-
زجام وساغرخیام....
شنبه 11 آذر 1396 07:55
..... ....... تو بارانی ترین ابری که می گرید، به باغ مزدک و زرتشت. توعصیانی ترین خشمی،که می جوشد، زجام و ساغر خیام... [ شفیعی کدکنی ] * شبهای پاییز که برگهای نارون وانار و گردو...در ماتاب(مهتاب)شبان ...شنا می نمودن؛ما (منوبرادرها)در پی نقشه ای ببودیم که...مامان جان مان را عصبانی نموده...سپس به ایوان هدایت شده...از...
-
اول دسامبر...
جمعه 10 آذر 1396 07:53
~~~~~ ~~~~~~ ای نور ای جغرافیای سری که متلاشی می شود.... با تو عشق در قلب من.... شعوری کُروى دارد... [ بیژن الهی ] کسانی که معنی دوست داشتن،،عشق وایثار و خلوص را می فهمند و خوب می فهمند،،،خدا را به آسانی می شناسند. #دکترشریعتی. *ایلاهی شیمی حال و شیمی چومان حال خوب ببه..
-
یک پنجره....
پنجشنبه 9 آذر 1396 17:52
~~~~~ سوره الحجر آیه 49 ؛ (ای رسول ما)بندگان مرا آگاه ساز که من بسیار آمرزندهِ مهربانم.... ~~~~~ در خبرها خواندیم ؛ درد و دل کردن با مادر، به اندازه ی در آغوش کشیدن سطح استرس را پایین می آورد. صدای او ، (مادر)... اکسى توسین (هورمون عشق ومحبت)را بالا برده و برای فرونشاندن استرس بسیارکارآمد است... ~~~~~ ~~~~~ (ابوفتح...
-
هرمرغ جان چون....
چهارشنبه 8 آذر 1396 18:46
~~~~~~~ ~~ ~ ~~~~ هر مرغ جان چون فاخته در عشق طوقی ساخته چون من قفس پرداخته سوی سلیمان می رود.... # غزل 535 حضرت مولانا. ~~~~~ ~~~~~~ به به...؛خرم آن باغی که بهر مریمان ...میوه های نو زمستان می رسند... ....... ...... به قول (یادم نمیاد که!؟؟سعدی علیه رحمه بود!؟) تا مگر یک نفسم ، بوی تو آرد دم صبح ، همه شب منتظر مرغ...
-
واقیعت آن است که؛دیدن و شنیدن رنج هر انسانی، با داشتن اندک احساسات؛رنج عاطفی نام دارد...
دوشنبه 6 آذر 1396 11:56
~~~~ ~~~~ آدمآ توُ رنج ها شون توُ نَقس هاشون توُ درد ها شون کامل میشن... # پیام دهکردی _ مدرس فن بیان ... #برنامه پر مخاطب "هزارداستان" چندی پیش ..قسمت پنحاه و نهمینَ اش را شبکه نسیم پخش نمود... جناب دهکردی به عنوان مجری و راوی قصه حضور داشتن... راوی با آن زیر وبمِ... صدای عجیب وغریبش ؛ زندگیه پسر بچه ی...
-
کجایی پس؟……
یکشنبه 5 آذر 1396 08:49
~~~~~ ~~~~~~ ~~~~~~ یک روز جلو کلیسا نشسته بودم و داشتم به باغچه ها نگاه می کردم.آن روز باغچه های حیاط،و کلیسا پر از پروانه های آبی و زرد بود.آن روز اگر کسی به من می گفت که روی کتفم دو بال در آورده ام تعجب نمی کردم.چون آمادگی اش را داشتم ،که به موجود دیگری تبدیل شوم. ساعت چهار بعد از ظهر آیدین آمد .شکسته تر از,گذشته...
-
می زاکِ چومان...
شنبه 4 آذر 1396 16:29
~~~~~ ~~~~ سید علی صالحی؛ من با چشمان تو اندوه آزادیِ هزار پرنده ی بی راه را گریسته ام.....
