-
همین.
یکشنبه 26 مرداد 1399 00:00
از دروغ بپرهیز، از همه ی دروغ ها،مخصوصا دروغ به خودت! مراقب خودت باش و هر ساعت ،هر دقیقه،آن را وارسی کن. . . از سرزنش بپرهیز، هم سرزنش خودت و هم سرزنس دیگران؛ انچه در تو بد می نماید به صرف این حقیقت که آن را در خودت مشاهده کرده ای پالایش می یابد! از ترس دوری کن، گرچه ترس صرفا پی آمد هر دروغی است. از کم دلی خودت در...
-
خسته ؛باکوله باری از یادها. . .
شنبه 25 مرداد 1399 23:52
با تو در این لکّه ی قانعِ آفتاب اما مرا پروای زمان نیست. . . 'شاملو'
-
تویی آن دعای خورشید که مستجاب گشتی. . .
شنبه 25 مرداد 1399 09:05
-
شاید اگرت توانِ شنفتن بود. . .
شنبه 25 مرداد 1399 00:49
آه ، تو می دانی می دانی که مرا سرِ باز گفتنِ بسیاری حرف هاست. . . *شاید اگرت توان شنفتن بود پژواکِ آوازِ فروچکیدنِ خود را در تالارِ خاموشِ کهکشان هایِ بی خورشید- چون هُرَّستِ آوارِ دریغ می شنیدی: -کاش کی کاش کی. . . پ.ن؛به کلمه ی پژواک دقت کنید،به تالارخاموش و هرست آوار دقت کنید،... مرحوم شاملو کلمات رو بی دلیل کنار...
-
چو خویشِ جان خود جان تو دیدم. . .
جمعه 24 مرداد 1399 10:47
-
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست. . .
جمعه 24 مرداد 1399 09:49
پیش تر ها خوانده بودم؛ "سهراب سپهری در شعر بلند" مسافر" با مرد مسافری که همسرفش در سیاحت دور و درازدر آفاق احساس و عاطفه و اندیشه است،درباره تنهایی اش و تنهایی همیشه ی عاشقان گفتگو میکند." "ودر تنفس تنهایی دریچه های شعور مرا به هم بزنید. مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید حضور هیچ ملایم را به من...
-
صدای آب می آید؟یا من تشنه ی زمزمه ام!
جمعه 24 مرداد 1399 00:37
ستمگران از هر سعادتی برخوردارند و از آن میان از سعادت کر بودن نیز. . . افسانه های تبای_ سوفوکلس . . و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله ی نورها دراز کشید و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی درها برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم. "سهراب سپهری"
-
لطفا ،خواهشا تب کنگو رو جدی بگیرید!
پنجشنبه 23 مرداد 1399 19:16
لطفا ، خواهشا بساط پیک نیک تونو کنار چراگاهای گاوا پهن نکنید. لطفا، خواهشا" مراقب خودتون و بچه هاتون باشین. ،،، دوستی پرسیده بود،با گلا صحبت میکنی، با گاوا هم حرف می زنی؟ عرض کردم ،بله،باهاشون حرف می زنم. ولیکن مثال تصویر،یعنی باهمچین فیگوری گوش می گیرن.*_*
-
همین.
پنجشنبه 23 مرداد 1399 13:43
-
چیزی که نمی دانم چیست!!
چهارشنبه 22 مرداد 1399 15:07
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد آرزومند نگاری به نگاری برسد دیده بر روی چوگل بنهد و نبود خبرش کر چه بر دیده ز نوک مژه خاری برسد گر چه در دیده کشد هیچ غبارش نبود هر کجا از قدم دوست غباری برسد لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای که پس از دوری بسیار به یاری برسد قیمت گل بشناسد مگر آن مرغ اسیر که خزان دیده بود پس به بهاری...
-
رازو نیاز عاشق محتاج گفتگو نیست. . .
چهارشنبه 22 مرداد 1399 09:30
ما بی نیاز گفتن بی گفتن و شنیدن در حال گفتگوییم در لحظه های دیدن . یکی بعد سالها داریوش گوش کنه ؟چه معنایی می تونه داشته باشه؟ پرسیدم؛کدام ترانه؟ گفت؛مگه فرقی ام میکنه؟ گفتم؛نه!همین جور الکی پرسیدم !! گفت؛مگه سوال الکی ام می پرسن؟ گفتم؛بله،تا دلتون بخواد. همین :)جور نگام کرد. گفتم؛برای ارزیابی هوش و حواس و دایره...
