-
بدون شرح!
سهشنبه 24 تیر 1399 12:14
-
دلم خواست!
دوشنبه 23 تیر 1399 19:24
با هم یه کلیپ تماشا کردیم. پرسید/تو کدوم یکی شونی؟ پرسیدم/خودت چی فکر می کنی؟ گفت/ اون آخری!! گفتم/آفرین دادای بادوش ام. پ.ن تصویر؛ زمین بین که از رنگ معشوق و عاشق/گهی سیب بیرون دهد گه شلیل.....هیچی دیگه/کمپوت شلیلِ. پ،ن؛کلیپِ/فیلمِ معلمیِ که اول صبح،(خواستین ببینین،براتون ایمیل می فرستم)دم در کلاس می ایسته،دانش...
-
مودیلیانی!
دوشنبه 23 تیر 1399 08:00
"هیچ دردی نیست که درمون نداشته باشه،جز بی کسی. . ." می ایستم کنار آب های پاک و گوش می سپارم به آوای بال های فراخ بر فراز براق نیلگون. . . پ،ن؛دیالوگ پست/متعلق به /آفاق/در فیلم سینمایی/نرگس/به کارگردانی رخشان بنی اعتماد محصول ۱۳۷۰ می باشد. پ،ن؛تصویر پست/متعلق به /منیر/در فیلم سینمایی/آشغالهای دوست داشتنی/به...
-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ!
دوشنبه 23 تیر 1399 00:01
-
چرا درخت نباشم؟!
یکشنبه 22 تیر 1399 10:56
آهای درختای انار! دیکته ی بی غلط کجاست؟ چرا تو آسمونمون پرنده گوشه گیر شده؟ " یغما گلرویی" پ.ن؛عصر جمعه.بین راه توقف کردیم ،که برای آقاجان ماست چکیده بگیریم.سرم رو از پنجره ی ماشین فرستادم بیرون،به قول مامان /بازمثل غاز به آسمون نگاه میکنی؟!/به آسمون نگاه کردم و همین تصویر رو دیدم . عنوان از رسول زاده...
-
همین.
شنبه 21 تیر 1399 12:18
" زبان بی نهایت همین اختلاطِ اشاره و لبخند است !" "سید علی صالحی" تماشایت می کردم با چشمانی که لهجه ی بوسه داشت. . .! "یغما گلرویی"
-
گشت گذار درخیابان دبیر اعظم!
شنبه 21 تیر 1399 12:02
-
من در بیان وصف تو حیران بمانده ام. . .
جمعه 20 تیر 1399 00:08
یک نفر جام شوکران کشید و از جهان گذشت یک نفر از میان شعله های بی امان گذشت یک نفر . . . آی عشق از میان شعله های تو چگونه می توان گذشت؟! شوکران یک گیاه بسیار سمی و خطرناک است. و معمولا کنار حصارها،کنارجاده ها،گودال ها ،مراتع و زمین های کشاورزی می روید. ولیکن تمام اعضای این گیاه از جمله گل و دانه خطرناک هستند.واگر شخصی...
-
یک تصویر!
پنجشنبه 19 تیر 1399 10:49
-
پنجره ی شرقی!
پنجشنبه 19 تیر 1399 10:43
بلاخره ورثه /خونه رو سپردن دست بساز بفروش. خونه ی مادربزرگ مهرسانا بانو/همساده بقل دستی رو عرض می کنم. چند روزیه که اساس کشی کردن.قراره یه دوازده واحدی جای همین خونه کلنگی سبز شه. درخت گلابی،گردو،اَنبه،هلو،...دلم برای باغچه شون /شور میزنه. امید که بگذارن همون جور گوشه ی حیاط بمونن. (_قرمه سبزی درحال جا افتادنِ.یه سر...
-
همین.
چهارشنبه 18 تیر 1399 06:40
-
من ز شرم شکوفه لبریزم. . .
سهشنبه 17 تیر 1399 21:14
" آه، گویی که این همه ` آبی ` در دل آسمان نمی گنجد. . ." شب ها قرص قمر ، روزها شمس تابان و آبی آسمان ! چه شب و روزایی.لباسها به بند رخت نرسیده،خشک می شوند. گفتم شمس!/گوش سپردم به دکلمه اش .دلم خواب آلودشد.چشمانم به زور و التماس نیمه باز. تلفن زنگ می خورد. مادر بود. پرسید "سبزی را با چه روغنی سرخ...
-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ!
سهشنبه 17 تیر 1399 08:56
-
ازمیانِ هاتویی های اویتامن!
دوشنبه 16 تیر 1399 20:25
صبح که شد دستت را به آغوش دست هایم می سپارم و راهی شیراز می شوم من دلتنگِ نارنج های بی بهارِ شهرِ بی تو شده ام. . . #سجاد_افشاریان ،،، می گه کجا می ری؟میگم،با چادر گل گلی؟کجا می رم ؟میگه،حیاط ،پیش گلدونا.میگم؛آفرین دادای باهوشم:/ ،،،کاکتوس های کوچولویی که مشاهده میکنید،سه روزه که به جمع ما ملحق شدن،و قراره زین پس باما...