-
روبه آسمان بلند....
شنبه 4 آذر 1396 07:42
..... ...... صبح پنج شنبه ای ..آسمون ولایت مون؛می زند باران به شیشه...مثل انگشت فرشته....قطره قطره...رشته رشته بود...ولیکن ؛استکان چای را پشت پنجره گذاردیم....تا نظاره گر ...آن اناربُنِ.... زیر باران ببوده باشیم .... البته ؛ همراه زمزمه ای از نوعه نازا ...خواندیم؛ خاطراتم همچو باران..در گذار از کوهساران ...حاصل این...
-
ز دام و دانه و پروازگاه و آشیان ؛فارغ...
جمعه 3 آذر 1396 11:21
~~~~~~ ~~~~~~
-
دوم آذر...
پنجشنبه 2 آذر 1396 17:44
~~~~~ ~~~~~ منتظر نمان پرنده ای بیاید و پروازت دهد، در پرنده شدنِ خویش بکوش!.... ( اندوه ،تجلی روحی است که چون برتر و آگاه تر است ،تنگی و تنگ دستی جهان را بیشتر احساس کرده است.) #دکتر شریعتی . ~~~~ ~~~ ثبت تصویر؛اواخر مرداد ماه سال جاری؛سرزمین پدری.
-
درجیک.....
پنجشنبه 2 آذر 1396 06:30
~~~~~~ ~~~~~~ هرترانه ای که درش "پنجره" یا "دریچه" داشته باشه ؛کسری از ثانیه ذهن آدم میره به سمت ،غروب و نور -روشنایی...فلضا ؛ترانه "Panjereh" رو پلی میکنیم و یاعلی به سمت دهات...(عرض کردم ذهن،یعنی تو ذهنم جناب سیاوش میخونه) ...می خوام چند روزی از چشمِ...نمومِ شهر پنهون شم...برم هم صحبتِ...
-
ابرارغوانی
چهارشنبه 1 آذر 1396 08:00
~~~~ ~~~~~ ~~~ قلبم را در مجری کهنه ئى پنهان می کنم در اتاقی که دریچه ئیش نیست. از مهتابى به کوچه تا یک خم می شوم و به جای همه نومیدان می گریم.... ~~~~ عگع پِئیز رِه وامجى هیجا نوشو! جغرزی می دیل … + شیرکوبیکس؛دنبال پاییز اگر گشتی /هیچ جا مرو/جز دل من... √آخرین فصل ،از سه ماهه سوم سال؛مبارک.
-
دریچه ای رو به شمال و...
سهشنبه 30 آبان 1396 08:07
~~~~ ~~~~ مگر چه می خواهم از وطن ؟ جز لقمه ای نان و خیالی آسوده!…… چه می خواهم.....؟ جز تکه ای آفتاب وُ بارانی که آهسته ببارد.... جز پنجره ای که، روبه عشق و آزادی گشوده شود!.... #, شیرکوبیکس پینوشت؛ ا ز آن ،سه دریچه ی گرمُ روشنِ تصویر ...به شما وآفتاب وجود تان ؛سلام می کنم. سلام ، سلام، به دریچه ای که در انتهای غم...
-
ازمیان هاتویی ها...
سهشنبه 30 آبان 1396 07:39
~~~~~ ~~~~~~ ~~~~خدارحمت کنه ؛اموات شما رو ...رادیو ؛گاهی نازنین مریمِ مرحوم ،نورى رو پخش میکنه!!،...اما من؛ای ایران ایران/ ای عشق سوزان /ای شیرین ترین رویای من /در دل و جان /تو بمان (و) زندگی-آبیِ بیکران ..را بیشتر دوست می داریم...(ایضا ترانه گیلان جان-نوشو نوشو )……روح شون شاد... ~~~برگهای جعفرى؛با طبیعت گرمی که دارد...
