-
پس از 72 ساعت...
یکشنبه 19 تیر 1401 16:06
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 تیر 1401 10:42
عروسی علی همین موقع ها بود.تو حیاط آذین بسته شده یِ خونه ی پدر زن علی. به سال ۱۳۶۷؟۶۸? دقیق یادم نیست.ولی دقیقا همین موقه ها بود و...آن وقتی که ضبط روشن شد و موسیقی بلند شد.دختر عمو بزرگه گفت :من دیگه نمی تونم سر جام بشینم"داوود خان می خواند و دختر عمو بزرگه طبق کلاس رقصی که.. .قبل ان ق لاب گذرانده بود،پیچ و تاب...
-
پوستر فیلم!
پنجشنبه 16 تیر 1401 08:41
-
Comme un fou
پنجشنبه 16 تیر 1401 08:33
جایی خوندم که: "آدم باید یاد بگیرد چطور موسیقی خودش را بنوازد. آنوقت است که رهایی اتفاق میافتد و بغض بسته در گلو میشکند، درهای مخفی قلعه باز می شوند و هوا، نور و زندگی جریان پیدا میکنند."... لبخندم گرفت. مکث کردم و بعد خواندم: "سکوت در عین تمام زیباییهایش، با وجود همهی آرامش و اعجازی که در خود...
-
یک تصویر و یک ترانه
چهارشنبه 15 تیر 1401 07:30
مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی نمیکند دانلود آهنگ های قدیمی، سنتی و جدید
-
از میان هاتویی هایِ..
سهشنبه 14 تیر 1401 13:38
وسطِ چشم خانه ی پر اشکم لبخندی بزن تا در افق همچو خورشید تا همیشه پیدا باشی و من خنده یِ شادی سر می دهم # روز قلم مبارک و اما خلاصه ی داستان؛ از اون مدل فیلم هاییه که،وقتی تموم میشه،شخصیت ها تا مدت ها،حی و حاظر زندگی را در ذهن آدم ادامه میدهند و...آدم حسابی از تهه دل می خنددو... نگاهی به فیلم +والبته که،دست فرمون...
-
لــه ئی شرشر وارانـه
یکشنبه 12 تیر 1401 19:47
-
در ستایش سینما...
یکشنبه 12 تیر 1401 09:32
سینما با سینما فرق دارد # علی_معلم پ.ن
-
یک تصویر!
یکشنبه 12 تیر 1401 09:26
-
عنوان ندارد!
جمعه 10 تیر 1401 10:05
نه چراغی برای ماندن وُ نه چمدانی که سهمِ سَفَر ...! تنها میدانم که سپیدهدَم از تحملِ تاریکی زاده میشود.... #سید علی_صالحی
-
سلام بر اندوهی که در قلبت جاریست...
جمعه 10 تیر 1401 09:24
-
...
سهشنبه 7 تیر 1401 19:12
جای مردان سیاست بنشانید درخت که هوا تازه شود... به خدا ایمان آرید ، به خدایی که به ما بیلچه داد تا بکاریم نهال آلو ؛ صندلی داد که رویش بنشینیم وبه آواز قمر گوش دهیم ، به خدایی که سماور را از عدم تا لب ایوان آورد ، و به پیچک فرمود : « نرده را زیبا کن! » به قول آقای کیارستمی: ﺍﺯ ﺳﺘﻢ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮشعر ! ﺍﺯ ﻇﻠﻢ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﭘﻨﺎﻩ...
-
یشمی خیلی سیاهِ!!
سهشنبه 7 تیر 1401 15:29
مرد شریف گفت کارگاهه کژالی، جزء بهترین هاست، حرف نداره. عرض کردیم .پس اون مبل ها رو ببرید ؛ سبز یشمی برشون گردونید، و بدین سان.آقای وانتی آمدند و مبل ها را بردند . . . . آیکن یک هفته بعد. آیکن وانت دم در، آیکن من و دادا رسیدیم پشت در، آیکن در گشوده شد و ما _ مات و مبهوتِ مبل های پشت وانت. که آقای وانتی گفت:کافیه یه...
-
می دیل ترره و اوتابستانانه ره تاسیانه...
سهشنبه 7 تیر 1401 08:13
-
.
دوشنبه 6 تیر 1401 09:13
وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى یَحْلُمُ عَنِّى حَتَّىٰ کَأَ نِّى لَاذَنْبَ لِى... خدا را سپاس که بر من بردباری میکند تا آنجا که گویی مرا گناهی نیست...
-
می دیل به واست!
