-
سرخ و مشکین های پلاسوخته ای...
چهارشنبه 8 شهریور 1396 09:38
.... ... .... .....الهی ؛نسیم جان عطر بوشو براتون بیاره ...... ..... ...... ...... .....دلتون نخواد؛سرخ و مشکین های آفتاب دیده ای بودن.بله. توی مستند های حیاط وحش..خرس ها همیشه نوک پنجه می ایستادن؛برای چیدن و مُشت مُشت تناول نمودن تمشک های وحشی...حالا سوال پیش می اومد کنار بوته تمشکی که نوک پنجه ها شون موندن و شکم...
-
بدون شرح!
سهشنبه 7 شهریور 1396 20:40
... .....
-
ازمیان هاتویی ها...
سهشنبه 7 شهریور 1396 10:21
..... ...... .... ..... چهار عدد آلو سیا و شش عددآلو قرمز ؛همراه دوقاشق شکر و نصف لیوان آب...روی شعله ملایم گذاشتیم. که نیم ساعت بعد؛مقداری چشیدیم. که چشایی مون به مخیله مون پیامی مخابره نمود که؛یه جای قضیه لنگ میزنه که!!!؟؟؟ یعنی طعم و مزه دلخواهی نشده!! آبچه.آبچ.(آبچ=بی مزه.آبچه =بی مزه اس.) مخیله از چشایی...
-
ادامه پست قبل ...
دوشنبه 6 شهریور 1396 14:50
..... ..... ...خدایا شکرت. ..... ...., ...,,, ..... ....,, ...... ..... ببینید ؛عروس بزرگه رفتن گوشی شونو بیارن(که مارو وسوسه نمایند برای نثب اینستا) .منم فرصت غنیمت شمردم و به خودم زنگ تفریح ؛جهت ثبت تصویر اهدا نمودم....که برنجزار خان عمو درو شده-باد بوی انگور پخته شده رو از بالا بلندای "افرا" میآره-یه کلاغ...
-
جمعه مان را چونان گذراندیم...
یکشنبه 5 شهریور 1396 16:07
,,,,,.... ...... .....گل زرد و گل زردو گل زرد... ......گل زرد تبدیل به طالبی شد؛) .....اونا قراره چیده بشن و خشک که شدن...آسیاب شن...که آی فلفل قرمز تندی بشوندددد..که فرهاد معتقده برای ترک زبون درازی نافع ببوده.....یعنی سپس ها... آی بچه هه بی زبون بشه( ) .....به قول سوسن جون؛دست شما رو می بوسه (؛)یعنی باید پاکش کنیم(:...
-
...
شنبه 4 شهریور 1396 23:35
..... ...... ...... ...... مرا باد دراین کوچه با برگهایم می چرخاند کولی وار دور زمین می گرداند با حنجره ای که شبانه ترین شبها را می خواند... .......چشمها را باید بست. .......ونفسی عمیق باید کشید هوم؛بوی پاییزه. پاییز... *ترسه در زبان و گویش گیلکی ،یعنی؛می ترسه. علی ترسه=علی می ترسه. آرزو ترسه=آرزو.... اما.... عزیز...
-
ادامه پست قبل ...
جمعه 3 شهریور 1396 08:20
...... ....... من اگر جایشان بودم می رفتم جائى دور و درختى کنار سایه ى آسمان مى جستم مثل همین حالا که اهلِ همین حدود آسمانم. به من و تو چه مربوط که کدام کلمهاز معانی این و آن دور است ما محبتِ مادرزادِ هزار دریائیم که پیاله ی آبی از کنار ما کافی ست تا هیچ کودکی در این کرانه سر گرسنه بر خواب شن نگذارد... ..... ........
-
دریچه و نسیم سرخوش اش ....
پنجشنبه 2 شهریور 1396 10:23
..... ......ولش گول=گل تمشک ......ولش=تمشک ..... تورش انار=انارترش ..... ......مش حسن گاو، خومام رود کنار چرسن دره=گاو مش حسن در کنارخمام رود چرا می کند. ......خان عموبجار =برنجزار خان عمو(درهر زاویه خونه ی نوه مش رمضون قابل مشاهده اس؛) ....باغ مکابج=بلال توی باغ. .....ماکابج بیجی والور سر=پختن بلال روی چراغ نفتی...
-
آبی آرام روشن...
چهارشنبه 1 شهریور 1396 07:36
..... ...... ....., پیاله آبی کنار سکو سکسکه ی پرستویی پریشان در باد و پرندگانی دیگر تشنه به رویای ابری که نخواهد بارید.... ..... در گویش گیلکی "حاج حاجی " یعنی پرستو.
-
ازمیان هاتویی ها...
یکشنبه 29 مرداد 1396 08:33
.... ..... ..... ...... .......مربای انجیر B-) .....یه خورده از اون حلیم B-) ......بح به.؛.قسم به آنان...که پفیوزان دوست داشتنی ای ببوده اند.. ما مربای انجیر دوست نداریم. ولی ولی ولی(عطربوی طباخی مش ولی حرف نداره )برای آنانی که دوست می دارن از نوعه قانونی اش را می درستیم. ولیکن ؛ اگر شما درب یخچال منزل تان را گشوده...