-
(___)
دوشنبه 29 آبان 1396 18:15
~~~~~ ~~~~~~ مرابگو ! من این سوی جهان آرزومندِ آن باشم که بخواهم بر کودکانِ عریان و گرسنه سومالی استکانی شیر شوم....بنوشدم تکه ای نان شوم....که قورتم دهد پیراهنی شوم....که بپوشدم ....,مرابگو...... ~~~~~مرا بگو___ ~~~~~ ……مرا بگو…… برای کودکانِ.... بینوا و بی کسِ سرزمین ام ... چه شوم. مرا بگو؟،… ……شیرکو بیکس……
-
قند مکرر لب خندان تان....
یکشنبه 28 آبان 1396 14:30
~~~~~~~ ~~~~~~~~ سلام ! حلولِ بهار ماه ها؛ربیع الاول ،بر همگان مبارک... +آسمان ولایت مان ؛کیپ تاکیپ ابرآلوده است...فلضا ،تصویرِداسِ مه نو ،که مزین به سرشاخه هاى درخت گردوست...آ رشیوری ِسال قبل (95)ببوده ... +امروزِ روزمون به کتاب خوانى گذشت...(زبان بدن_راز موفقیت)فلضا برشهایی که درذهن مان شلنگ تخته می زنند..باهم خوانش...
-
گل داودی...باقی ماجرا...
جمعه 26 آبان 1396 11:31
~~~~ ~~~~~~ ~~اول اینکه ؛اون تصویررو-دیشب (گل داوودی)جناب چوپان همراه ترانه جوونه فرستادن -..... ~~~~~~ ~~~~~ تصویر همون مسیری هست که؛اون سال درخت های چنارهاش رو شلم غلم کرده بودن..خندوانه و...سروصدایی شده بود بابتش...حیف.خیلی خیابون زیبایی بود...(سمت چپ تصویر همون خیابونی هست که گلی وارد رشت میشه..؛گلیجانه دردنیای تو...
-
می جان زاکان....
پنجشنبه 25 آبان 1396 16:13
~~~~~ ~~~~~ ~~~~~ من در نگاه تو ، ای خویشاوند بزرگ من، ای که در سیمایت هراس غربت پیدا ... و در ارتعاش پر اضطراب سخنت،شوق فرار پدیدار... ....... کویر-دکترشریعتی..... ~~~~~ هاروکی موراکامی؛ من فکر می کردم سال ها باید یکی یکی سپری شود تا هر بار آدم یک سال بزرگ تر شود. اما این طور نیست، این اتفاق یک شبه .... ~~~~~ مولانا؛...
-
می جانِ مار...
چهارشنبه 24 آبان 1396 17:40
~~~~~ ~~~~~ اندوهش چنان است که هر قطره اشکش به دریاچه بدل خواهد شد... من همخانه ی خودِ سیل را خوب می شناسم.... ...شمس لنگرودی.... *می=من.مار=مادر؛مادرجانِ من ..
-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ...
سهشنبه 23 آبان 1396 13:27
~~~~~ ~~~~~~~~~~
-
ازمیان هاتویی ها...
دوشنبه 22 آبان 1396 08:54
..... ...... خواستیم قبل خواب(دیشب) یک مروری به کتاب داشته باشیم...ولیکن تا اومدیم فیگورتفال مانند بگیریم.. ...دراطاق خواب ..خیلی ایوارکی ،محکم کوبیده شد به دیوار!! قلبم ریخت!! ..(انگاری یکی با لگد درو باز کرد..کسی هم؛ خونه نبود،بخاد سربه سرمونم بزاره آخه).که جرینگ، جرینگ های لوستر,.(البته یک ساعت بعد برگشتن خونه).....
-
ب رنجِ ،بج!،……
یکشنبه 21 آبان 1396 14:34
..... ...... .....سرزمین پدری (خزانه شلتوک=تُوم بیجار) ......توم بیجار،در نمایی دیگر!،…… زنان شالیکار؛ نشاء شالی،زمزمه های نازا،عطور اردی بهشتی، ... +آبان ماه و تصویر اردی بهشتی!؟چه کنیم !!، که چندروزی ...چونان تصویرِ اردی بهشتی اى ، در ذهن مان نقشین می شود...البته؛ با ،بگ گرندِ درویِ شالی ،مترسک ؛سخت دیگر گونه می...
