نور او،
به مَثَل،
چون چراغ واره ئی ست در او چراغی که،
در آبگینه ئی همانند اختری تابناک،
میفروزد از زیتون بُنی گُوالنده،
نه هماره آفتابسوز نه هماره سایه سو،
که برتافتنی ست زیت او،
ولو بی آتش:
نور علی نور!

وای بر من!
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را
تا کشم از سینهٔ پردرد خود بیرون
تیرهای زهر را دلخون؟
وای بر من!
-نیمایوشیج - ۲۴ بهمن ۱۳۱۸

روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم.
-سهراب سپهری
پ.ن

تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر میشود ، دل است....دلِ آدمیزاد. باید مثلِ انار چلاندش، تا شیرهاش در بیاید... حکماً شیرهاش هم مطبوعه... عاشقی که هنوز غسل نکرده باشه، حکماً عاشقه، نفسش هم تبرکه...»
منِ او - رضا امیرخانی
گفت:سالها دعا و درمان کردین.از حالا _تا خودِ صبح فردا _دعا کنید.که عمرش به دنیا نباشه.
که اگه آم ریکا هم ببرید...درمان بشو نیست.پس دعا کنید.دعا کنید.که نه خودش عذاب بکشه.نه مادرش.
ادامه مطلب ...

پذیرایی را تمیز کرده ام؛
پنجره ها. توری ها.طاقچه ها.لوسترها.مبل ها.میز و صندلی ها.و نیم تخت و تشک و بالش و کوسن ها را.
پادری ها را هم شستم.کمد و کابینت ها.ظرف و ظروف ها را هم.
هود و اجاق و یخچال را هم تمیز کردم.
مانده طاق و پله پیچ و
پنجرهاش.
و بعد
الهی به امید تو
طبقه ی بالا
حالا که می نویسم.
ساعت 22:14 دقیقه اس.
به لطف خدا.و نغمه ی پرنده ها .ابر و باد و مه و خورشید و کائنات ..بخش زیادی از طبقه ی بالا را هم تمیز و
مرتب کرده ام.
مانده دو قالی و
چند قالی چه و
تمام:)"
شعر عاشقانه هم شهید است
چرا که قلمروشان کشتارگاه بوسه هاست
شتاب زده می بوسمش،می ترسم زمان بگذرد.
خوب نبوسیده باشمش...
ادامه مطلب ...لکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَ لا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَداً «38»کهف]
من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛
But I [say], ‘‘He is Allah, my Lord,’’ and I do not ascribe any partner to my Lord