-
"یک آن شد این عاشق شدن"
پنجشنبه 12 مهر 1397 09:23
#عنوان از؛آقای طاها
-
من آن ابرم که می خواهد ببارد....
چهارشنبه 11 مهر 1397 20:53
7:30 دقیقه صبح ؛نبشِ کوچه پایینی ،سرویس می ایسته... صبح امروز؛سرویس دیر کرده بود....(منظور صبح دیروزِ) لذا خانم همسایه نبش کوچه ای،تشریف آوردن و باهم گپ وگفت کردیم... وهمان طور که مشاهده میکنید؛به انضمامه گپ و گفت سوغاتی هم گرفتیم ؛و خدا می داند که!! چقدر ذوق کردم:) ****جای شما سبز،امروز مه صبحگاهی داشتیم.... اون گل...
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
سهشنبه 10 مهر 1397 21:53
-
آبی آرام روشن...
سهشنبه 10 مهر 1397 15:59
فراسوی نیک و بد آسمان آبی است آبی # عباس_کیارستمی. # آسمونِ رشت؛هم اکنون کیپ تا کیپ ابری ست.من اما آبی میبینم :آبی آرام روشن:)
-
ما درسِ سحر در رهِ میخانه نهادیم...
دوشنبه 9 مهر 1397 22:40
چو لب به خنده گشاید؛ گشاده گردد دل.... #حضرت_مولانا #خوب... ؛هرچهارتا پنجره- های خانه رابازکردم.هوای خنگ و نویی جریان پیدا کرده است...ازآن مدل خنکای دلچسبی که خیلی دوست دارم... که توام آوای مرغ عشق( همساده) همراه عطر بوی برگ های ریخته شده ی پای درختان؛ درفضای منزل می شنوم و می بویم و؛ احوال مان حماسی شد.و به عبارتی...
-
پنجره ی بازو غروب پاییز؛......
دوشنبه 9 مهر 1397 08:12
هروقت مشکلی داشتی زنگ بزن هروقت مشکلی داشتی که کوه از تکلم آن عاجز بود بی خبرم نگذار من بعد از مرگ باز هم حوالی تو پرسه میزنم... # سید _ على _صالحى. **** **** غروب و نگاه دوخته راننده از پنجره ی کنار دستش به سوی غرب. زوزه تک نواخت موتور ماشین و صدای چرخش لاستیک های پهن روی آسفالت خیس. لیز خوردن خط کشی های منقطع کف...
-
بدون شرح!
یکشنبه 8 مهر 1397 15:59
-
مقدار یارهمنفس چون من نداند هیچ کس؛ماهی که برخشک اوفتد قیمت بداند آب را...
شنبه 7 مهر 1397 19:56
***** ***** **** **** **** آیا کسی نشسته است پشت ابر که نی می زند یا سه تار نمی دانم! آوازی، اما یک آواز؛ از گوشه ی آسمانِ جمعه می ریزد.... #بیژن_نجدى #عنوان؛سعدی علیه رحمه.
-
همان عنوانِ ؛تو که نازنده بالا دلربایی...
پنجشنبه 5 مهر 1397 22:44
در کمالىت حسنت نرسد درک عقول... هرچه در خاطرم آید تو از آن خوبتری.... # خواجوی_ کرمانی.
-
اواسط مهرماهِ اول دبستان...
پنجشنبه 5 مهر 1397 22:41
*مامان جان از کفش ملیِ روبرویِ اداره کل آموزش_پرورش استان- یه دونه نیم بوت قهوه ای برام خریده بود. از رنگش خوشم نمی آمد.اما از پاشنه ی مربعی اش و آن شیب ملایمی که آدم زمان راه رفتن احساس می کرد ؛خوشمان آمد:) اصن یه اعتمادبنفس باحالی ساتع می کرد که نگو:)) . . . *از سه سالگی به این طرف -سوسن جون رو بیاد دارم.دخترعمو...
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
پنجشنبه 5 مهر 1397 08:19
-
زلف مشکین تو یک عمرتأمل دارد...
سهشنبه 3 مهر 1397 14:13
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ ،من سگش چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم... #رضا_براهنی. #تصویر؛ سوسن تسلیمی در "چریکه ی تارا"فیلمی از بهرام بیضایی. #عنون؛صائب تبریزی.
-
الی ربها ناظرة
دوشنبه 2 مهر 1397 08:16
جان بِفِشانم زِ شوق، در رهِ باد صبا؛ گر برساند به ما، صبحدمی بوی دوست... # امیر خسرو دهلوی #چقدر امروزآسمون آبیِ -آبیِ آرامِ روشنِ:) **** **** **** **** **** **** #چند تصویر از تعطیلات.
-
همین الان یهویى؛شو باش ماجان
یکشنبه 1 مهر 1397 23:41
-
پیاده روی در خیابانِ....
یکشنبه 1 مهر 1397 19:31
پاییزکوچک من، گنجایش هزار بهار، گنجایش هزار شکفتن دارد.... # حسین_منزوی
-
روز اول
یکشنبه 1 مهر 1397 18:08
توی ذهنم شروع کردم به چرخیدن... پرکشیدم به سالهای دور،.... روز اول دبستان. میرزا عبدالله؛پسری که کت و شلوار سرمه ای تنش بود، من هم کت و شلوار سرمه ای داشتم. شاید به خاطر همین شباهت در صف کنار یکدیگر ایستادیم و توی کلاس هم؛ پیش هم نشستیم. همان روز هم بود که ؛زنگ تفریح از جیبم یک مشت بادام و کشمش در آوردم و تا شروع کردم...
-
بدون شرح!