-
وزیدنِ کرشمه ی بادُ..باقی ماجرا
جمعه 19 آبان 1396 13:20
.... ... می گوید مولیان بخوان بد جوری دلم گرفته است تیله های غلتانِ هزار حباب ریزه ریزه های راز آلود آب دنیای دنباله دارِ نور وزیدنِ کرشمه ی باد وبوی خوشِ بوسه،شکر،نوزاد. امان از آن همه هوا.... (تصویر# نرسیده به آذر95:درجوارِ نارون عزیز) [به یاد آر سینه ریزِ نزدیک ستارگان دریا را گلوی خوشبویِ نامزدِعلف عقدِ ارزان آب،...
-
ازدرون چاه جسمم،دل گرفت...
چهارشنبه 17 آبان 1396 18:56
.... ..... اغلب بهترین قسمت های زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای. منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن ،تقریبن معنایی به آن می دهد... می دانی...
-
در فراز صدم...
چهارشنبه 17 آبان 1396 08:16
..... ...... ....هوم..به قول سینا خانِ مامان مهشیدم؛اف اف... ..... سعدی علیه رحمه در غزل شماره 479فرموده: نفس را بوی خوش چندین نباشد مگر در جیب دارد ناف آهو لب خندان شیرین منطقش را نشاید گفت جز ضحاک جادو .... در مثنوی مولوی هم خواندیم؛ زآنک اول سمع باید نطق را سوی منطق از ره سمع آندر آ +در فرهنگ معین خواندیم؛علمی را...
-
ازمیان هاتویی ها...
سهشنبه 16 آبان 1396 09:49
..... ...... ....آسمان رشت، هم اکنون وارشی طور است.(تصویر آرشیوی ست)..وارش همان باران های ریزو نقره ست...همان رفیقِ قدیمی ..که همراهش می توان مصافتها... طی نمود...البته نرمه باد هم رفیق وارش است...فلضاجناب چاوشی خوانده؛منو بادو بارون...رفیقِ صمیمی !!بوی نمور خاک و...چه عرض کنم!!؟شامه مبارک تان بهتر واقف است...که چه...
-
...
دوشنبه 15 آبان 1396 18:46
... ... افلاطون می گوید؛ ما می توانیم به راحتی از ترس یک کودک ...از تاریکی چشم پوشی کنیم،…تراژدی واقعی زندگی ،……هنگامی است.. که انسانها از روشنایی می ترسند. +قصیده سلمان ساوجی؛دولتت چون آفتاب و نور و کوه و سایه اند/آفتاب از نور و کوه از سایه چون گردد جدا...
-
بسم الله نور...
یکشنبه 14 آبان 1396 22:10
...... .......(ششمین تصویر) با صدای بلند می خوانیم؛ خوش آنکه هستی من... بر بادرفته باشد.... سر تا بپای خویشم ...از یاد رفته باشد...ای دوست با من زار..(بقیه اش رو وابدیم... :)) +اولین تصویر ها دویدن است؛سر به دنبال تو در دشت دویدن و اسیر گرفتن .تو می دوی که اسیر شوی،من می دوم که اسیر بگیرم،خود چنان اسیر توام که نمی...
-
بدون شرح!
شنبه 13 آبان 1396 18:29
.... ....
-
شان و شهریار و باقی ماجرا...
جمعه 12 آبان 1396 22:05
..... ..... دارن شان می گوید؛ گاهی وقت ها آدم از اوقاتِ خوبِ زندگی بی خبرست ،تا اینکه همه چیز بَد می شود و وقتی به گذشته نگاه می کنی،می بینید چه قدر خوشبخت بوده و چقدر بی خیال....! .... ....با چشم تو از هر دو جهان گوشه گرفتیم؛مائیم و تو اِى جان،که جگر گوشه مایی...! ....خانم "بِرنیس بُژو "در نقش" مارین...