<< ابرِ ارغوانی >>

<< ابرِ ارغوانی >>

سلام؛عالی ترین صدای موسیقایی نزد پروردگار محسوب می شود,...*داریوش علیزاده*
<< ابرِ ارغوانی >>

<< ابرِ ارغوانی >>

سلام؛عالی ترین صدای موسیقایی نزد پروردگار محسوب می شود,...*داریوش علیزاده*

نور او،

به مَثَل،

چون چراغ واره ئی ست در او چراغی که،

در آبگینه ئی همانند اختری تابناک،

میفروزد از زیتون بُنی گُوالنده،

نه هماره آفتاب‌سوز نه هماره سایه سو،

که برتافتنی ست زیت او،

ولو بی آتش:

نور علی نور!



ادامه مطلب ...



 وأنتَ المَفْرَعُ فِی المُلِمَات


و تو پناهی ، در هر پیشامد بد


-صحیفه سجادیه


وای بر من!


به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را
تا کشم از سینهٔ پردرد خود بیرون
تیرهای زهر را دلخون؟

وای بر من!

-نیمایوشیج - ۲۴ بهمن ۱۳۱۸

مانده تا برف زمین آب شود.
مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر.
ناتمام است درخت.
زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
و طلوع سر غوک از افق درک حیات.
مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید.
در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد
و نه آواز پری می رسد از روزن منظومه برف
تشنه‌ی زمزمه‌ام.
مانده تا مرغ سرچینه هذیانی اسفند صدا بردارد.
پس چه باید بکنم
من که در لخت ترین موسم بی چهچه سال
تشنه‌ی زمزمه‌ام؟
بهتر آن است که برخیزیم
رنگ را بردارم

روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم.

-سهراب سپهری

پ.ن

ببینیم





مرا که خسته ترم  

هر چه از تو دورترم!

مرا که مرگ من است

اینکه از تو بی خبرم .   .  .



بشنویم 


سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى...



تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر میشود ، دل است....دلِ آدمی‌زاد. باید مثلِ انار چلاندش، تا شیره‌اش در بیاید... حکماً شیره‌اش هم مطبوعه... عاشقی که هنوز غسل نکرده باشه، حکماً عاشقه، نفسش هم تبرکه...»
منِ او - رضا امیرخانی

بخوانیم و

بشنویم 

1397(رمز: 1346)

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

خوش داری چوم براهیِ. . .

  گفت:سالها دعا و درمان کردین.از حالا _تا خودِ  صبح  فردا _دعا کنید.که عمرش به دنیا نباشه.

که اگه آم ریکا هم ببرید...درمان بشو نیست.پس دعا کنید.دعا کنید.که  نه خودش عذاب بکشه.نه مادرش.

ادامه مطلب ...

چیکا دری سومی؟

 


پذیرایی را تمیز کرده ام؛

پنجره ها. توری ها.طاقچه ها.لوسترها.مبل ها.میز و صندلی ها.و نیم تخت و تشک و بالش و کوسن ها را.

پادری ها را هم شستم.کمد و کابینت ها.ظرف و ظروف‌ ها را هم.

هود و اجاق و یخچال را هم تمیز کردم.

مانده طاق و پله پیچ و

 پنجرهاش.

و بعد

الهی به امید تو

طبقه ی بالا


بشنویم 



حالا که می نویسم.

ساعت 22:14 دقیقه اس.

به لطف خدا.و نغمه ی پرنده ها .ابر و باد و مه و خورشید و کائنات  ..بخش زیادی از طبقه ی بالا را هم تمیز و

مرتب کرده ام.


 مانده  دو قالی و

چند قالی چه و 

تمام:)"





فردوسی

 مدارا خرد را برابر بود

خرد بر سر دانش افسر بود


ادامه مطلب ...

 من کو؟

مرا خبر نیست،

اگر مرا بینی،سلام برسان . . .


__ملاقات _شمس



  ادامه مطلب ...

 شعر عاشقانه هم شهید است

چرا که قلمروشان کشتارگاه بوسه هاست

شتاب زده می بوسمش،می ترسم زمان بگذرد.

خوب نبوسیده باشمش...

ادامه مطلب ...

 خانه بی‌تو خاموش است

خانه بی‌تو تاریک است

و کوچه، خیابان، شهر، دنیا...

ادامه مطلب ...

My Lord


      لکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَ لا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَداً «38»کهف]

من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛


But I [say], ‘‘He is Allah, my Lord,’’ and I do not ascribe any partner to my Lord

                                        علاج