-
بدون شرح!
چهارشنبه 22 مرداد 1399 08:58
-
دل من روشن است . . .
چهارشنبه 22 مرداد 1399 08:45
ای کاشف آتش در آسمان دلم توده برفی است که به خنده های تو دل بسته است. . . "شمس لنگرودی" من دیواری خواهم بود و سقفی، نگاهبان. آسمانی خواهم بود و کوهی از خوبی. . . "سیلویا پلات"
-
یک تصویر!
چهارشنبه 22 مرداد 1399 00:13
-
شکوفه ی شب!
دوشنبه 20 مرداد 1399 13:07
" عطرِ الاولین نشاطی از بوی خوشِ جانِ توست . . . " "شاملو" نام گل؛پامچال یا شکوفه ی عصر! *آرامش و صفای این گل و امثال گل های شب.. ،بعد یک زور/یا نیم روز کاری ،..نصیب همه ی شما عزیزان باشد...
-
همین.
دوشنبه 20 مرداد 1399 11:09
-
دیروز (سرزمین پدری)به روایت تصویر!
دوشنبه 20 مرداد 1399 09:23
. . . . . .
-
ده م ئیواره دو یه که . . .
یکشنبه 19 مرداد 1399 11:16
با غروب این دل گرفته مرا می رساند به دامن دریا می روم گوش می دهم به سکوت چه شگفت است این همیشه صدا لحظه هایی که در فلق گم شدم با شفق باز می شود پیدا چه غروری چه سرشکن سنگی موجکوب است یا خیال شما؟ "محمد علی بهمنی" پ.ن؛نیشتمان باوگ مان.
-
بدون شرح!
شنبه 18 مرداد 1399 00:40
-
همین.
پنجشنبه 16 مرداد 1399 08:52
* "زیر ساخت زندگی شما،وجود جوی از عشق و محبت است." * "در عشق و آشپزی ،جسورانه دل را به دریا بزن." *"این سه میم را همواره دنبال کن،محبت و احترام به خود؛محبت به همگان،مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای." *"بخشی از هر روز خود را در تنهایی گذران." #دالایی-لاما
-
دو تصویر!(دالان اقاقیاها و یاس وحشی)
پنجشنبه 16 مرداد 1399 08:35
-
دل قطره قطره شد. . .
پنجشنبه 16 مرداد 1399 07:31
یا خوا، زور شالی زارانِ هوای بدار. . .
-
من تو را از تخیل خداوند ربوده ام. . .
پنجشنبه 16 مرداد 1399 07:25
آیا هر یک نامی دارد؟ - هر گندم - آیا هر یک دیگری را با آن نام می خواند؟ یا آزاد ست -بی طبقه بی نام و بی مرز- هر گندم، به همان شکل که هست، در گندمزار: چرخ زنان با هر رقص باد شاد از بودن تا چشم می بیند. . . "سیما یاری"
-
سر ننه سرم ده تی گوج!
چهارشنبه 15 مرداد 1399 14:50
-
همین.
چهارشنبه 15 مرداد 1399 09:59
" قدرتمند ترین جنگجویان دو چیز هستند، صبر و زمان." #شاملو؛ ومن آنروز را انتظار می کشم/حتی روزی/که دیگر نباشم. . . # این تصویر از دادایِ عزیزِ. . . . . "و چندان که آسمان سقفی از پنبه های خاکستری اَبر می شود و باران زمزمه می کند . . ."
-
غاری پر از تاریک و صدای . . .
سهشنبه 14 مرداد 1399 13:28
و قرن ها بعد تو را همچنان دوست خواهم داشت آن قدر که در خیال بافی آن همه عشق؛ تو در سفینه ای نزدیک من. . . "بیژن نجدی"
-
بدون شرح!
سهشنبه 14 مرداد 1399 08:30
-
انگشتانت بوی انار می دهند. . .
دوشنبه 13 مرداد 1399 09:07
"عاقل آنست که منکر نشود مجنون را کانکه نظاره لیلی نکند مجنونست. . . " "خواجوی کرمانی" انگشتانت بوی انار می دهند بهشت را دانه دانه بر لبانم بگذار. . . "فریده برازجانی"
-
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور. . .
یکشنبه 12 مرداد 1399 21:14
-
دیالوگ!
یکشنبه 12 مرداد 1399 11:28
" هر اتفاقی که فردا بیفته، ما امروز رو داشتیم . . . " `One Day`