دوشنبه 30 خرداد 1401 22:09
-
شرح حالِ اکنون به روایت گل آقای مرحوم
جمعه 27 خرداد 1401 07:01
از نو، همه اجناس به بازار گران شد گردید گران، آن چه که ده بار گران شد کالای به دکان و توی حجره و پستو هم جنس تلنبار به انبار گران شد پوشاک گران گشت به مانند خوراکی دارو ز برای من بیمار گران شد نان گشته سبک وزن، که یک نوع گرانی است بر گرده ما بار، به تکرار گران شد! آن سبزی از شام بجا مانده که بوده است در روز مرا قاتق...
-
دانه، چو طفلی است در آغوش خاک. ..
جمعه 27 خرداد 1401 06:54
با هم بخوانیم خوب.جونم براتون عرض کنه ،تصویری را که مشاهده می کنید،بوته ی کلم قرمز (دزفول)می باشد.که بنده از بازارچه ی سیاهکل یک عدد متوسط اش را خریده بودم؛که سرش را بریده_خورد کرده_سالادش نموده..؛سپس ها؛تَهَش را درون باغچه چال کردم و..به سلامتی .جوانه زد و به قولی جان گرفت. ولیکن برگ های زیبا و تر و تازه اش را که...
-
همین
چهارشنبه 25 خرداد 1401 23:24
به قول عباس آقایِ روان شاد:"بهترین حالت این است که میانِ دنیای واقعی و دنیای خیال رفت و آمد کنیم ..."
-
غروبِ سرزمین پدری!
دوشنبه 23 خرداد 1401 07:48
Hotel-California
-
آلاله زارِ گیلان
یکشنبه 22 خرداد 1401 09:29
طبیعت گیلان؛اثرِ استاد حبیب محمدی _( سال اثر؛۱۳۲۵)محل نگهداری؛ موزه رش ت . . . خوب.الحمدالله حال و احوال باغچه سبز و گلِ :) چهارتا نهال مرکبات و دوتا توت و شاه توت هم کاشتم. به سلامتی و خیر و خوشی...؛پری روز هم_جشن (عقد) نیکول کیدمنِ ولایت پدری مان بود . به اتفاق باباجی ،تا حدودی علف های هرز باغ را، از دور و اطراف دار...
-
بدون شرح!
شنبه 21 خرداد 1401 17:27
-
دیالوگ
شنبه 21 خرداد 1401 06:46
مستر فرحان: نا خدا خورشید همونِ که یه دست نداره؟ ملول :نه! همونِ که یه دست داره!
-
یک تصویر و دیگر هیچ!
پنجشنبه 19 خرداد 1401 12:04
-
زاهد خام که انکار می و جام کند...
پنجشنبه 19 خرداد 1401 12:00
آن وقت هایی که آفتاب؛ از پس ابرهای ضخیمِ خاکستریِ،خاکستریِ،خاکستری ؛بر می آمد و... از پنجره ی کلاس تو می زد؛ معلم در حال تدریس بود؛ و آن یک نفر آدم هم ،در حال تماشای نور و طاقچه و متعلقاتش. آن وقت هایی که معلم، توام تدریس قدم می زد و بالایِ سرِ آن یک نفر آدم می رسید و می پرسید؛حواست کجاست؟! آن یک نفر آدم با شرمندگی...
-
گُوشِ شنوا!
پنجشنبه 19 خرداد 1401 07:35
با هم گوش کنی م . . . بشنویم و قدم بزنیم
-
. . .
پنجشنبه 19 خرداد 1401 05:03
مگر دیده باشی که در باغ و راغ بتابد به شب کرمکی چون چراغ یکی گفتش ای کرمک شب فروز چه بودت که بیرون نیایی به روز؟ ببین کآتشی کرمک خاکزاد جواب از سر روشنایی چه داد که من روز و شب جز به صحرا نیم ولی پیش خورشید پیدا نیم
-
مثلِ عصرِ جمعه،سینما، ساندویچ. . .
چهارشنبه 18 خرداد 1401 14:34
-
کودک و پریوش
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:26
سه اصل را اگر مراعات کنید، آسایش بر شما فزون خواهد شد: 1.به وقت خوشحالی قول ندهید 2.به وقت خشم پاسخ ندهید 3.و در هنگام غم تصمیم نگیرید پ.ن بشنویم (البته ،به گمونم،خیلی بی ربط به آن سه اصلیِ که ابن سینا فرمودن)
-
همین
یکشنبه 8 خرداد 1401 15:33