-
و فکر کرد...
شنبه 28 مرداد 1396 10:59
...... ...... ونور خورشید به تاریکی و بر کلام نارمیده جهان هنوز می چرخید گردِ کانون ِکلامِ خاموش قوم منا، بر تو چه کرده ام!؟ -بیژن الهی_چارشنبه خاکستر ....... یاد میوه ی ممنوع و آدم ازلی او را بخود آورد،سربرگرداند:غریو شادی ،نهر آفتاب ،سیل به هم آمیخته ی انسان و همه سرازیر به تنگه منا. نالید ؛ "من شر الوسواس...
-
اجازه آقا؟
پنجشنبه 26 مرداد 1396 17:59
..... ...... روزی روزگاری دور ،در خواب عاطفه رازی از آواز علف با من بود. من اگر می گفتم آب روسریِ کوچک ابری بر کلاله کوه کبود مایل به خاکستر می شد... ..... ......بله ریحان... "دریغا همین که بوی ریحان آمد گریبان چراغ را می گیرند ،که تو ای سوسو چرا آن شب فتیله ات لرزید ؟" *سید علی صالحی * √ حاج خانم پیغام...
-
(___)
چهارشنبه 25 مرداد 1396 00:12
..... ..... الحمد الله؛ امروز (صبح جمعه/27/امرداد/96)پدر جان از بیمارستان ترخیص شدن.شکر خدا احوال شون بهتره و-ان شاء الله وجود نازنین شان آزرده گزند مباد... وخداوند رو شاکریم؛شکر گزاررحمان رحیم بودن هایش.....خدایا شکرت و سپاس از همه ی عزیزانی که؛آیه لحاظ شده رو زمزمه نمودن...آیه مبارکِ لحاظ شده و ترجمه اش را......
-
ازمیان هاتویی ها...
سهشنبه 24 مرداد 1396 07:32
..... ...... ...... ...... کته در حال دم کشیدن. ......غوره مسما در حال قانونی شدن(شعله اش رو دوشکاتم تا بخارتنفسش قطع بشه....جهت ثبت تصویر؛) ...معمولا مرغ غوره مسما رو توش میریزن؛که ما دوست داریم؛مرغه زعفرون مالی شده...با روغن وشعله کم...ترد بشه...البته که سر سفره مسما و مرغ؛هرکدوم در ظرف جدا ببوده هستن؛یعنی ادغام شون...
-
بدون شرح!
دوشنبه 23 مرداد 1396 15:29
..... ......
-
فیبی عزیز..2
یکشنبه 22 مرداد 1396 10:17
.... ..... از موضوعی که سردر نیاوردم این بود که چمدان گنده ای گرفته بود دستش. داشت از طرف خیابان پنجم می آمد و آن چمدان گنده لعنتی را هم با خودش می کشید.زورش هم به آن نمی رسید.موقعی که نزدیکتر شدم، دیدم که چمدان کهنه خودم است ، همان که وقتی توی مدرسه ووتون بودم ،داشتمش. هرچه فکر کردم سردرنمی آوردم که فیبی می خواهد آن...
-
از انعکاس اندوه آسمان مگر ؛مژه ی مرطوب تو را ببوسم...
جمعه 20 مرداد 1396 18:56
...... ...... بعد از ظهر لیمویی را شب می کنم در باغ موسیقی با چتری از شعر و بارانی از آفتاب لبانش آخرین کلام در زیبایی ست وچشمانش آسمان را به رقص می خواند می خواند ،می خواند با چشمانی از شراب و لبخندی از نیشکر می خواند و می دانم ،می دانم می دانم که دستی هست که بعد از ظهر ها را قهوه ئى مى کند می دانم که عشق از قوس و...
-
برداشت محصول(96)
پنجشنبه 19 مرداد 1396 20:27
..... ...... ...... ..... ...... ..... .... ...... ..... ..... آه.... روستای آدمی روستای بزرگ تر از قصه های بومی قصه های بومی زمین... * زنده یادشیون فومنی * ..... ...... ....... ...... .... ..... خدایا شکرت...
-
...
سهشنبه 17 مرداد 1396 17:17
.... ..... ای دل سر مست،کجا می پری؟ بزم تو کو؟باده کجا می خوری؟ مایه هر نقش و ترا نقش نی دایه هر جان و تو از جان بری صد مثل و نام و لقب گفتمت برتری از نام و لقب ،برتری چونک ترا هر دو جهان خانه نیست هر نفسی رخت کجا می بری ؟ نقد ترا بردم من پیش عقل گفتم ؛<< قیمت کنش ای جوهری صیر فی نقد معانی تویی سرمه کش دیده هر...
-
ماه منیرِ در...
