایی کرانه ناپدید کی توان کردن شنا ای هوشمند؟ "رابعه بلخی" پ.ن؛ در این آشفته بازار شاد.بحمدالله مدارس عشایر ماسال پابرجاست.
-
فیلم 100 ثانیه ای مسافر!
یکشنبه 21 دی 1399 12:07
-
جمعه ۱۹ دی ۹۹!
شنبه 20 دی 1399 22:49
حیاط امام زاده.با اون اندک شیب و درختای سربه فلک کشیده ى آزادِش.با اون بوته های پخش پلای نرگس و گلدون های سر مزارها. چشم نواز و آرامش بخش بود... دل ام میخواست برم ببینم توی امام زاده چه خبره؟و چه حال و هوایی احساس میشه؟؟؟ واین حس عجیب.واسه امام زاده اس؟یا اهل قبور خیلی آشنا می زنن؟؟ که یهو دختر دایی مامانم گفت؛تا...
-
عمه شهربانو به رحمت خدا رفت.
جمعه 19 دی 1399 23:01
" آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند (صبوری پیشه گرفته و)گویند:ما به فرمان خدا آمده ایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد.(بقره_آیه ۱۵۶)"
-
همین.
پنجشنبه 18 دی 1399 13:03
-
چه طنین انگیز است. . .
پنجشنبه 18 دی 1399 11:37
" چه کسی می فهمد در دل م رازی هست می سپارم آن را به خیال و. . . " . "چه طنین انگیز است تق تق پای خیال ام..." "سهراب سپهری"
-
بدون شرح!
پنجشنبه 18 دی 1399 08:08
-
دیالوگ!
چهارشنبه 17 دی 1399 20:23
ما همه مون مشکلاتی رو داریم، همه مون چیزهایی رو داریم که باهاشون سر و کله بزنیم.بعضی روزا از دیگران بهتریم. بعضی روزا متوسطیم و بعضی روزا هم فقط جا رو واسه دیگران تنگ کردیم. . . #گسیختگی. پ.ن؛
-
دلم خواست!
چهارشنبه 17 دی 1399 10:03