-
یک تصویر!
یکشنبه 15 تیر 1399 15:20
-
بدون شرح!
شنبه 14 تیر 1399 22:28
-
صدای روشن شانه زدن قالی
جمعه 13 تیر 1399 19:19
یا من شاعر نیستم یا این کلمه ها و حرف ها فقیرند اما تو، همیشه مادری. . . # رضا_ دستجردی . . . شما میدونید؟ عزیزی که تو خواب هام ....پای دار قالى نشسته ! کی می تونه باشه؟ خیلی تند و فرضِ.خیلی قشنگ نخ رو گره می زنه،می بره...خیلی خوش ریتم شانه میکشه...هر ضربه ی شانه اش قلبم رو پاره پاره میکنه. . . .....،قد هزارسال/ دلم...
-
!!!
جمعه 13 تیر 1399 18:01
تنها دولت با ثبات دولتی است که در آن همه ی انسان ها در پیشگاه قانون یکسان باشند..... "ارسطو"
-
یک تصویر!
جمعه 13 تیر 1399 00:08
-
عنوان ندارد!
چهارشنبه 11 تیر 1399 13:27
خلاصه اینکه؛ سرگشته ی محضیم و در این وادی حیرت! عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم. . . بچه ها سوال پرسیدن رو دوست دارن.چرا؟چون بزرگترها همه ی سوالها رو بلدن. وقتی هایی هم که بزرگترها غرق کارهاشونن.بچه ها ور شون میگیره سوال بپرسن. و همونجوری که بزرگترها به کارهاشون می رسن...پاسخ گوی پرسش ها هم میشن. البته تا وقتی که...
-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ!
دوشنبه 9 تیر 1399 17:54
-
اجازه؟. . .
دوشنبه 9 تیر 1399 17:49
دوباره زنگ انشاء و چند موضوع کلیشه ای ولی تو برای من از هر سوژه ای تازه تری. . . "می خواهید در آینده چکاره شوید؟" اجازه آقا؟ _دوستش دارم و میخواهم تا آخر عمر همین کاره بمانم_ |حمید جدیدی| اومدن به ام میگن / استرس داریم!! می پرسم واسه ی چی؟ میگن کارنامه !! میگم هرچی شد قبوله قبوله. میگن؛ اگه تجدید شدیم؟ میگم...
-
یک تصویر!
یکشنبه 8 تیر 1399 10:32
-
همین.
یکشنبه 8 تیر 1399 10:01
"میخواهی دلتنگ نباشم انگار که بخواهی، شیروانی هایِ "رشت"خیس نباشند . . ." . *خداوندا برای بارش های به وقتت شاکر و سپاسگزاریم... * /خدا روی چمن ها و شالیزار ها می دمد ....خدا هر جا که بوی گندم و آب و علف باشد/درآنجاست.....
-
و اناری که دلش قصه ی یک رنگی ست. . .
شنبه 7 تیر 1399 19:00
-
یاقوت!
شنبه 7 تیر 1399 17:58
هرکجا کلمه کم می آوردم تو را بلند به نامِ کوچکت آواز می دهم بی برو برگرد هفت شب و هفت روزِ تمام می بینی دارد از آسمان واژه می بارد.... *جایی خوندم/فریدون فروغی ترانه ی "همیشه غایب"رو از زبان یاقوت(زن سرخ پوش میدان فردوسی)خونده.قشنگ خونده. ولییییی/سوسن بانو با شعری که معینی کرمانشاهی در وصف زن سرخ پوش ("...
-
ورای نور و ظلمت؛از زمین و آسمان فارغ!
جمعه 6 تیر 1399 18:09
-
سلام . . .
جمعه 6 تیر 1399 18:05
آنقدر دوستت می دارم که یادم رفته است برای چه به دنیا آمده ام و یادم رفته است مرا تنها برای سرودنِ سپیده دم آفریده اند. انقدر دوستت می دارم که انگار یک نفر دیگرم، و نمی فهمم این مردم خسته چرا شعرهایِ ساده مرا می خوانند! با این حال خوشحالم که در این سرزمین زندگی می کنم اینجا با همه ی مرارت هایش کافی ست به کسی که از...
-
یک تصویر!
جمعه 6 تیر 1399 08:28
-
یه شب مهتاب. . .
جمعه 6 تیر 1399 00:01
حیات،خوابی است و محبت رویای آن. # آلفرد_دوموسه آدمی زاد فراموش کاره. وقتی درد داره قیل و داد می کنه. داد می کشه و بعد یادش میره... درد که همیشه درد نمی مونه.یا درمون میشه.یا آدم بهش انس می گیره. . . /دوخط از؛ خواب زمستانی _گلی ترقی . . خدا رو شکر امسال اوضاع لیمو دار خیلی خاسِ . پ.ن: بدون درد زیستن،عشق به زندگی امکان...