یکشنبه 1 مهر 1397 08:14
-
از رنگین کمانِ بهاریِ تو...
شنبه 31 شهریور 1397 00:01
از انسانی که توئی قصه ها می توانم کرد غم نان اگر بگذارد..... #شعرو عنوان؛احمد شاملو. #غروب عاشورا؛مابین مرد شریف و اَجی نشسته بودم و؛شهد شهادت آقای معتمدی رو گوش می کردم. مردشریف گفت؛انگاری غروب جمعه اس. (تو دلم گفتم؛غروب جمعه!!؟ به وحیِ الهی،به قرآن جاری/به تورات موسی و انجیل عیسی/بسی پادشاهی کنم در گدایی؛لبخندم...
-
آواز ماهی و خواب یونس
چهارشنبه 28 شهریور 1397 13:48
{و هو معکم أین ما کنتم } و او ( خداوند )باشماست؛ هرجا که باشید..... #کلام حق؛ سوره حدید_آیه 4 #تصویرپُست؛.... "آواز ماهی و خواب یونس" تازه ترین تابلو از سید علی صالحی. اکریلیک ۱۷۰*۱۰۰ سانت ....... ..... کهکشان و مولانا؛تازه ترین تابلو سید علی صالحی من همه این سال ها هر از گاه که خوابت را می بینم، می بینم باز...
-
بدون شرح!
سهشنبه 27 شهریور 1397 17:48
-
به سپیده دم سوگند...
سهشنبه 27 شهریور 1397 06:43
هیچکس وهیچ چیز، بر زنی که باخواندن کتاب و شعر؛گوش دادن به موسیقی و نوشیدن قهوه،حالش خوب می شود،... پیروز نخواهد شد...! # جبران _خلیل جبران #عنوان ؛والفجر. پ.ن؛عطربوی قهوه خوبِ...امانوشیدن چای خیلی خوب تره:))
-
درهمین حد ...
دوشنبه 26 شهریور 1397 19:23
نیامدن هزار دلیل می خواست وآمدن،یکی: دلتنگت بودم... #سید_ علی _صالحی ##خلاصه اینکه ؛ این بلاگ اسکای چندی ست که...مثال نو عروس ها شده ... یعنی طاقچه بالا میزاره... وگرنه ؛ما که دل تاسیانِ ابدویک تان هستیم ❤
-
____
دوشنبه 26 شهریور 1397 16:56
انسان های احمق، نه از کتاب خوششان می آید نه از فیلم های مفهومی ونه هرچیزی که آن ها را وادار به تفکر کند! #نویسنده ى فرانسوى_آندره_ژید پ.ن؛تصویرِ دو بازیگر عزیز درفیلمِ "برادرم خسرو"به کارگردانی احسان بیگلری.
-
همین.
یکشنبه 25 شهریور 1397 10:19
کلام حق؛ بسا چیزی را ناخوش داشته باشید که آن به سود شماست.... و بسا چیزی را دوست داشته باشید که زیان شماست... وخدا می داند و شما نمی دانید.... # بقره _آیه 216. #الهی شکر؛خدایا شکرت❤
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
شنبه 24 شهریور 1397 12:17
-
فقط می خواهم کمی بخوابم...
شنبه 24 شهریور 1397 12:12
تا زمانی که یاد نگیرید چگونه با افرادی که با شما موافق نیستن صبور باشید؛ نه شاد خواهید بود ونه موفق! # ناپلئون _هیل #یادمه وقتی آقاجان عصبانی می شد،به سطل پرآبی،یه دبه ای،یه چهارپایه ای...ىِ لگد محکمی میزد و ؛هیچ.هیچ نمیگفت. بعد خان دایی،بعد چوپان. خوب؛تااینجا دانستیم،بعضی از آقایان؛ خشم خودشان را با شوت کردن...حل...
-
ز آنچه می بافی همه روزه بپوش...
جمعه 23 شهریور 1397 16:22
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد؛ بیسواد حقیقی است، هرچند تمام کتاب های جهان را خوانده باشد،... اگر درونت پراز خشم و نفرت است؛ بدان که هیچگاه چیزی نیاموخته ای.... #`کریشنا _مورتی` ***** ****حیاط آقاجان و پرتقال معطر احوال:) ***** ****قسم به عناب عزیزم:محبوب خوش رنگم:))
-
ماچ پرتزی و ...
جمعه 23 شهریور 1397 10:43
******* دستِ دادای شش ساله رو میگیرم و دوتا یکی پله ها رو بالامیریم.... سلام و احوال پرسی با خانم پرستارِ پشت میز ... به دادا- اشاره میکنم ؛ روی یکی از صندلی های کیلینیک بشینه . خودم میرم سمت پذیرش . چندنفری منتظر نشسته اند.بنظرمیرسه همراهِ بیمارباشن.آره همره بیمارا هستن، دفترچه را همراه مبلق ویزیت ، روی پیشخوان می...
-
تو که نازنده بالا دلربایی...
پنجشنبه 22 شهریور 1397 17:48
***** روی پاگرد پله ها هستم. پتومسافرتی ها و ملحفه ها رو پهنِ بند رخت کردم و مشغول تماشای آسمون میشم. تکه ابرهای سفید آسمونو دوست دارم.خصوصا وقتهایی که آسمون آبی وآرام روشنِ... ازهمین زاویه ؛آسمون شبهای قشنگی هم داره،...با ماه.بی ماه.باستاره.بی ستاره.شبهای بارونی و برفی،... گاهی وقتا دم غروبی میام و صدای اذون...
-
ورای نوروظلمت؛از زمین وآسمان فارغ!
پنجشنبه 22 شهریور 1397 10:49