دوشنبه 16 مرداد 1396 21:48
..... ...... ماه خیالاتی چنان به آرامی گوسفندان را بر انداز می کند که گویی هرگز صدای سگ گله را در تاریکی نشنیده است جنگل دست های خود را برای دزدین ماه دراز کرده است مهتاب سراسر شب رود خانه را شستشو می دهد.... +کیومرث منشی زاده -ماه خیالاتی . ...... تصو یر نخست از برای چند هفته ی گذشته اس.وتصویر دوم جهت تماشای ماه...
-
در دستهای کودکی ام...
یکشنبه 15 مرداد 1396 16:44
..... ...... پدر نماز وحشت خواند و بعد که هوا گرگ و میش شد ،بی آن که با کسی حرف بزند به حیاط رفت. در زیرزمین را با لگد گشود ،و درست در لحظه ای که خورشید از تیرگی در آمد ،آن اطاق را با تمام اثاثیه و کتابهایش به آتش کشید. روی لکه ی سیاهی که کنار حوض از ماه ها پیش مثل عنکبوت سیاه لش خود را پهن کرده بود،قدم میزد ومیگفت؛...
-
ناحیه مغموم موازی...
شنبه 14 مرداد 1396 18:49
....... ....... ...... ....... او که می گوید خطوطِ خسته ی موازی هرگز به آن بوسه مشترک نمی رسند چیزی از امتدادِ حوصله ی نقطه ها در خوابِ سر بسته این دایره نمی داند، ورنه می فهمید مخفی ترین مگوهای پرگار در گردشِ نابهنگام ِکدام حادثه پنهان است. اگر پروانه از اشتیاقِ عجیبِ رهایی نبود چطور می توانست در وَهمِ خاموش پیله از...
-
نور علی نور...
جمعه 13 مرداد 1396 08:29
..... ...... در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آیینه شاهیست غباری دارد ازخدا می طلبم صحبت روشن رایی کرده ام توبه به دست صنم باده فروش که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج نرود اهل نظر از پی نابینایی شرح این قصه مگر شمع بر آرد به زبان ورنه پروانه ندارد...
-
فرصتی برای سجود نشانه ها...
پنجشنبه 12 مرداد 1396 09:17
...... ........ تو به تحریک فلک فتنه دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام.... ..... ..... ...... ..... ...... ..... پینوشت؛ خواستم غزل (311 ) فروغی بسطامی رو کامل بنویسیم...بعد فکر کردم (تو فکر هم میکنی؟)شاید دلتون نخواست و از حوصله ی مبارک تان خارج... دوباره فکر کردیم (تو فکر هم می کنی!؟) شاید بسان ما...پیگیر یک...
-
بدون شرح!
پنجشنبه 12 مرداد 1396 00:04
.....
-
(___)
چهارشنبه 11 مرداد 1396 17:54
...., ...... گویند برو تا برود صحبتت از دل ترسم هوسم بیش کند بُعد مسافت.... ..... ......یشمی جهت چکاب ؛رفته بود؛ فری مکانیک ببینتش... ......که الحمدالله مورد خاصی نداشت و حال احوالش اوکی هست B-) ..... القصه ؛هفته قبل تر ؛همون هفته ای که آقای برادر زاده نزد ما بود.. موقع برگشت از خونه ی آقاجان اینا...اومدیم از فرعی...
-
...
چهارشنبه 11 مرداد 1396 08:38
.... .... ..... ..... ..... ..... ..... .....
-
دیوانه را مگر مقصدی هست!؟……
سهشنبه 10 مرداد 1396 15:51
...... ....... زندگی همچون بادکنکی است ؛ در دستان کودکان..... که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد. *محمود خان دولت آبادی * ...... تب اگر چه تن را نزار می کند...اما گرمایی دیگر گونه می بخشد...عشق اگر چه می سوزاند؛اما جلای جان نیز هست..لحظه ها را رنگین می کند...سرخ، خون را داغ می کند.آفتاب است. فراز و...
-
چواش و دوست فیلسوفان...
دوشنبه 9 مرداد 1396 16:28
...... ...... .....برگ تاک (رزبرگ) ..... ....عنکبوت چه تاری جهت شکار سنجاقک تنیده :/ .... .... چواشستان یکی از جمهوری های خود مختار روسیه است.که پایتخت آن شهر چاباق سر ببوده.ولیکن جمهوری چواش در روسیه مرکزی قرار دارد که یکی از مناطق متراکم از دیدگاه جمعیت در روسیه است...که مردم چواش یکی از گروه های قومی ترک تبار که در...
-
***
یکشنبه 8 مرداد 1396 23:45
..... ...... خوابیدی بدون لالایی وقصه بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه دیگه کابوس زمستون نمی بینی توی خواب گلای حسرت نمی چینی دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه جای سیلی های باد روش نمی مونه دیگه بیدار نمی شی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی رفتی و آدمکارو جا گذاشتی قانون جنگل و زیر پا گذاشتی اینجا قهرن سینه ها...